رجعت

مداحی منتخب

نه فقط من که همه ایران صدات می زنن

00:00 / 00:00

آینه و اسپند بیارید صاحب دنیا اومده

00:00 / 00:00

پرده افتاد و جهان دید خداوندش را

00:00 / 00:00

ادعیه منتخب

نوشته‌های منتخب

نوشته‌های منتخب (حالت دوم)

دلنوشته مهدوی

زمان مطالعه: 40 دقیقه

فهرست مطالب

تعریف رجعت

واژه رجعت از ریشه رجع و مصدر مرة، به معنای «بازگشتی یکتا و ویژه» است. در لغت‌نامه‌های لسان العرب و اقرب الموارد، واژه‌های کرّه، ردّ، حشر و ایاب به عنوان لغت‌های مترادف رجعت گزارش شده‌است؛ البته که بین این واژه‌ها تفاوت‌هایی وجود دارد که در ادامه مطلب بررسی خواهد شد.

رجعت، به معنای زنده‌شدن گروهی از مردگان، پیش از قیامت است. از نظر زمانی بحث رجعت در مورد، بین الظهور و المعاد است؛ یعنی قبل از وقوع قیامت کبری، گروهی از انسان‌ها به دنیا باز می‌گردند و درواقع می‌توان گفت، رجعت بستری برای معراج شیعیان می‌باشد و همچنین باید مدنظر داشت که زنده شدن مردگان باتوجه به شواهد قرآنی موجود امری غیرطبیعی و بدیع نیست، بعنوان نمونه در قرآن داریم:

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ

آیا به کسانی که از ترس مرگ، از خانه‌های خود در حالی که هزاران نفر بودند، بیرون آمدند ننگریستی؟

پس خدا به آنان فرمود: بمیرید [و آنان بدون فاصله مردند،] سپس آنان را زنده کرد،

و خدا نسبت به مردم دارای فضل و احسان است، ولی بیشتر مردم سپاس نمی گزارند.

سوره بقره، آیه243

یا به‌عنوان نمونه دیگر در روایتی از امام باقر (علیه‌السلام) این چنین آمده‌است:

عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ اَلْمَوْتِ»[2] لَمْ يَذُقِ اَلْمَوْتَ مَنْ قُتِلَ وَ قَالَ: لاَ بُدَّ مِنْ أَنْ يَرْجِعَ حَتَّى يَذُوقَ اَلْمَوْتَ[3]

از زراره نقل شده، امام باقر فرموده‌اند: همه نفوس مرگ را خواهند چشید، آن کسی که کشته شده، مرگ را نچشیده و فرمود: دوباره باید بازگردد تا طعم مرگ را بچشد.[4]

یا در روایتی دیگر با مضمونی مشابه، مجدد از امام باقر (علیه‌السلام) داریم:

…… إِذَا رَأَيْتَ هَؤُلاَءِ فَعِنْدَ ذَلِكَ هُمُ اَلَّذِينَ اِشْتَرَى مِنْهُمْ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ يَعْنِي فِي اَلرَّجْعَةِ‌ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلاَّ وَ لَهُ مَيْتَةٌ وَ قَتْلَةٌ مَنْ مَاتَ بُعِثَ حَتَّى يُقْتَلَ وَ مَنْ قُتِلَ بُعِثَ حَتَّى يَمُوتَ‌[5]

هرگاه اينان را ديدى بدان اينان همان‌ها هستند كه خداوند جان و مالشان را خريده (و اين) يعنى در رجعت. آنگاه امام باقر عليه السلام فرمود: هيچ مؤمنى نيست جز اينكه مُردنى دارد، و كشته شدنى، هركه بميرد زنده شود تا كشته گردد، و هركه كشته شود، زنده گردد تا بميرد».

رجعت از اعتقادات اختصاصی شیعیان است و برای اثبات آن به قرآن و روایات استناد می‌کنیم. همچنین رجعت از ضروریات مذهب شیعه می‌باشد و بر حقانیت آن، ادعای اجماع شده‌ است.

در شیعه دو اعتقاد بدون مثل داریم که باعث انگیزه فراوان درون ما می‌شود و به زندگی رنگ و بوی دیگری می‌دهد، یکی بداء و دیگری همین رجعت می‌باشد، این دو مورد قسمتی‌ از اعتقادات شیعیان هستند که بسیار جای بحث دارند و از مطالب دشوار هستند. در ادامه مطالب بررسی خواهد شد که رجعت چرا باعث انگیزه برای شیعیان می‌باشد.

بعضا با آن که اصل رجعت را با استناد به روایات متواتر پذیرفته‌ شده، اما در جزئیات و چگونگی آن نظرات مختلفی وجود دارد، برخی بر این باور هستند که رجعت‌کنندگان با همان بدن‌هایی که در زندگی دنیا بوده‌اند دوباره رجعت می‌کنند. برخی نیز گفته‌اند با بدن‌ مثالی رجعت می‌کنند. برخی نیز معتقدند که اصل رجعت مورد اتفاق است، ولی علم به جزئیات و چگونگی آن نزد خدا و اولیائش می‌باشد.

در روایتی نقل شده مامون از امام رضا (علیه‌السلام) در مورد رجعت سوال پرسید:

فقال المأمون يا أبا الحسن فما تقول في الرّجعة فقال الرّضا عليه السّلام إنّها لحقّ قد كانت في الأمم السّالفة و نطق به القرآن و قد قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يكون في هذه الأمّة كلّ ما كان في الأمم السّالفة حذو النّعل بالنّعل و القذّة بالقذّة[6]

مأمون گفت: يا ابا الحسن! چه مى‌گويى در رجعت‌؟  حضرت فرموند: رجعت حق است و در امّت‌هاى سابق بوده و قرآن به آن ناطق شده و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودند: در اين امّت خواهد بود همتا و برابر آن‌چه در امّت‌هاى پيش بوده.

نکته مهمی که قابل توجه است طبق نقلی که در روایات به ما رسیده زمان دقیق برای رجعت نمی‌توان تعیین کرد، در کتاب مختصرالبصائر نقل شده:

فَلَمَّا أَخْبَرَهُمْ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه و آله و سلم مَا يَكُونُ مِنَ الرَّجْعَةِ قَالُوا : مَتَى يَكُونُ هَذَا؟ قَالَ اللهُ تَعَالَى: قُلْ يَا مُحَمَّدُ (إِنْ أَدْرِي أَ قَرِيبٌ ما تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَداً)[7]

چون پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قضيه رجعت را به آنان خبر داد، گفتند: اين چه زمانى خواهد بود؟ فرمود: خداوند مى‌فرمايد: بگو اى محمّد من نمى‌دانم آنچه به شما وعده داده شده نزديك است يا پروردگارم (فاصلۀ) زمانى براى آن قرار مى‌دهد.[8]

رجعت دارای مراحل متفاوتی می‌باشد و از مراحل اصلی آن می‌توان کَرَّه و ایاب را نام برد و در روایات نیز از همین الفاظ استفاده شده.

کَرَّه قسمت ابتدایی رجعت می‌باشد و مخصوص افراد خاصی می‌باشد و در این مرحله افراد رجعت کننده در رکاب امام زمان (عجل‌الله فرجه) جهت برچیدن بساط ظلم قیام می‌کنند، به‌عبارت دیگر کَرَّه عبارت است از برگشت در عین جهاد و حرب به‌همراه امام زمان (عجل‌الله فرجه).

در ادامه بررسی خواهد شد، روایاتی پر تعداد در این زمینه وجود دارد که گروهی از انسان‌ها به دنیا باز خواهند گشت و در کنار امام زمان (عجل‌الله فرجه) مبارزه خواهند کرد و از ظالمان انتقام خواهند گرفت و ظلم و فساد را از بین خواهند برد.

به‌عنوان مثال مرحوم علامه مجلسی قبل از نقل دعای عهد روایت ذیل را نقل کرده‌اند:

سَيِّدَنَا اَلْإِمَامَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ اَلصَّادِقَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ يَقُولُ‌:

مَنْ دَعَا إِلَى اَللَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِهَذَا اَلْعَهْدِ كَانَ مِنْ أَنْصَارِ قَائِمِنَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ وَ إِنْ مَاتَ أَخْرَجَهُ اَللَّهُ إِلَيْهِ مِنْ قَبْرِهِ وَ أَعْطَاهُ اَللَّهُ بِكُلِّ كَلِمَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَيِّئَةٍ وَ هُوَ هَذَا اَلْعَهْدُ[9]

امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرمایند:

هرکس چهل صبحگاه این دعا را بخواند از یاوران حضرت قائم(عجل‌الله فرجه) خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خدای تعالی او را زنده خواهد کرد تا در رکاب آن جناب جهاد نماید و به شماره هر کلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته می‌شود و هزار کار بد از او محو می‌گردد.

ایاب مربوط به دورانی هست که دولت مرکزی ائمه استقرار پیدا کرده و وضعیت دنیا بسیار مطلوب شده و فرج رخ داده‌است، در واقع کَرَّه مقدمه‌ای برای ایاب است.

جهت روشن‌تر شدن این مطالب و ارتباط بین بحث رجعت و مهدویت، در ادامه در بخش‌های آثار و نتایج رجعت ، ارتباط رجعت و مهدویت بیش‌تر بحث خواهیم کرد.

اهمیت اعتقاد به رجعت

پیش‌تر گفته شد رجعت از ضروریات مذهب شیعه می‌باشد و باید توجه داشت که انکار ضروری دین باعث خروج از دین می‌شود.

جهت اشاره به اهمیت اعتقاد به ضروریات دین، می‌توان کلام مرحوم صاحب جواهر را مشاهده کرد:

بل الظاهر حصول الارتداد بإنكار ضروري المذهب كالمتعة من ذي المذهب أيضا لأن الدين هو ما عليه ، ولعل منه إنكار الإمامي أحدهم[10]

بلکه روشن است که انکار ضروری مذهب موجب خروج از دین می‌شود مثل متعه درتشیع، زیرا که دین همان چیزی است که او برآن است و شاید انکار یکی از امام‌ها از این قبیل امور باشد.

در مورد ضروری بودن رجعت، گفته می‌شود روایاتی که در باب رجعت وارد شده متواتر معنوی است، این قضیه به قدری جدی می‌باشد که نقل شده اگر رجعت را بعنوان مطلب متواتر نپذیریم، هیچ مطلبی را نمی‌توان متواتر دانست. همین که مطلبی به حد تواتر رسیده است نشانه از اهمیت آن می‌باشد. به‌عنوان نمونه می‌توانیم به مطلب علامه مجلسی در کتاب رجعت[11] اشاره کنیم:

… و اكثر علماى ما دعوى اجماع بر حقّيّت رجعت كرده‌اند مثل: «محمّد ابن بابويه (شیخ صدوق)» در رساله اعتقادات و «شيخ مفيد» و «سيّد مرتضى» و «شيخ طبرسى» و غير ايشان از اكابر علماى اماميّه.

و هميشه ميان شيعه و مخالفين در اين مسأله نزاع بوده است و سنّيان در اين باب بر ايشان طعن مى‌زده‌اند و ايشان جواب‌هاى شافى مى‌گفته‌اند و كتاب‌هاى بسيار در اين باب تصنيف كرده‌اند و «شيخ نجاشى» رحمه اللّه در كتاب رجال نقل كرده است كه ابو حنيفه به نزد مؤمن الطّاق كه از اكابر محدّثين شيعه است آمد و بر سبيل سخريّه[12] گفت كه تو چون به رجعت اعتقاد دارى پانصد درهم به من قرض بده تا در رجعت به تو پس دهم، او در جواب گفت كه تو ضامنى بده كه به صورت آدم برخواهى گشت، بلكه به صورت ميمون و خوك برگردى.[13]

و «شيخ ابن بابويه» در كتاب «من لا يحضره الفقيه» روايت كرده است از حضرت صادق عليه السّلام كه از ما نيست كسى كه ايمان به رجعت ما نداشته باشد و متعه را حلال نداند.[14]

و اين حقير در كتاب «بحار الانوار» قريب به دويست حديث از زياده از چهل [نفر از] مصنّفين علماى اماميّه كه در پنجاه اصل معتبر ايراد نموده‌اند بيرون نوشته‌ام، هركه را شكّى باشد به آن كتاب رجوع نمايد.[15]

و احاديث در باب رجعت حضرت امير المؤمنين و حضرت امام حسين عليهماالسّلام به اعتقاد فقير، متواتر است و در باب رجعت ساير ائمّه نزديك به تواتر و آنچه در اين رساله ايراد نموده‌ايم براى مصنف كافى است – و اللّه يهدى من يشاء إلى صراط مستقيم.

در روایتی دیگری درمورد اهمیت رجعت از امام صادق (علیه‌السلام) داریم:

لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِرَجْعَتِنَا وَ لَمْ يَسْتَحِلَّ مُتْعَتَنَا[16]

كسى كه ايمان به رجعت ما ندارد و متعه (عقد موقت) را حلال نداند از ما نيست.

در ادامه در قسمتی مجزا نظرات بزرگان محدثین در مورد رجعت بررسی خواهد شد.

علت کمتر پرداختن به رجعت

چندین عامل را بررسی خواهیم کرد که بعضا باعث شده کمتر به رجعت پرداخته شود؛ نکته مهم در این قضیه آن است که اصولا فهم درست و کاملی از رجعت برای برخی افراد نبوده و باعث شده تا رجعت با برخی مفاهیمی همچون تناسخ و یا معاد اشتباه گرفته شود.

1- درگیری عالمان شیعه با مخالفان

شیعه در طول تاریخ در اقلیت بوده و علمای شیعه اکثرا درگیر اثبات اصول اصلی اعتقادی بودند و این مورد باعث شده در گذشته نسبتا کمتر به رجعت پرداخته شود.

2- دشواری تحقیق در موضوع رجعت

همانطور که پیش‌تر بیان شد، بعلت پیچیدگی موضوع رجعت کمتر به آن پرداخته شده.

3- پراکندگی روایات رجعت

روایاتی که در مورد رجعت نقل شده پراکنده هستند و در بین علمای متقدم دسته‌بندی‌ای برای رجعت ارائه نشده، شناخت روایت رجعت هم کار پیچیده‌ای است.

بعضا روایتی در مورد رجعت بوده، اما ذیل بحث معاد قرارداده شده!

البته برخی بزرگان در این حوزه فعالیت‌های قابل توجهی انجام داده‌اند که در ادامه بررسی خواهد شد و منابع رجعت پژوهی مفصلا معرفی می‌شوند.

4- بدفهمی موضوع رجعت توسط غیرشیعه

در بحث رجعت چالشی که وجود دارد برخی افراد مطلب را با تناسخ اشتباه می‌گیرند، چون هر دو مفهوم مربوط به زندگی مجدد و زنده شدن می‌باشد، باعث شده تا فهم برخی افراد بین رجعت و تناسخ محل اختلاف باشد.

برخی از افراد نیز متاسفانه اشتباه متوجه اصل رجعت شده‌اند و رجعت را با معاد اشتباه گرفتند، که این مورد هم صحیح نمی‌باشد زیرا رجعت و معاد با وجود اینکه شباهت‌هایی دارند اما تفاوت‌هایی مهم دارند و متمایز از یکدیگرند.

بعنوان نمونه یک مورد را بررسی خواهیم کرد.

ناصر بن عبدالله بن علی القِفاری، نویسنده وهابی و ضدشیعه اهل عربستان و از مروجان اندیشه‌های ابن‌تیمیه است. قفاری، شیعیان را به‌جهت باورهایشان کافر و مشرک و دارای احکام مشرکان همچون نجاست و جواز قتل می‌داند. گفته شده تمام تلاش او در راستای نقد شیعه و اثبات کفر و شرک شیعیان است.

ناصر بن عبدالله در سال ۱۴۰۷ق در مقطع دکتری در رشته اعتقادات با دفاع از رساله‌ای با عنوان «اصول مذهب الشیعة الامامیة الاثنی عشریة؛ عرض و نقد» از دانشگاه اسلامی امام محمد بن سعود در ریاض عربستان فارغ التحصیل شد. این رساله با همین عنوان به صورت کتاب سه جلدی چاپ شده و به‌عنوان مهم‌ترین کتاب وهابیت در نقد شیعه، مهم‌ترین و مفصل‌ترین کتابی که در طول تاریخ بر ضد شیعه نوشته شده و مهم‌ترین تحقیق علمی دانشگاه‌های عربستان و کتاب درسی دانشگاهی شمرده شده است.

یکی از موارد مهمی که وی در رساله‌ی دکتری خود بررسی کرده همین بحث رجعت است و رجعت را همان تناسخ می‌داند و شیعیان را برای اعتقاد به این مطلب محکوم می‌کند.

5- رجعت با هر حکومت ظالمی شدیدا در تضاد است.

در رجعت روایاتی هست در این مورد که نبرد‌هایی بین گروه‌های حق و ناحق خواهد بود و تمامی ظالمین به سزای اعمال خود خواهند رسید، این مطالب باعث شده تا تعالیم رجعت همیشه در حالت تقیه و بصورت غیرمستقیم مطرح شود زیرا که حاکمان جور همیشه از نقل روایات با این مضامین جلوگیری می‌کردند. مواردی از این دست جلوتر بررسی خواهد شد.

اهداف و نتایج رجعت (فلسفه رجعت)

ایمان و اعتراف به قدرت خدا

یکی از نتایج رجعت را می‌توان قدرت خداوند دانست، توانایی زنده کردن مجدد و فرصت زندگی مجدد به انسان‌ها از مواردی هست که مصداقی جز به قدرت و اراده‌ی خداوند برای آن پیدا نخواهیم کرد و در دسته‌ای از روایات توسط ائمه معصومین به همین انکارناپذیری قدرت خداوند اشاره شده است، بعنوان نمونه داریم:

عَن عَبدِالرَّحمَنِ القَصِیرِ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَهًَْ إِنَّ اللهَ اشْتَری مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ[17] فَقَالَ هَلْ تَدْرِی مَنْ یَعْنِی فَقُلْتُ یُقَاتِلُ الْمُؤْمِنُونَ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ فَقَالَ لَا وَ لَکِنْ مَنْ قُتِلَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رُدَّ حَتَّی یَمُوتَ وَ مَنْ مَاتَ رُدَّ حَتَّی یُقْتَلَ وَ تِلْکَ الْقُدْرَهًُْ فَلَا تُنْکِرْهَا[18]

عبدالرّحمن قصیر گوید: امام باقر (علیه السلام) آیه: إِنَّ اللهَ اشْتَرَی مِنَ الْمؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم را خواند. سپس فرمود: «آیا می‌دانی چه کسانی را اراده کرده است»؟ عرض کردم: «مؤمنان می‌جنگند، می‌کشند و کشته می‌شوند». فرمود: «خیر، بلکه مؤمنانی که کشته می‌شوند، برگردانده می‌شوند تا بمیرند و کسانی که مردند، برگردانده می‌شوند تا کشته شوند و این همان قدرت است، پس آن را انکار نکنید.»

یا در روایتی دیگر در کتاب کامل‌الزیارات و بحار آمده است:

فِي زِيَارَةِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ إِلَى قَوْلِهِ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَحْكُمَ اَللَّهُ وَ يَبْعَثَكُمْ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لاَ مَعَ عَدُوِّكُمْ إِنِّي مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ بِرَجْعَتِكُمْ‌ لاَ أُنْكِرُ لِلَّهِ قُدْرَةً وَ لاَ أُكَذِّبُ لَهُ مَشِيَّةً وَ لاَ أَزْعُمُ أَنَّ مَا شَاءَ لاَ يَكُونُ‌ [19]

در زیارت حسین علیه السلام به فرموده‌ی ایشان: «و یاری من برای تو آماده است تا زمانی که خداوند تو را داوری و برانگیخته کند. من با تو هستم، با تو، نه با دشمن تو. من از کسانی هستم که به بازگشت تو ایمان دارم. من قدرت خدا را انکار نمی‌کنم، و اراده‌ی او را انکار نمی‌کنم، و ادعا نمی‌کنم که آنچه او بخواهد، محقق نخواهد شد.»

تحقق وعده‌های خداوند

برخی وعده‌های خدا در زمان دنیایی امکان تحقق ندارند و در زمان رجعت محقق خواهد شد. مخصوصا برخی وعده‌هایی که در مورد جایگاه ائمه اطهار و یا در مورد انتقام از کافران می‌باشد.

یکی از فلسفه‌های وجود رجعت این است، فرصتی در همین دنیا محیا شود تا خداوند برخی وعده‌های خود را در حد اعلی به تحقق برساند.

در کتب تفسیر ذیل سوره نحل، آیه38 روایتی در این مورد نقل شده که به شرح ذیل است:

الصّادق (علیه السلام)- فَإِنَّهُ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ یَرْفَعُهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ مَا یَقُولُ النَّاسُ فِیهَا قَالَ یَقُولُونَ نَزَلَتْ فِی الْکُفَّارِ قَالَ إِنَّ الْکُفَّارَ کَانُوا لَا یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ وَ إِنَّمَا نَزَلَتْ فِی قَوْمٍ مِنْ أُمَّهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) قِیلَ لَهُمْ تُرْجَعُونَ بَعْدَ الْمَوْتِ قَبْلَ الْقِیَامَهًِْ فَحَلَفُوا إِنَّهُمْ لَا یَرْجِعُونَ فَرَدَّ اللَّهُ عَلَیْهِمْ فَقَالَ لِیُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی یَخْتَلِفُونَ فِیهِ وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّهُمْ کانُوا کاذِبِینَ یَعْنِی فِی الرَّجْعَهًِْ یَرُدُّهُمْ فَیَقْتُلُهُمْ وَ یَشْفِی صُدُورَ الْمُؤْمِنِینَ فِیهِم[20].

از امام­ صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود: «مردم درباره‌ی این آیه چه می‌گویند»؟ (منظور آیه38 سوره نحل است.) عرض ­شد: «می‌گویند: درباره‌ی کفّار نازل شده است». امام فرمودند: «کفّار که به خداوند سوگند­ نمی‌خوردند، قطعاً این آیه درباره‌ی گروهی از قوم محمّد (صلی الله علیه و آله) نازل ­شده که به آن‌ها گفته­ شده ­است: «بعد از مرگ و قبل از قیامت دوباره به دنیا برمی‌گردید، امّا آن‌ها سوگند­ می‌خوردند که برنخواهند ­گشت و خداوند در پاسخ به آن‌ها چنین فرمود: لِیُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی یَخْتَلِفُونَ فِیهِ وَلِیَعْلَمَ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّهُمْ کَانُواْ کَاذِبِینَ؛ یعنی در دوران رجعت خدا آن‌ها را باز­می‌گرداند و می‌کُشد تا قلب مؤمنان از این واقعه شاد و مسرور ­شود»

در روایتی دیگر در کتاب شریف اصول کافی از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده که عمر برخی ائمه کوتاه بوده و برای ایشان در رجعت فرصت مجددی برای ادامه زندگی خواهد بود، متن روایت به شرح ذیل است:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا أَقَلَّ بَقَاءَكُمْ أَهْلَ اَلْبَيْتِ‌ وَ أَقْرَبَ آجَالَكُمْ بَعْضَهَا مِنْ بَعْضٍ مَعَ حَاجَةِ اَلنَّاسِ إِلَيْكُمْ فَقَالَ إِنَّ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنَّا صَحِيفَةً فِيهَا مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ أَنْ يَعْمَلَ بِهِ فِي مُدَّتِهِ فَإِذَا اِنْقَضَى مَا فِيهَا مِمَّا أُمِرَ بِهِ عَرَفَ أَنَّ أَجَلَهُ قَدْ حَضَرَ فَأَتَاهُ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَنْعَى إِلَيْهِ نَفْسَهُ‌ وَ أَخْبَرَهُ بِمَا لَهُ عِنْدَ اَللَّهِ وَ أَنَّ اَلْحُسَيْنَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌ قَرَأَ صَحِيفَتَهُ اَلَّتِي أُعْطِيَهَا وَ فُسِّرَ لَهُ مَا يَأْتِي بِنَعْيٍ وَ بَقِيَ فِيهَا أَشْيَاءُ لَمْ تُقْضَ فَخَرَجَ لِلْقِتَالِ وَ كَانَتْ تِلْكَ اَلْأُمُورُ اَلَّتِي بَقِيَتْ أَنَّ اَلْمَلاَئِكَةَ سَأَلَتِ اَللَّهَ فِي نُصْرَتِهِ فَأَذِنَ لَهَا وَ مَكَثَتْ تَسْتَعِدُّ لِلْقِتَالِ وَ تَتَأَهَّبُ لِذَلِكَ حَتَّى قُتِلَ فَنَزَلَتْ وَ قَدِ اِنْقَطَعَتْ مُدَّتُهُ وَ قُتِلَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَتِ اَلْمَلاَئِكَةُ يَا رَبِّ أَذِنْتَ لَنَا فِي اَلاِنْحِدَارِ وَ أَذِنْتَ لَنَا فِي نُصْرَتِهِ فَانْحَدَرْنَا وَ قَدْ قَبَضْتَهُ فَأَوْحَى اَللَّهُ إِلَيْهِمْ أَنِ اِلْزَمُوا قَبْرَهُ حَتَّى تَرَوْهُ وَ قَدْ خَرَجَ‌ فَانْصُرُوهُ وَ اِبْكُوا عَلَيْهِ وَ عَلَى مَا فَاتَكُمْ مِنْ نُصْرَتِهِ فَإِنَّكُمْ قَدْ خُصِّصْتُمْ بِنُصْرَتِهِ وَ بِالْبُكَاءِ عَلَيْهِ فَبَكَتِ اَلْمَلاَئِكَةُ تَعَزِّياً وَ حُزْناً عَلَى مَا فَاتَهُمْ مِنْ نُصْرَتِهِ فَإِذَا خَرَجَ يَكُونُونَ أَنْصَارَهُ[21]‌.

حريز گويد: به امام صادق (عليه السّلام) گفتم: قربانت، چه اندازه عمر شما خاندان كوتاه است و مرگ شما ائمه به هم نزديك است با اينكه مردم به شما نيازمندند؟ فرمود: هر كدام از ما صحيفه و برنامۀ كار داريم كه در آن هر چه بايد عمل شود در مدت امامت ثبت است و چون مندرجات آن به آخر رسيد، فهميده شود كه عمر به آخر رسيده، و پيغمبر (در خواب) آيد و خبر مرگ او را به وى دهد و آنچه از مقام نزد خدا دارد به او گزارش دهد و چون نوبت به حسين (عليه السّلام) رسيد و صحيفۀ مخصوص خود را خواند و در آيندۀ نزديك خبر مرگ او را شرح داده بود ولى كارهائى مانده بود كه انجام نشده بود پس براى نبرد و شهادت خروج كرد و از امور انجام نشده اين بود كه ملائكه از خدا طلب يارى او را كرده بودند و به استجابت هم رسيده بود و آن ملائكه آمادۀ نبرد شده بودند و مهيّاى حركت بودند كه آن حضرت كشته شد و وقتى به زمين آمدند كه مدت او به سر رسيده بود و شهيد شده بود. ملائكه عرض كردند: بار پروردگارا به ما اجازۀ فرود آمدن دادى و اجازۀ يارى كردن حسين را دادى، ما فرود آمديم و تو جان او را گرفتى، خدا به آنها وحى كرد كه: بر سر قبر او بمانيد تا او را ببينيد كه بيرون آمده و او را يارى كنيد و اكنون بر او گريه كنيد و گريه كنيد بر اينكه فرصتِ يارى او از دست شما رفت، زيرا مخصوص به يارى كردن او شده‌ايد و بر گريستن در مصيبت او، فرشته‌ها به عزادارى امام حسين گريستند و از غمِ از دست رفتن يارى آن حضرت هم مى‌گريند و چون از قبر بر آيد (در دوران رجعت) از ياران او باشند.

تکامل نفوس

در کتاب تفسیر نمونه آقای مکارم ذیل آیات 82 تا 85 سوره نمل آمده‌است:

گروهى از مؤمنان خالص كه در مسير تكامل معنوى با موانع و عوائقى در زندگى خود روبرو شده‌اند و تكامل آن‌ها ناتمام مانده است حكمت الهى ايجاب مى‌كند كه سير تكاملى خود را از طريق بازگشت مجدد به اين جهان ادامه دهند، شاهد و ناظر حكومت جهانى حق و عدالت باشند و در بناى اين حكومت شركت جويند، چرا كه شركت در تشكيل چنين حكومتى از بزرگ‌ترين افتخارات است.

و بعكس گروهى از منافقان و جباران سرسخت علاوه بر كيفر خاص خود در رستاخيز بايد مجازات‌هايى در اين جهان، نظير آنچه اقوام سركشى مانند فرعونيان و عاد و ثمود و قوم لوط ديدند ببينند، و راه آن رجعت است.[22]

میعادی برای حساب

رجعت می‌تواند بستری جهت رسیدگی به برخی اعمال باشد، به‌عبارت دیگر در دوران در رجعت به اصول اعمال رسیدگی می‌شود و این متفاوت است از حسابرسی دوران قیامت، زیرا در قیامت فروع نیز با دقت کامل و تمامی اعمال بررسی خواهد شد.

در قیامت رسیدگی بالجمله و مفصل‌تر است و در رجعت رسیدگی فی‌الجمله یا اجمالی است، یعنی حسابرسی رجعت پاداش ما به ازاء ندارد، فقط معلوم می‌شود بهشتی هستی یا جهنمی.

شواهد روایی که برای این قسمت می‌توان به آن اشاره کرد، آن دسته از روایاتی هست ناظر بر وجود برپایی سیستم حسابرسی اعمال انسان‌ها قبل از وقوع قیامت خصوصا در زمان ظهور امام زمان (عجل‌الله فرجه)، از همین قسمت می‌توانیم شاهد ارتباط بحث رجعت و مهدویت باشیم. در روایتی شریف از امام رضا (علیه‌السلام) داریم:

فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ مَنِ الْقَائِمُ مِنْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ قَالَ الرَّابِعُ مِنْ وُلْدِی ابْنُ سَیِّدَهًِْ الْإِمَاءِ یُطَهِّرُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ کُلِّ جَوْرٍ وَ یُقَدِّسُهَا مِنْ کُلِّ ظُلْمٍ وَ هُوَ الَّذِی یَشُکُّ النَّاسُ فِی وِلَادَتِهِ وَ هُوَ صَاحِبُ الْغَیْبَهًِْ قَبْلَ خُرُوجِهِ فَإِذَا خَرَجَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وَضَعَ مِیزَانَ الْعَدْلِ بَیْنَ النَّاسِ فَلَا یَظْلِمُ أَحَدٌ أَحَداً وَ هُوَ الَّذِی تُطْوَی لَهُ الْأَرْضُ وَ لَا یَکُونُ لَهُ ظِلٌّ وَ هُوَ الَّذِی یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِهِ یَسْمَعُهُ جَمِیعُ أَهْلِ الْأَرْضِ بِالدُّعَاءِ إِلَیْهِ یَقُولُ أَلَا إِنَّ حُجَّهًَْ اللَّهِ قَدْ ظَهَرَ عِنْدَ بَیْتِ اللَّهِ فَاتَّبِعُوهُ فَإِنَّ الْحَقَّ مَعَهُ وَ فِیه[23].

خدمت حضرت رضا (علیه السلام) عرض شد: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! قائم از اهل بیت شما کدام است»؟ فرمود: «چهارمین نفر از فرزندان من که از سرور کنیزان [و یکی از بهترین زنان عالم] متولّد خواهد شد و پروردگار به‌وسیله‌ی او، زمین را از هر ظلم و جنایتی پاک می‌کند، و قائم همان کس است که مردم در اصل ولادتش شک می‌کنند و قبل از ظهور و خروجش مدّتی در غیبت خواهد ماند، هنگامی‌که از پشت پرده‌ی غیبت بیرون می‌آید، زمین به نور الهی روشن می‌شود و بساط عدل‌ و داد را در میان مردم خواهد افکند، قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همان است که زمین برای او در هم می‌پیچد و سایه هم ندارد، او همان است که در موقع خروجش از آسمان فریاد می‌زنند و وی را به جهانیان معرفی می‌کنند و همه‌ی مردم صدایی را که به سمت او دعوت می‌کند را می‌شنوند که می‌گوید: حجّت خدا نزد بیت‌الله‌الحرام [و کعبه] ظهور کرده است، پس از او تبعیت کنید که حق همراه اوست و حق در او [و در وجود او] است.

عبارت وضع المیزان العدل در این روایت شریف نشان از برقراری دستگاه حسابرسی هست.

در روایتی ذیل آیه 47 سوره طور داریم که حتی برخی از ظالمان در رجعت پس از حسابرسی، عذاب خواهند شد.

وَ إِنَّ لِلَّذينَ ظَلَمُوا عَذاباً دُونَ ذلِكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ[24]

و براى كسانى كه ستم كردند عذابى قبل از آن [در همين جهان] است؛ ولى بيشترشان نمى‌دانند.

روایت امام باقر (علیه‌السلام) ذیل این آیه:

نَزَلَ جَبْرَئِیلُ (علیه السلام) بِهَذِهِ الْآیَهًِْ هَکَذَا فَإِنَّ لِلظَّالِمِینَ آلَ مُحَمَّدٍ (حَقَّهُمْ عَذاباً دُونَ ذلِکَ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ یَعْنِی عَذَاباً فِی الرَّجْعَهًِْ[25]

جبرئیل این آیه را این گونه نازل کرد: یعنی برای ظالمین به حقوق آل محمّد (صلی الله علیه و آله)؛ عَذاباً دُونَ ذلِکَ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ و منظور عذاب در رجعت است.

پاداش مومنین و انتقام از ظالمین

دیگر هدف رجعت را می‌توان تحقق پاداش یا کیفر در خصوص زندگی پیشین دانست. بر اساس آیه ۵۱ سوره غافر، یکی از اهداف رجعت، یاری‌رسانی به پیامبران و امامانی است که در زمان حیات خویش، نصرت نیافتند و کشته شدند. هدف از بازگشت کافران به دنیا نیز، بازخواست و انتقام بابت گناهان ارتکابی در زمان حیاتشان می‌باشد.

درواقع می‌توان رجعت را بستری برای تولی و تبری هم دانست.

إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ[26]

بی تردید ما پیامبران خود و مؤمنان را در زندگی دنیا و روزی که گواهان [برای گواهی دادن] به پا ایستند، یاری می‌کنیم.

حدیثی از امام صادق(علیه‌السلام) ذیل این آیه نقل شده که مرتبط با موضوع رجعت می‌باشد.

ذَاکَ وَ اللَّهِ فِی الرَّجْعَهًِْ أَ‌مَا عَلِمْتَ أَنَّ أَنْبِیَاءَ کَثِیرَهًًْ لَمْ یُنْصَرُوا فِی الدُّنْیَا وَ قُتِلُوا وَ الْأَئِمَّهًَْ (علیهم السلام) مِنْ بَعْدِهِمْ قُتِلُوا وَ لَمْ یُنْصَرُوا فِی الدُّنْیَا وَ ذَلِکَ فِی الرَّجْعَهًِْ[27].

به خدا سوگند! آن [نصرت و یاری] در رجعت است. آیا نمی‌دانی که پیامبران بسیاری در دنیا یاری نشدند و کشته شدند و امامان پس از آنان هم کشته شدند؟ آن [نصرت الهی] در رجعت است.

در دسته‌ای از روایات در مورد قیام امام زمان (عجل‌الله فرجه) داریم که ایشان انتقام خواهند گرفت، نکته قابل توجه این دسته از روایات آن است که دشمنانی که قرار هست حضرت از آن‌ها انتقام بگیرند، زنده خواهند شد و به دنیا بازخواهند گشت، لذا برای دشمنان نیز رجعتی وجود دارد و از آن‌ها انتقام گرفته خواهد شد.

از این قسمت نیز می‌توانیم شاهد ارتباط بحث رجعت و مهدویت باشیم. در ادامه روایاتی در این مورد را بررسی خواهیم کرد:

اَلسِّنَانِيُّ‌ عَنِ اَلْأَسَدِيِّ‌ عَنْ سَهْلٍ‌ عَنْ عَبْدِ اَلْعَظِيمِ اَلْحَسَنِيِّ قَالَ‌ :

قُلْتُ لِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ إِنِّي لَأَرْجُو أَنْ تَكُونَ اَلْقَائِمَ‌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ اَلَّذِي يَمْلَأُ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا أَبَا اَلْقَاسِمِ‌ مَا مِنَّا إِلاَّ قَائِمٌ بِأَمْرِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هَادٍ إِلَى دِينِهِ وَ لَكِنَّ اَلْقَائِمَ‌ اَلَّذِي يُطَهِّرُ اَللَّهُ بِهِ اَلْأَرْضَ مِنْ أَهْلِ اَلْكُفْرِ وَ اَلْجُحُودِ وَ يَمْلَأُهَا عَدْلاً وَ قِسْطاً هُوَ اَلَّذِي يَخْفَى عَلَى اَلنَّاسِ وِلاَدَتُهُ وَ يَغِيبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ وَ يَحْرُمُ عَلَيْهِمْ تَسْمِيَتُهُ وَ هُوَ سَمِيُّ رَسُولِ اَللَّهِ وَ كَنِيُّهُ وَ هُوَ اَلَّذِي تُطْوَى لَهُ اَلْأَرْضُ وَ يَذِلُّ لَهُ كُلُّ صَعْبٍ يَجْتَمِعُ إِلَيْهِ أَصْحَابُهُ عِدَّةَ أَهْلِ بَدْرٍ ثَلاَثَمِائَةٍ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ رَجُلاً مِنْ أَقَاصِي اَلْأَرْضِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اَللّهُ جَمِيعاً إِنَّ اَللّهَ عَلى كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ فَإِذَا اِجْتَمَعَتْ لَهُ هَذِهِ اَلْعِدَّةُ مِنْ أَهْلِ اَلْإِخْلاَصِ أَظْهَرَ أَمْرَهُ فَإِذَا أُكْمِلَ لَهُ اَلْعَقْدُ وَ هُوَ عَشَرَةُ آلاَفِ رَجُلٍ بِإِذْنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلاَ يَزَالُ يَقْتُلُ أَعْدَاءَ اَللَّهِ حَتَّى يَرْضَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ عَبْدُ اَلْعَظِيمِ‌ فَقُلْتُ لَهُ يَا سَيِّدِي وَ كَيْفَ يَعْلَمُ أَنَّ اَللَّهَ قَدْ رَضِيَ قَالَ يُلْقِي فِي قَلْبِهِ اَلرَّحْمَةَ فَإِذَا دَخَلَ اَلْمَدِينَةَ‌ أَخْرَجَ اَللاَّتَ‌ وَ اَلْعُزَّى فَأَحْرَقَهُمَا[28]

و نيز صدوق در كمال الدين از عبد العظيم حسنى (حضرت عبد العظيم مدفون در رى) روايت مي‌كند كه گفت: به‌حضرت امام محمد تقى عليه السّلام عرض كردم: من اميدوارم قائم اهل بيت پيغمبر كه زمين را پر از عدل مي‌كند از آن پس كه پر از ظلم و ستم گردد، شما باشيد. حضرت فرمود: اى ابو القاسم (كنيۀ حضرت عبد العظيم ابو القاسم است) هر يك از ما ائمه قائم به امر خداوند هستيم و هادى و رهنماى دين او مي‌باشيم ولى قائمى كه خداوند زمين را بوسيلۀ او از لوث وجود كافران و منكرين پاك مي‌نمايد، و آن را پر از عدل و داد مي‌كند، كسى است كه ولادتش بر مردم پوشيده مي‌ماند و خودش غائب مى‌شود؛ و ذكر نام وى براى شما حرام است او هم‌نام رسول خدا و هم كنيۀ آن حضرت است. او كسى است كه زمين برايش در هم نورديده مي‌گردد، و هر مشكلى بخاطر او آسان مى‌شود؛ و يارانش به تعداد اصحاب پيغمبر در جنگ بدر يعنى سيصد و سيزده نفر از دورترين نقاط زمين گرد وى جمع مي‌شوند. چنان كه خداوند مى‌فرمايد:

أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اَللّهُ جَمِيعاً إِنَّ اَللّهَ عَلى كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ

وقتى كه اين عده از مخلصين در پيرامون او اجتماع نمودند، ظهور مي‌كند؛ و هنگامى كه پيمان كامل گشت يعنى تعداد آن‌ها بده هزار نفر رسيد، باذن پروردگار قيام مي‌كند، و چندان از دشمنان مي‌كشد كه خداوند راضى گردد

حضرت عبد العظيم گفت: عرض كردم: آقاى من! از كجا معلوم مى‌شود خدا راضى شده‌؟ فرمود: خدا رحمت خود را در قلب وى مي‌اندازد چون به‌مدينه بيايد لات و عزى را بيرون مى‌آورد و آتش مي‌زند.[29]

در حدیث دیگری در مورد امام حسین (علیه‌السلام) از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده:

ان اللّه وعد الحسين ان يكره الى الدنيا حتى ينتقم بنفسه ممن فعل ذلك[30]

خداوند به امام حسین (علیه‌السلام) وعده داده است، که ایشان به دنیا باز خواهند گشت تا از قاتلان‌شان انتقام بگیرند.

ذیل آیه 38 سوره نحل روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده که مربوط به این قسمت است.

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ إِذْ قَالَ مَا يَقُولُ اَلنَّاسُ فِي هَذِهِ اَلْآيَةِ‌: وَ أَقْسَمُوا بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اَللّهُ مَنْ يَمُوتُ‌ قَالَ يَقُولُونَ لاَ قِيَامَةَ وَ لاَ بَعْثَ وَ لاَ نُشُورَ فَقَالَ كَذَّبُوا وَ اَللَّهِ إِنَّمَا ذَلِكَ إِذَا قَامَ اَلْقَائِمُ‌ وَ كَرَّ مَعَهُ اَلْمُكِرُّونَ فَقَالَ أَهْلُ خِلاَفِكُمْ قَدْ ظَهَرَتْ دَوْلَتُكُمْ يَا مَعْشَرَ اَلشِّيعَةِ‌ وَ هَذَا مِنْ كَذِبِكُمْ تَقُولُونَ رَجَعَ فُلاَنٌ وَ فُلاَنٌ لاَ وَ اَللَّهِ لاَ يَبْعَثُ اَللَّهُ مَنْ يَمُوتُ أَ لاَ تَرَى أَنَّهُمْ قَالُوا وَ أَقْسَمُوا بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ‌ كَانَتِ اَلْمُشْرِكُونَ أَشَدَّ تَعْظِيماً لِلاَّتِ‌ وَ اَلْعُزَّى مِنْ أَنْ يُقْسِمُوا بِغَيْرِهَا فَقَالَ اَللَّهُ (بَلى وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا … لِيُبَيِّنَ لَهُمُ اَلَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَ لِيَعْلَمَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كانُوا كاذِبِينَ إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْ‌ءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ[31])‌.[32]

سیرین گوید: نزد امام­ صادق (علیه السلام) بودم، امام (علیه السلام) از من پرسید: «مردم درباره‌ی این آیه: وَأَقْسَمُواْ بِاللهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ لاَ یَبْعَثُ اللهُ مَن یَمُوتُ چه می‌گویند»؟ عرض­کردم: «می‌گویند: یعنی نه قیامت است نه رستاخیر و نه روز محشر». فرمود: «به خدا دروغ می‌گویند! این امر مربوط به ظهور قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که هرگاه ظهور ­کند و رجعت‌کنندگان، همراه او رجعت کنند [و برای همراهی او در جنگ آماده شوند] آن گروه مخالف شما می‌گویند: «ای شیعیان! دولت شما برپا­ شده و اینکه می‌گویید: فلانی و فلان کس بازگشته‌اند، از دروغ‌های شماست؛ نه، به خدا، خدا مردگان را زنده ­نمی‌کند» و آیا نمی‌بینی که خداوند فرموده است: وَأَقْسَمُواْ بِاللهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ؟! مشرکان، لات و عُزّی را بسیار بزرگ می‌دانستند و جز به آن دو سوگند ­نمی‌خوردند و خداوند فرموده ­است: بَلَی وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا*لِیُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی یَخْتَلِفُونَ فِیهِ وَلِیَعْلَمَ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّهُمْ کَانُواْ کَاذِبِینَ * إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَیْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ.

در آیه 124 سوره طه داریم:

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى[33]

و هرکس از یاد من روى‌گردان شود، زندگى [سخت و] تنگى خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور مى‌کنیم.

در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) در ذیل این آیه داریم:

عَنْ مُعَاوِیَهًَْ‌بْنِ‌عَمَّارٍ قَال قُلْتُ لِأبی عبد الله (علیه السلام) قَوْلُ اللَّهِ فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً قَالَ هِیَ وَ اللَّهِ لِلنُّصَّابِ قَالَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَدْ رَأَیْنَاهُمْ دَهْرَهُمُ الْأَطْوَلَ فِی کِفَایَهًٍْ حَتَّی مَاتُوا قَالَ ذَاکَ وَ اللَّهِ فِی الرَّجْعَهًِْ یَأْکُلُونَ الْعَذِرَهًْ[34]

معاویهًْ‌بن‌عمّار گوید: به امام صادق گفتم: «منظور از سخن خداوند عزّوجلّ: فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًاچیست». ایشان فرمود: «به خدا قسم! این آیه مخصوص ناصبی‌هاست». گفتم: «آن‌ها در طول زندگی‌شان از بی‌نیازی بیشتری برخوردارند و تا زمان مرگشان نیز این چنین است». ایشان پاسخ داد: «به خدا قسم! در زمان رجعت، نجس می‌خورند.»

یاری انبیاء و رسولان

در دسته‌ای از روایات، یکی از اتفاقات دوران رجعت که به آن اشاره شده، یاری رسانی به ائمه اطهار علیهم‌السلام می‌باشد، قبل‌تر بررسی شد که جهت انتقام و تحقق وعده الهی در رجعت برخی از ائمه با ظالمان مبارزه خواهند کرد و در روایات چنین آمده که ائمه اطهار توسط انبیاء یاری خواهند شد. بعنوان نمونه در قرآن در سوره مبارکه غافر، آیه51 چنین آمده:

إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ[35]

ما به يقين پيامبران خود و كسانى را كه ايمان آورده‌اند، در زندگى دنيا و روزى كه گواهان به پا مى‌خيزند يارى مى‌دهيم.

در روایتی از امام باقر (علیه‌السلام) نقل شده، منظور از الاشهاد، ائمه هستند.[36]

و در روایتی دیگر ذیل همین آیه سوره غافر از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده:

ذَاکَ وَ اللَّهِ فِی الرَّجْعَهًِْ أَ‌مَا عَلِمْتَ أَنَّ أَنْبِیَاءَ کَثِیرَهًًْ لَمْ یُنْصَرُوا فِی الدُّنْیَا وَ قُتِلُوا وَ الْأَئِمَّهًَْ (علیهم السلام) مِنْ بَعْدِهِمْ قُتِلُوا وَ لَمْ یُنْصَرُوا فِی الدُّنْیَا وَ ذَلِکَ فِی الرَّجْعَهًِْ[37]

به خدا سوگند! آن [نصرت و یاری] در رجعت است. آیا نمی‌دانی که پیامبران بسیاری در دنیا یاری نشدند و کشته شدند و امامان پس از آنان هم کشته شدند؟ آن [نصرت الهی] در رجعت است.

اطاعت تمام از امام

از دسته دیگری از روایات چنین برداشت می‌شود، رجعت بستری هست جهت اطاعت کامل از ائمه اطهار علیهم‌السلام، بعنوان نمونه در یکی از زیارات امام زمان (عجل‌الله فرجه) در سرداب  در فرازهای پایانی عباراتی داریم با این عنوان که درخواست توفیق امکان حضور در جعت داشته‌باشیم جهت اطاعت از امام، فرازهایی از این زیارت چنین است:

وَ قَالَ اَلشَّيْخُ اَلْمُفِيدُ وَ اَلشَّهِيدُ وَ مُؤَلِّفُ اَلْمَزَارِ اَلْكَبِيرِ رَحِمَهُمُ اَللَّهُ فِي وَصْفِ زِيَارَتِهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌:

فَإِذَا فَرَغْتَ مِنْ زِيَارَةِ جَدِّهِ وَ أَبِيهِ فَقِفْ عَلَى بَابِ حَرَمِهِ فَقُلِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خَلِيفَةَ  …. لاَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِكَ وَلِيّاً أَشْهَدُ أَنَّكَ اَلْحَقُّ اَلثَّابِتُ ….  مَوْلاَيَ فَإِنْ أَدْرَكَنِيَ اَلْمَوْتُ قَبْلَ ظُهُورِكَ فَإِنِّي أَتَوَسَّلُ بِكَ وَ بِآبَائِكَ‌ اَلطَّاهِرِينَ إِلَى اَللَّهِ تَعَالَى وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ يَجْعَلَ لِي كَرَّةً فِي ظُهُورِكَ وَ رَجْعَةً فِي أَيَّامِكَ لِأَبْلُغَ مِنْ طَاعَتِكَ مُرَادِي وَ أَشْفِيَ مِنْ أَعْدَائِكَ فُؤَادِي[38] …

و شیخ مفید، شهید و صاحب روضه عظیم، رحمه الله علیهما، در توصیف زیارت ایشان علیه السلام فرموده است:

هنگامی که از زیارت جد و پدرش فارغ شدی، بر درگاه حرمش بایست و بگو: سلام بر تو ای خلیفه… من جز تو ولی دیگری نمی‌گیرم. گواهی می‌دهم که تو حق ثابت هستی… مولای من، اگر مرگم پیش از ظهور تو فرا رسد… به وسیله تو و اجداد طاهرینت از خداوند متعال درخواست می‌کنم و از او می‌خواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستد و مرا در زمان تو به دنیا بازگرداند و در روزگار تو ظهورم را به من عطا فرماید تا آرزویم را در اطاعت تو برآورده کنم و قلبم را از دشمنانت شفا دهم…

تقویت امید و آمادگی منتظران و صبر برمشکلات

رجعت این امید را به مومنین می‌دهد که حتی اگر از دنیا رفتند، در دورانی قبل از قیامت و در همین دنیا، امکان زندگی مجدد داشته باشند. این امید، مردمان را تشویق می‌کند تا تلاش کنند جزو مؤمنان خالص قرار گیرند.

از طرفی طبق مطالب بررسی شده، باتوجه به اینکه رجعت بستری برای تحقق برخی وعده‌های الهی می‌باشد، باعث تقویت امید و افزایش روحیه برای مومنین می‌شود و همچنین نتایج رجعت دیدگاه جدیدی نسبت به مصائب و مشکلات دنیایی ایجاد می‌کند، بعنوان نمونه می‌توان به ادامه حکومت و زندگی ائمه اطهار علیم‌السلام اشاره کرد و این مورد باعث می‌شود مومنین با سختی‌ها و مشکلات با دیدگاهی جدید برخورد کنند.

بعنوان نمونه‌ای برای امکان ادامه زندگی در دنیا برای یاران و اصحاب امام زمان (عجل‌الله فرجه) در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) داریم:

ذكرنا القائم عليه السّلام و من مات من أصحابنا ينتظره، فقال أبو عبد اللّه عليه السّلام:

إذا قام أتى المؤمن في قبره فيقال له: يا هذا! إنّه قد ظهر صاحبك، فإن تشأ أن تلحق به فألحق و إن تشأ أن تقيم في كرامة ربّك فأقم.[39]

مفضل بن عمر مى‌گويد: در مورد قائم عليه السّلام مشغول صحبت بوديم و اين‌كه چه كسانى از اصحاب ما در حالى‌كه منتظر حضرت بوده‌اند از دنيا رفته‌اند. امام صادق عليه السّلام به ما فرمودند: زمانى كه قائم عليه السّلام قيام كند، بر سر قبر مؤمن آمده و به او مى‌فرمايد: اى مؤمن! دوست و صاحب تو ظهور كرده، اگر مى‌خواهى كه در خدمت او باشى به او ملحق شو و اگر مى‌خواهى كه در نعمت پروردگارت بمانى بمان.

در روایت شریف دیگری از امام رضا (علیه‌السلام) داریم، شایسته است بندگان در برابر ظلم و حکومت باطل صبر و شکیبائی داشته باشند زیرا خداوند وعده‌هایی در این باره داده است. متن روایت به شرح ذیل است:

عَنِ اَلْحَسَنِ‌ بْنِ شَاذَانَ اَلْوَاسِطِيِّ‌ قَالَ‌: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌ أَشْكُو جَفَاءَ أَهْلِ وَاسِطٍ وَ حَمْلَهُمْ عَلَيَّ وَ كَانَتْ عِصَابَةٌ مِنَ اَلْعُثْمَانِيَّةِ‌ تُؤْذِينِي فَوَقَّعَ بِخَطِّهِ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَخَذَ مِيثَاقَ أَوْلِيَائِنَا عَلَى اَلصَّبْرِ فِي دَوْلَةِ اَلْبَاطِلِ فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَلَوْ قَدْ قَامَ سَيِّدُ اَلْخَلْقِ لَقَالُوا: (يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ اَلرَّحْمنُ وَ صَدَقَ اَلْمُرْسَلُونَ[40]‌)[41]

حسن بن شاذان واسطى گويد: به‌امام هشتم حضرت رضا عليه السّلام نامه نوشتم و از جفاى مردم واسط و حملاتى كه بمن مي‌كردند بدان حضرت شكايت كردم و آن‌ها (كه بمن جفا مي‌كردند) جمعى از طرفداران عثمان بودند كه مرتبا مرا آزار مي‌دادند. پس آن حضرت به دستخط شريف خود به من نوشتند: همانا خداى تبارك و تعالى از دوستان ما عهد و پيمان گرفته كه در دوران حكومت باطل شكيبائى و صبر ورزند، پس در برابر حكم پروردگارت شكيبا باش، و در آن هنگامى كه آقاى خلق (مجلسى (ره) گويد يعنى امام زمان عليه السّلام) ظهور كند اين‌ها خواهند گفت: «اى واى بر ما كيست كه ما را از خوابگاهمان برانگيخت‌؟ اين است آن‌چه خداى رحمان وعده كرده بود و پيغمبران راست گفتند»

ارتباط رجعت و مهدویت

تا به اینجای متن در قسمت‌های مختلفی شاهد ارتباط بین قسمت‌هایی از رجعت و بحث مهدویت بودیم، بعنوان نمونه در قسمت‌هایی از بخش اهداف و فلسفه رجعت، مشخص شد برخی افراد رجعت خواهند داشت تا در رکاب امام زمان (عجل‌الله فرجه) باشند. در ادامه سعی می‌شود ارتباط بین رجعت و مهدویت بصورت واضح‌تر بررسی شود.

در ابتدای به روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) ذیل آیه38 سوره نحل اشاره می‌کنیم، در این روایت مستقیما اشاره می‌شود که بازگشت مجدد به دنیا برای برخی شیعیان با هدف یاری امام زمان (عجل‌الله فرجه) می‌باشد؛

عَن أَبِی‌بَصِیر ٍقال قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَوْلُهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ أَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ لا یَبْعَثُ اللهُ مَنْ یَمُوتُ بَلی وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ[42] قَالَ فَقَالَ لِی یَا أَبَابَصِیرٍ مَا تَقُولُ فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ قَالَ قُلْتُ إِنَّ الْمُشْرِکِینَ یَزْعُمُونَ وَ یَحْلِفُونَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنَّ اللَّهَ لَا یَبْعَثُ الْمَوْتَی قَالَ فَقَالَ تَبّاً لِمَنْ قَالَ هَذَا سَلْهُمْ هَلْ کَانَ الْمُشْرِکُونَ یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ أَمْ بِاللَّاتِ وَ الْعُزَّی قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَأَوْجِدْنِیهِ قَالَ فَقَالَ لِی یَا أَبَابَصِیرٍ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِ قَوْماً مِنْ شِیعَتِنَا قِبَاعُ سُیُوفِهِمْ عَلَی عَوَاتِقِهِمْ فَیَبْلُغُ ذَلِکَ قَوْماً مِنْ شِیعَتِنَا لَمْ یَمُوتُوا فَیَقُولُونَ بُعِثَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ مِنْ قُبُورِهِمْ وَ هُمْ مَعَ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فَیَبْلُغُ ذَلِکَ قَوْماً مِنْ عَدُوِّنَا فَیَقُولُونَ یَا مَعْشَرَ الشِّیعَهًِْ مَا أَکْذَبَکُمْ هَذِهِ دَوْلَتُکُمْ وَ أَنْتُمْ تَقُولُونَ فِیهَا الْکَذِبَ لَا وَ اللَّهِ مَا عَاشَ هَؤُلَاءِ وَ لَا یَعِیشُونَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ قَالَ فَحَکَی اللَّهُ قَوْلَهُمْ فَقَالَ وَ أَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ لا یَبْعَثُ اللهُ مَنْ یَمُوتُ[43]

ابوبصیرٍ گوید: به امام ­صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: وَ أَقْسَمُواْ بِاللهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ لاَ یَبْعَثُ اللهُ مَن یَمُوتُ بَلَی وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا وَلکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ؛ فرمود: «ای ابا­بصیر! درباره‌ی این آیه چه می‌گویی»؟ گفتم: «مشرکان چنین ادّعا ­می‌کردند و برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) سوگند می‌خوردند که خدا مردگان را دوباره زنده­ نمی‌کند». فرمود: «وای بر هرکس که چنین تفسیری را گفته است! آیا مشرکان به خدا سوگند ­می‌خوردند یا به [بت‌های] لات و عُزّی»؟! عرض ­کردم: «فدایت شوم! پس آن را برایم معلوم و روشن ­کنید». فرمود: «ای ابا­بصیر! هرگاه که قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ما ظهور­ کند، خداوند گروهی از شیعیان ما را زنده ­می‌کند، کسانی که قبضه‌ی شمشیرهایشان پیوسته بر دوششان (آماده‌ی نبرد) است. خبر این امر به تعدادی از شیعیان ما که هنوز زنده‌اند، می‌رسد و می‌گویند: «فلانی و فلانی و فلانی از قبر خود برخاسته‌اند و همراه قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند و همچنین این خبر به گروهی از دشمنان ما می‌رسد و می‌گویند: «ای شیعیان! چقدر شما دروغگو هستید که این دولت شماست و شما درباره‌ی آن هر دروغی بخواهید می‌گویید». به خدا هرگز چنین کسانی نه زنده بوده‌اند و نه تا قیامت، زندگی­ خواهند­ کرد و لذا خداوند در اینجا سخن آن‌ها را حکایت کرده ­است: وَأَقْسَمُواْ بِاللهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ لاَ یَبْعَثُ اللهُ مَن یَمُوتُ

جناب شیخ محمد سند بحرانی در کتاب خود با عنوان الرجعة بین الظهور و المعاد، در صفحه 184 این چنین آورده است:

غائیه دار الدنیا لابدّ أن تتحقّق، وإنّما یتم ذلک فی الرجعة، وأقاموا علی ذلک البرهان المشار إلیه فی کثیرٍ من ظاهر الآیات والروایات فی الرجعة أن أکمل دوله سیشهدها البشر علی الإطلاق هی دوله الرسول(صلی الله علیه و آله) فی الرجعة، وأن دوله الأئمه ممهّده له وإن کان أکثر من یدیر دولاً فی الرجعات هو أمیرالمؤمنین(علیه السلام)، وأن أکبر دوله بعد الرسول هی دوله أمیر المؤمنین قبل دوله الرسول(صلی الله علیه و آله)، ودوله ظهور الإمام المهدی(علیه السلام) بدایه ذلک الإعداد.

وأنّ الانتظار والترقب الأکبر هو لدوله الرجعة وعلی رأسها دوله الرسول(صلی الله علیه و آله)، وأنّ انتظار دولة المهدی(علیه السلام) هی بادره ذلک، ولیس الغایة النهائیة

هدف نهایی سرای دنیا باید محقق شود، اما این امر تنها در رجعت محقق می‌شود و آن‌ها بر این اساس، به دلیلی که در بسیاری از معانی ظاهری آیات و روایات مربوط به رجعت به آن اشاره شده است، استناد می‌کنند که کامل‌ترین وضعیتی که بشر شاهد آن خواهد بود، وضعیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در رجعت است و وضعیت امامان، زمینه‌ساز آن است، هرچند کسی که در رجعت، بیش‌تر اوقات بر اوضاع حکومت می‌کند، امیرالمؤمنین (علیه السلام) است و بزرگترین دولت پس از پیامبر، دولت امیرالمؤمنین قبل از دولت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و دولت ظهور امام زمان است. مهدی (علیه السلام) آغاز این زمینه‌سازی است.

بزرگترین انتظار و چشم انتظاری، برای دولت رجعت است که در رأس آن دولت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار دارد و انتظار دولت مهدی (علیه السلام) آغاز آن است، نه هدف نهایی.

همچنین لازم است در این قسمت فرازهایی از روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) که مرحوم مجلسی در ابتدای جلد53 کتاب شریف بحارالانوار، ذیل باب (ما يكون عند ظهوره عليه السلام برواية المفضل بن عمر) آورده است، بررسی کنیم.

لازم به ذکر است این روایت قبل از باب رجعت آورده شده و روایتی طولانی و زیبا هست، بخش‌های از روایت به شرح ذیل می‌باشد:

سَأَلْتُ سَيِّدِيَ اَلصَّادِقَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ هَلْ لِلْمَأْمُورِ اَلْمُنْتَظَرِ اَلْمَهْدِيِّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ مِنْ وَقْتٍ مُوَقَّتٍ يَعْلَمُهُ اَلنَّاسُ فَقَالَ حَاشَ لِلَّهِ أَنْ يُوَقِّتَ ظُهُورَهُ بِوَقْتٍ يَعْلَمُهُ شِيعَتُنَا قُلْتُ…

از مفضل بن عمر روايت شده است كه گفت: از آقايم حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم: آيا مأموريت مهدى منتظر وقت معينى دارد كه بايد مردم بدانند كى خواهد بود؟ فرمود: حاشا كه خداوند وقت ظهور او را طورى معين كند كه شيعيان ما آن را بدانند….

….قَالَ اَلْمُفَضَّلُ‌ يَا مَوْلاَيَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِكُمْ‌ مَنْ لاَ يَقُولُ بِرَجْعَتِكُمْ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنَّمَا سَمِعُوا قَوْلَ جَدِّنَا رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌ وَ نَحْنُ سَائِرَ اَلْأَئِمَّةِ‌ نَقُولُ وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ اَلْعَذابِ اَلْأَدْنى دُونَ اَلْعَذابِ اَلْأَكْبَرِ[44] قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ اَلْعَذَابُ اَلْأَدْنَى عَذَابُ اَلرَّجْعَةِ‌ وَ اَلْعَذَابُ اَلْأَكْبَرُ عَذَابُ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ‌….

….مفضل عرض كرد: آقا! بعضى از شيعيان شما عقيده به رجعت شما ندارند فرمود: آيا آن‌ها سخن جد ما پيغمبر خدا و گفته ما ائمه را نشنيده‌اند كه مي‌گوئيم:« وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ اَلْعَذابِ اَلْأَدْنى دُونَ اَلْعَذابِ اَلْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ‌ » يعنى: بجاى عذاب بزرگتر، عذاب نزديك‌تر به آن‌ها مى‌چشانيم تا شايد برگردند. اى مفضل عذاب نزديك‌تر رجعت آل محمد و عذاب بزرگ‌تر عذاب روز قيامت است….

…. قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ أَحْسَنْتَ يَا مُفَضَّلُ‌ فَمِنْ أَيْنَ قُلْتَ بِرَجْعَتِنَا وَ مُقَصِّرَةُ شِيعَتِنَا تَقُولُ مَعْنَى اَلرَّجْعَةِ‌ أَنْ يَرُدَّ اَللَّهُ إِلَيْنَا مُلْكَ اَلدُّنْيَا وَ أَنْ يَجْعَلَهُ لِلْمَهْدِيِّ وَيْحَهُمْ مَتَى سُلِبْنَا اَلْمُلْكَ حَتَّى يُرَدَّ عَلَيْنَا قَالَ اَلْمُفَضَّلُ‌ لاَ وَ اَللَّهِ وَ مَا سُلِبْتُمُوهُ وَ لاَ تُسْلَبُونَهُ لِأَنَّهُ مُلْكُ اَلنُّبُوَّةِ وَ اَلرِّسَالَةِ وَ اَلْوَصِيَّةِ[45]….

….حضرت فرمود: احسنت اى مفضل! رجعت ما را از كجا دانستى اين كه مقصران از شيعيان ما مي‌گويند: معنى رجعت اين است كه خداوند سلطنت دنيا را به ما برمى‌گرداند و آن را براى مهدى ما قرار مى‌دهد. واى بر آن شيعيان قاصر كه چنين گمان كرده‌اند كه خدا سلطنت را از ما گرفت تا آن را به ما برگرداند؟! مفضل گفت: نه بخدا سلطنت خدائى از شما سلب نگرديده و سلب نخواهد شد. زيرا آن سلطنت، سلطنت نبوت و پيغمبرى و جانشينى پيغمبر و منصب امامت است….

رجعت در آیات قرآن

در آیات متفاوتی از قرآن کریم به رجعت اشاره شده، در روایتی از امیرالمومنین (علیه‌السلام) بصورت جامع برخی از آیات در پاسخ منکران به رجعت بررسی شده.

وَ أَمَّا اَلرَّدُّ عَلَى مَنْ أَنْكَرَ اَلرَّجْعَةَ‌ فَقَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ‌: (وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ)[46] – أَيْ إِلَى اَلدُّنْيَا فَأَمَّا مَعْنَى حَشْرِ اَلْآخِرَةِ فَقَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ‌: (وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً)[47] – وَ قَوْلُهُ سُبْحَانَهُ (وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ‌)[48] فِي اَلرَّجْعَةِ‌ فَأَمَّا فِي اَلْقِيَامَةِ‌ فَهُمْ يَرْجِعُونَ وَ مِثْلُ قَوْلِهِ تَعَالَى: (وَ إِذْ أَخَذَ اَللّهُ مِيثاقَ اَلنَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ)[49] – وَ هَذَا لاَ يَكُونُ إِلاَّ فِي اَلرَّجْعَةِ

وَ مِثْلُهُ مَا خَاطَبَ اَللَّهُ بِهِ اَلْأَئِمَّةَ‌ وَ وَعَدَهُمْ مِنَ اَلنَّصْرِ وَ اَلاِنْتِقَامِ مِنْ أَعْدَائِهِمْ فَقَالَ سُبْحَانَهُ (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا)[50] وَ هَذَا إِنَّمَا يَكُونُ إِذَا رَجَعُوا إِلَى اَلدُّنْيَا وَ مِثْلُ قَوْلِهِ تَعَالَى: (وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوارِثِينَ)[51] – وَ قَوْلِهِ سُبْحَانَهُ (إِنَّ اَلَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ اَلْقُرْآنَ‌ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ)[52] أَيْ رَجْعَةِ اَلدُّنْيَا وَ مِثْلُهُ قَوْلُهُ‌: (أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ اَلْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اَللّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ)[53] – وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ‌: (وَ اِخْتارَ مُوسى‌ قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلاً لِمِيقاتِنا)[54] فَرَدَّهُمُ اَللَّهُ تَعَالَى بَعْدَ اَلْمَوْتِ إِلَى اَلدُّنْيَا وَ شَرِبُوا وَ نَكَحُوا وَ مِثْلُهُ خَبَرُ اَلْعُزَيْرِ[55]

اما ردّ بر کسانی که منکر رجعت هستند این سخن خداوند عزّوجل است که می‌فرماید: «و یاد کن از روزی که از هر امتی گروهی از آنان که آیات ما را تکذیب می‌کردند را محشور کنیم و آنان گرد آورده و بازداشته شوند» مراد برگشتن به دنیا است، اما آیه قیامت، این سخن خداوند است: «همه را محشور کنیم و احدی را وانگذاریم» و این سخن خداوند عزّوجل که فرمود: «هر قریه‌ای که هلاک کرده‌ایم مقرر است که برنمی‌گردند» مربوط به رجعت است، اما در قیامت، همه برمی‌گردند، و نیز مثل این سخن خداوند تعالی که فرمود: «و یاد کن آنگاه که خدا از پیامبران پیمان گرفت که چون شما را این کتاب و حکمتی دادم سپس پیغمبری به سوی شما آمد که آنچه با شما است تصدیق کرد، حتماً به او ایمان آرید و یاریش کنید.» و این نیست الّا در رجعت، و مثل آن آیه‌ای که خداوند به ائمه علیهم‌السلام وعده نصرت و انتقام از دشمنان‌شان را می‌دهد سپس می‌فرماید: «خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند وعده داده در زمین جانشین‌شان کند، چنان‌که پیشینیان را جانشین کرد، و دینشان را که برای آنان پسندیده استقرار دهد، و پس از ترس و خوف آنها را ایمن گرداند». این هم وقتی است که به دنیا برگردند [رجعت کنند] و همچنین این سخن خداوند که می‌فرماید: «می‌خواهیم [اراده کردیم] بر آنان که روی زمین ناتوان شمرده شدند منت نهیم، امام و وارثشان قرار دهیم، و در زمین استقرارشان دهیم»، و این سخن خداوند که می‌فرماید: «آن کس که این قرآن را به عهده تو گذاشت، تو را به بازگشتگاهی برگرداند»، که مراد بازگشت به دنیا است و این سخن خداوند که می‌فرماید: «مگر قصه آنان را ندانستی که هزاران نفر بودند و از بیم مرگ از دیار خویش بیرون رفتند، خداوند به آنها فرمود بمیرید، سپس زنده‌شان کرد؟» و این عده پس از زنده شدن باز مردند و این سخن خداوند که فرمود: «موسی هفتاد نفر از قومش را برای وعده‌گاه ما انتخاب کرد»؛ اینها هم بعد از مرگ به امر خدا زنده شدند، خوردند، و نوشیدند، و ازدواج کردند، و از این قبیل است قصه «عزیر».

در ادامه موارد دیگری را بررسی خواهیم کرد،

وَ اسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكانٍ قَرِيبٍ[56]

و گوش فرا ده و منتظر روزى باش كه منادى از مكانى نزديك ندا مى‌دهد.

در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) ذیل این آیه نقل شده:

عَن جَمیلِ بنِ دَرّاجٍ قالَ قُلْتُ لَهُ: وَ اسْتَمِعْ یَوْمَ یُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ یَوْمَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَهًَْ بِالْحَقِّ ذلِکَ یَوْمُ الْخُرُوجِ. قَالَ: هِیَ الرَّجْعَهًُْ[57]

جمیل‌بن‌درّاج گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی سخن خداوند عزّوجلّ: و اسْتَمِعْ یَومَ یُنَادِ المُنَادِ مِن مَّکَانٍ قَرِیبٍ یَومَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَةَ بِالحَقِّ ذَلکَ یَومُ الخُرُوجِ پرسیدم. آن حضرت (علیه السلام) فرمود: «منظور از آن، رجعت است.

رجعت در روایات

در اکثر قسمت‌های متن سعی شد روایات مربوط به هر موضوع ذیل آن بررسی شود، در این قسمتی روایاتی را بررسی خواهیم کرد که در مورد رجعت می‌باشد و در طول متن اشاره‌ای به آن نشده است و بررسی این روایات به روشن‌تر شدن برخی جزئیات بحث رجعت کمک خواهد کرد.

از امام صادق (علیه‌السلام) در کتاب منتخب الصائر چنین نقل شده:

أَوَّلُ مَنْ تَنْشَقُّ اَلْأَرْضُ عَنْهُ وَ يَرْجِعُ إِلَى اَلدُّنْيَا اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ إِنَّ اَلرَّجْعَةَ‌ لَيْسَتْ بِعَامَّةٍ وَ هِيَ خَاصَّةٌ لاَ يَرْجِعُ إِلاَّ مَنْ مَحَضَ اَلْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ اَلشِّرْكَ مَحْضاً[58]

نخستين كسى كه قبرش ميشكافد و زنده شده بدنيا برمي‌گردد حسين بن على عليه السّلام است.

و اين رجعت عمومى نيست (كه تمام مردگان زنده شده سر از قبر درآورند) بلكه افراد خاصى بدنيا برمي‌گردند كه يا مؤمن خالص و يا مشرك محض باشند.

در روایتی دیگر از امام باقر (علیه‌السلام) در کتاب منتخب الصائر چنین نقل شده:

إِنَّ اَلْمُدَّثِّرَ هُوَ كَائِنٌ عِنْدَ اَلرَّجْعَةِ‌ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَ حَيَاةٌ قَبْلَ اَلْقِيَامَةِ‌ ثُمَّ مَوْتٌ قَالَ فَقَالَ لَهُ عِنْدَ ذَلِكَ نَعَمْ وَ اَللَّهِ لَكَفْرَةٌ مِنَ اَلْكُفْرِ بَعْدَ اَلرَّجْعَةِ‌ أَشَدُّ مِنْ كَفَرَاتٍ قَبْلَهَا[59]

از جابر بن يزيد نقل شده كه گويد: امام باقر عليه السلام فرمود: اميرالمؤمنين عليه السلام همواره مى‌فرمود: آمدن مدّثر [پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم] در رجعت حتمى است. مردى عرض كرد: يا امير المؤمنين! آيا پيش از قيامت انسان زنده مى‌شود و باز مى‌ميرد؟ حضرت فرمود: آرى، به خدا قسم يك لحظه كفر بعد از رجعت، سخت‌تر از چند كفر قبل از رجعت است.

نکته دیگری که باید توجه داشت، فرصت استفاده از رجعت برای همه محیا نمی‌شود، روایتی از کتاب تفسیر قمی در ادامه بررسی می‌شود، مربوط به سوره انبیا آیه 95 می‌باشد، نقل از امام صادق (علیه‌السلام) است،

عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ مَا یَقُولُ النَّاسُ فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً[60] قُلْتُ یَقُولُونَ إِنَّهَا فِی الْقِیَامَهًِْ قَالَ لَیْسَ کَمَا یَقُولُونَ إِنَّ ذَلِکَ فِی الرَّجْعَهًِْ أَ یَحْشُرُ اللَّهُ فِی الْقِیَامَهًِْ مِنْ کُلِّ أُمَّهًٍْ فَوْجاً وَ یَدَعُ الْبَاقِینَ إِنَّمَا آیَهًُْ الْقِیَامَهًِْ قَوْلُهُ وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً[61] وَ قَوْلُه وَ حَرامٌ عَلی قَرْیَةٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لا یَرْجِعُونَ[62] فَقَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) کُلُّ قَرْیَهًٍْ أَهْلَکَ اللَّهُ أَهْلَهَا بِالْعَذَابِ وَ مَحَضُوا الْکُفْرَ مَحْضاً لَا یَرْجِعُونَ فِی الرَّجْعَهًِْ وَ أَمَّا فِی الْقِیَامَهًِْ فَیَرْجِعُونَ أَمَّا غَیْرُهُمْ مِمَّنْ لَمْ یَهْلِکُوا بِالْعَذَابِ (وَ مَحَضُوا الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ) وَ مَحَضُوا الْکُفْرَ مَحْضاً یَرْجِعُون[63]

حمّاد نقل می‌کند: امام صادق (فرمود: «مردم در مورد این آیه چه می‌گویند: [به‌خاطر آور] روزی را که ما از هر امّتی، گروهی را محشور می‌کنیم. گفتم: «می‌گویند: آن در قیامت است». فرمود: «آن‌چنان که می‌گویند، نیست. آن در رجعت است. آیا خداوند در قیامت از هر امّتی، گروهی را بر می‌انگیزد و بقیّه را رها می‌کند؟ آیه‌ی قیامت [این] سخن خداوند است: و همه مردم را محشور می کنیم، و احدی از ایشان را فروگذار نخواهیم کرد.  و سخن خداوند: وَ حَرامٌ عَلی قَرْیَةٍ أَهْلَکْناها أَنَّهُمْ لا یَرْجِعُونَ؛ هر آبادی‌ای که خداوند اهل آن را با عذاب هلاک نمود و کافر محض هستند، در رجعت برنمی‌گردند ولی در قیامت برمی‌گردند. امّا غیرآن‌ها، از کسانی که با عذاب هلاک نشدند و دارای ایمان خالص و یا کفر محض هستند، برمی‌گردند.

در برخی از روایات، نام افراد رجعت کننده آمده است، یعنی ائمه اطهار نام شخص را ذکر کرده‌اند که رجعت خواهد داشت و در ادامه نمونه‌هایی از آن را بررسی خواهیم کرد:

در حدیث ذیل 13تن از بانوان رجعت کننده توسط امام صادق (علیه‌السلام) معرفی شده‌اند:

يُكَرُّ مَعَ اَلْقَائِمِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌) ثَلاَثَ عَشْرَةَ اِمْرَأَةً‌ .قُلْتُ‌: وَ مَا يَصْنَعُ بِهِنَّ؟ قَالَ‌: يُدَاوِينَ اَلْجَرْحَى، وَ يَقُمْنَ عَلَى اَلْمَرْضَى، كَمَا كَانَ مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‌). قُلْتُ‌: فَسَمِّهِنَّ لِي. فَقَالَ‌: اَلْقِنْوَاءُ بِنْتُ رُشَيْدٍ ، وَ أُمُّ أَيْمَنَ‌ ، وَ حَبَابَةُ اَلْوَالِبِيَّةُ‌ ، وَ سُمَيَّةُ أُمُّ عَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ ، وَ زُبَيْدَةُ‌ ، وَ أُمُّ خَالِدٍ اَلْأَحْمَسِيَّةُ‌ ، وَ أُمُّ سَعِيدٍ اَلْحَنَفِيَّةُ‌ ، وَ صُبَانَةُ‌ اَلْمَاشِطَةُ‌ ، وَ أُمُّ خَالِدٍ اَلْجُهَنِيَّةُ[64]‌

به نقل از مفضّل بن عمر، شنيدم كه امام صادق عليه السلام می‌فرمايد: «سيزده زن همراه قائم اند». گفتم: با كمك آن‌ها، چه می‌كند؟ فرمود: «زخمی‌ها را مداوا می‌كنند و بيماران را نگاه می‌دارند، همان‌گونه كه با پيامبر خدا صلی الله عليه و آله بودند». گفتم: آن‌ها را برايم نام ببر. فرمود: قِنواء دختر رشيد، امّ ايمن، حَبابۀ والبی، سميّه (مادر عمّار ياسر)، زبيده، امّ خالد اَحمسی، امّ سعيد حنفی، صبانۀ ماشطه و امّ خالد جُهَنی.

در حدیث دیگری از امام صادق(علیه‌السلام) به رجعت جناب سلمان و مالک اشتر اشاره دارند:

يَخْرُجُ مَعَ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ مِنْ ظَهْرِ اَلْكُوفَةِ‌ سَبْعٌ وَ عِشْرُونَ رَجُلاً خَمْسَةَ عَشَرَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ اَلَّذِينَ كَانُوا يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ – وَ سَبْعَةٌ مِنْ أَهْلِ اَلْكَهْفِ‌ وَ يُوشَعُ بْنُ نُونٍ‌ وَ سَلْمَانُ‌ وَ أَبُو دُجَانَةَ اَلْأَنْصَارِيُّ‌ وَ اَلْمِقْدَادُ وَ مَالِكٌ اَلْأَشْتَرُ فَيَكُونُونَ بَيْنَ يَدَيْهِ أَنْصَاراً وَ حُكَّاماً[65]

مفضل بن عمر از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود: از پشت شهر كوفه بيست و هفت مرد همراه حضرت قائم عليه السّلام بيرون آيند، پانزده تن آنان از قوم حضرت موسى عليه السّلام مي‌باشند كه «بحق هدايت كنند و بدان دادگرى نمايند» (اشاره بآيۀ ۱۵۹ از سورۀ اعراف است) و هفت تن آنان اصحاب كهف هستند و (ديگر) يوشع بن نون، سلمان فارسى، ابو دجانۀ انصارى، مقداد، مالك اشتر، مي‌باشند (كه جمعا بيست و هفت نفر ميشوند) پس اينها ياران و حكم‌رانان او هستند.

در حدیثی از امام باقر (علیه‌السلام) به رجعت عبدالله بن شریک عامری از اصحاب خودشان اشاره دارند:

كَأَنِّي بِعَبْدِ اَللَّهِ بْنِ شَرِيكٍ اَلْعَامِرِيِّ‌ ، عَلَيْهِ عِمَامَةٌ سَوْدَاءُ ذُؤَابَتَاهَا بَيْنَ كَتِفَيْهِ مُصْعِداً فِي لِحْفِ اَلْجَبَلِ‌ بَيْنَ يَدَيْ قَائِمِنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ‌ ، فِي أَرْبَعَةِ آلاَفٍ يُكَبِّرُونَ وَ يُكَرِّرُونَ‌[66]

امام باقر عليه السلام: گويی عبداللّه بن شريك عامری را می‌بينم كه با عمام‌های سياه و دو سر فرو افتاده آن در ميان شانه‌هايش، با چهار هزار تكبير گویِ رجعت كننده، در دامنه كوه در خدمت قائم ما اهل بيت ايستاده است.

رجعت در ادعیه و زیارات

در پورتال جامع امام مهدی عجل‌الله فرجه، قسمتی مخصوص به ادعیه و زیارات مهدوی وجود دارد، در این بخش صرفا فرازهایی از برخی ادعیه‌ای که در متن آن به رجعت اشاره شده خواهیم پرداخت.

رجعت در زیارت آل یاسین

در قسمتی از زیارت آل‌یس می‌خوانیم:

»وَ أَنَّ رَجْعَتَكُمْ حَقٌّ لا رَيْبَ فِيهَا يَوْمَ لا يَنْفَعُ نَفْسا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِی إِيمَانِهَا خَيْراً«

»همانا رجعت شما حق است هیچ شک و شبهه‌ای در آن نیست، در روزی که غیر از ایمان چیزی نافع نیست«

رجعت در زیارت جامعه کبیره

در قسمت‌هایی از این زیارت می‌خوانیم:

»وَ إِيابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ، وَحِسابُهُمْ عَلَيْكُمْ «

»و بازگشت خلق به سوی شما و حسابشان با شماست «

»وَيَسْلُكُ سَبِيلَكُمْ، وَيَهْتَدِي بِهُداكُمْ، وَيُحْشَرُ فِي زُمْرَتِكُمْ، وَيَكِرُّ فِي رَجْعَتِكُمْ، وَيُمَلَّكُ فِي دَوْلَتِكُمْ، وَيُشَرَّفُ فِي عافِيَتِكُمْ، وَيُمَكَّنُ فِي أَيَّامِكُمْ، وَتَقَِرُّ عَيْنُهُ غَداً بِرُؤْيَتِكُمْ «

»به راه شما می‌روند و به هدایت شما هدایت می‌جویند و در گروه شما محشور می‌شوند و در زمان بازگشتتان دوباره به دنیا بازمی‌گردند و در دولت شما به فرمانروایی می‌رسند و در دوران سلامت کامل شما مفتخر می‌گردند و در روزگار شما اقتدار می‌یابند و فردا چشمشان به دیدار شما روشن می‌شود«

»مُؤْمِنٌ بِإِيابِكُمْ، مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِكُمْ، مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِكُمْ، مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِكُمْ، آخِذٌ بِقَوْلِكُمْ، عامِلٌ بِأَمْرِكُمْ«

»به بازگشتتان مؤمنم، بازگشتتان را باور دارم، چشم به راه فرمان شمایم، در انتظار حکومت شما به سر می‌برم، گیرنده گفته شما هستم، عمل‌کننده به فرمان شما می‌باشم«

رجعت در زیارت زیارت عاشورا

فرازهایی در زیارت عاشورا هست با مضامین ذیل:

»وَ اَسْاَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللّهِ، وَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى (ثارِکُمْ) مَعَ اِمامٍ هُدًى (مَهْدىٍّ) ظاهِرٍ ناطِقٍ بِـالْحَقِّ مِنْکُمْ«

»و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسنديده شما در پيش خدا و روزيم کند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشکار گوياى [به حق‏] که از شما (خاندان) است«

رجعت در زیارت سرداب مقدس سامرا

در قسمتی از این زیارت می‌خوانیم:

»  وَأَنْ يَجْعَلَ لِي كَرَّةً فِي ظُهُورِكَ، وَ رَجْعَةً فِي أَيَّامِكَ، لِأَبْلُغَ مِنْ طاعَتِكَ مُرادِي، وَأَشْفِيَ مِنْ أَعْدَائِكَ فُؤَادِي «

»و برای من بازگشت دوباره به دنیا در زمان ظهورت و رجوعی در دورانت منت فرماید تا به خاطر طاعتت به مقصودم برسم و زخم قلبم را از دشمنانت شفا دهم «

همانطور که قبل‌تر بحث شد، و در این فراز مشاهده می‌شود، رجعت و آرزوی برگشت را شاهد هستیم برای رسیدن به مقصودی والا و التیام زخم قلب. (می‌تواند منظور انتقام از ظالمان را داشته باشد.)

رجعت در زیارت اربعین

در فرازهایی از این زیارت که نقل شده از امام صادق (علیه‌السلام) است، این‌چنین آمده است که:

»وَ أَشْهَدُ أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ مُوقِنٌ[67] «

»و گواهى میدهم كه من به يقين مؤمن به شمايم، و به بازگشتتان يقين دارم «

رجعت در دعای عهد

همانطور که قبل‌تر اشاره شد، هرکس 40 سحر این دعا را بخواند همراه امام زمان (عجل‌الله فرجه) خواهد بود و در قیام ایشان از یاران حضرت خواهد بود و در فرازی از این دعا از خداوند می‌خواهیم اگر مرگ فاصله بین ما و امام انداخت، خداوند ما را از قبر بیرون آورد.

»اللّهُمَّ إِنْ حالَ بَيْنِي وَبَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِي جَعَلْتَهُ عَلَى عِبادِكَ حَتْماً مَقْضِيّاً فَأَخْرِجْنِي مِنْ قَبْرِي مُؤْتَزِراً كَفَنِي، شاهِراً سَيْفِي، مُجَرِّداً قَناتِي، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعِي فِي الْحاضِرِ وَالْبادِي[68] «

»خدایا اگر بین من و او مرگی که بر بندگانت حتم و قطعی ساختی حائل شد، کفن پوشیده از قبر مرا بیرون آور، با شمشیر از نیام برکشیده و نیزه برهنه، پاسخگو به دعوت آن دعوت‌کننده، در میان شهرنشین و بادیه‌نشین«

رجعت در زیارت حضرت عباس

در قسمتی از زیارت ایشان آمده است:

»فَمَعَکمْ مَعَکمْ لامَعَ عَدُوِّکمْ، اِنّى‏ بِکمْ وَبِإِيابِکمْ مِنَ الْمُؤْمِنينَ[69] «

»و من طرفدار شما و با شما هستم نه با دشمن شما و من‏ نسبت به شما و به بازگشتتان (در زمان رجعت) ایمان دارم «

رجعت از دیدگاه عالمان بزرگ

شیخ صدوق

مرحوم شیخ صدوق در کتاب الاعتقادات باب 18 در مورد رجعت اینچنین آغاز کرده‌اند:

اعتقادنا في الرجعة انّها حق‌[70]

اعتقاد ما در باب رجعت اينست كه برگشتن بدنيا حق است

و در ادامه مطالب ذیل را آورده:

و مخالفان ما نقل نموده‌اند كه چون مهدى خروج نمايد عيسى بن مريم فرود آيد و در عقب او نماز گذارد.

و معلوم است كه نزول حضرت عيسى به زمين به معنى عود او است به دنيا بعد از مردنش، زيرا كه حق تعالى مي‌فرمايد: إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ [71] يعنى اى عيسى به درستى كه من قابض توام و بلند گردانندۀ توأم به‌سوى خود.

و ايضا در قرآن فرموده كه: حشر نموديم خلايق را پس احدى از ايشان فرو نگذارديم[72] .

و دو جاى ديگر از قرآن فرموده: روزى كه حشر مي‌نمائيم از هر امتى فوجى از آن كسانى را كه تكذيب به علامت‌هاى ما مي‌نمودند[73] و معلوم است كه آن روزى كه همۀ خلايق محشور مي‌شوند، غير آن روزى است كه فوجى محشور مي‌گردند.

و ايضا فرموده كه كافران قسم ياد نمودند كه زنده نمي‌كند خداوند كسي را كه مي‌ميرد، بلى وعده‌اى است بر او لازم كه زنده كند و ليكن بيشتر مردم نمي‌دانند[74] يعنى در رجعت به دنيا به دليل آنكه فرموده: براى آن‌كه بيان كند خداوند آن امرى را كه اختلاف در آن مي‌نمايند: و بيان كردن در دنيا مي شايد نه در آخرت و عن قريب كتابى مختص به رجعت خواهم نوشت كه مشتمل بر بيان كيفيت و ادله صحت آن باشد ان شاء اللّه تعالى.

و اعتقاد تناسخ باطل است و هر كه بر دين تناسخ باشد كافر است زيرا كه متضمن ابطال جنت و نار است

شیخ مفید

شیخ مفید در کتاب الفصول العشرة فی الغیبة، ذیل مسئله‌ی دهم، صفحه62 به نقل از حارث بن عبدالله مساله‌ای در مورد رجعت نقل کرده است و به آیه 83 سوره نمل اشاره داشته.

یا در جای دیگری از همین کتاب در پاسخ به مسئله اهالی دهکده عکبرا واقع در نزدیکی دجله، ذیل آیه 51 سوره غافر، شیخ مفید به مساله رجعت اشاره کرده است.

سید مرتضی

از مرحوم مجلسی در بحارالانوار، جلد53، صفحه183 از سید‌ مرتضی نقل شده، در این باره می‌گوید: شیعه اماميه بر آن است كه خداوند در زمان ظهور حضرت ‌مهدى‌ (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف)، گروهى از مومنان را بر مى‌انگيزد تا از ظهور دولت حق بهره برده و به ثواب نصرت و يارى آن حضرت نائل گردند و نيز گروهى از دشمنان را برگردانده تا از آنان انتقام گرفته‌ شود و مومنان از آن و ظهور دولت حق و برتری اهل حق خشنود شوند.

فضل بن حسن طبرسی

در کتاب تفسیر مجمع البیان که اثر ایشان است، ذیل آیه 83 سوره نمل[75] داریم:

اماميه كه معتقد به صحت رجعت هستند به اين آيه استدلال كرده‌اند. زيرا آيه مى‌گويد: از هر امتى گروهى را محشور مى‌كنيم. معلوم ميشود روزى كه اين گروه‌ها از هر امتى محشور مى‌شوند، غير از روز قيامت است. زيرا در مورد روز قيامت مى‌فرمايد: «حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً» (آن‌ها را محشور مى‌كنيم و احدى از آن‌ها را رها نمى‌كنيم: كهف ۴۷) اخبار بسيارى دلالت دارند بر اينكه خداوند در زمان قيام حضرت مهدى (علیه‌السلام) گروهى از آن‌ها كه مرده‌اند، زنده مى‌كند. بعضى از رجعت كنندگان از دوستان و شيعيان مهدى هستند كه ثواب نصرت و كمك او نصيب‌شان مى‌شود و به دولت مهدى شاد مى‌شوند. بعضى ديگر از دشمنانش هستند كه براى گرفته شدن انتقام از ايشان برمي‌گردند تا عذاب دنيا بچشند و بدست شيعيان كشته شوند و از قدرت و شوكت مهدى احساس سرافكندگى و حقارت كنند.

هيچ عاقلى شك ندارد كه اين كار مقدور خداوند متعال است و محال نيست. نظير آن را خداوند در امت‌هاى گذشته هم انجام داده و قرآن گواه آن است. مثل داستان عزير و غير آن كه در جاى خود ذكر كرده‌ايم[76].

شیخ حرعاملی

در کتاب الایقاظ شیخ حرعاملی از ایشان داریم:

اجماع و اتفاق همه شيعيان دوازده امامى بر صحت رجعت، كه از علماى قديم و جديد شخص قابل اعتنائى مخالفت نكرده، و از اينجا كه حديث‌هاى متواتر از پيغمبر و ائمه عليهم‌السلام كه دليل بر اعتقاد آن‌ها به صحت رجعت است وارد شده، معلوم است كه معصوم هم در اين اجماع شريك است، تا آن‌جا كه در حديث‌هاى امام زمان عليه السلام در ضمن نامه‌ها و غيره هم وارد شده، با اينكه احاديث آن جناب در اين موضوع نسبت به پدران بزرگوارش اندك است…[77]

علامه محمدباقر مجلسی

مرحوم مجلسی در مورد رجعت در کتاب بحارالانوار این چنین بیان کرده‌اند:

اعلم يا أخي إني لا أظنك ترتاب بعد ما مهدت و أوضحت لك في القول بالرجعة التي أجمعت الشيعة عليها في جميع الأعصار و اشتهرت بينهم كالشمس في رابعة النهار حتى نظموها في أشعارهم و احتجوا بها على المخالفين في جميع أمصارهم و شنع المخالفون عليهم في ذلك و أثبتوه في كتبهم و أسفارهم.

و كيف يشك مؤمن بحقية الأئمة الأطهار عليهم السلام فيما تواتر عنهم في قريب من مائتي حديث صريح رواها نيف و أربعون من الثقات العظام و العلماء الأعلام في أزيد من خمسين من مؤلفاتهم كثقة الإسلام الكليني و الصدوق محمد بن بابويه و الشيخ أبي جعفر الطوسي و السيد المرتضى و النجاشي و الكشي و العياشي و علي بن إبراهيم و سليم الهلالي و الشيخ المفيد و الكراجكي و النعماني و الصفار و سعد بن عبد الله و ابن قولويه و علي بن عبد الحميد و السيد علي بن طاوس و ولده صاحب كتاب زوائد الفوائد و محمد بن علي بن إبراهيم و فرات بن إبراهيم و مؤلف كتاب التنزيل و التحريف و أبي الفضل الطبرسي و إبراهيم بن محمد الثقفي و محمد بن العباس بن مروان و البرقي و ابن شهرآشوب و الحسن بن سليمان و القطب الراوندي و العلامة الحلي و السيد بهاء الدين علي بن عبد الكريم و أحمد بن داود بن سعيد و الحسن بن علي بن أبي حمزة و الفضل بن شاذان و الشيخ الشهيد محمد بن مكي و الحسين بن حمدان و الحسن بن محمد بن جمهور العمي مؤلف كتاب الواحدة و الحسن بن محبوب و جعفر بن محمد بن مالك الكوفي و طهر بن عبد الله و شاذان بن جبرئيل و صاحب كتاب الفضائل و مؤلف كتاب العتيق و مؤلف كتاب الخطب و غيرهم من مؤلفي الكتب التي عندنا و لم نعرف مؤلفه على التعيين و لذا لم ننسب الأخبار إليهم و إن كان بعضها موجودا فيها.

و إذا لم يكن مثل هذا متواترا ففي أي شيء يمكن دعوى التواتر مع ما روته كافة الشيعة خلفا عن سلف[78].

برادرم، بدان که گمان نمی‌کنم پس از آن‌که راه را برایت هموار کردم و عقیده به رجعت را برایت روشن ساختم، شک کنی؛ عقیده‌ای که شیعیان در تمام اعصار بر آن اجماع داشته‌اند و مانند خورشید در ظهر برایشان آشکار شده است، تا جایی که آن را در اشعار خود آورده‌اند و در تمام سرزمین‌هایشان علیه مخالفانشان به عنوان دلیل استفاده کرده‌اند و مخالفان نیز آن‌ها را به خاطر آن محکوم کرده‌اند و در کتاب‌ها و نوشته‌هایشان آن را اثبات کرده‌اند. و چگونه مؤمن می‌تواند در حقانیت ائمه اطهار علیهم السلام در مورد آن‌چه از ایشان در نزدیک به دویست حدیث صریح که بیش از چهل نفر از علمای ثقه و برجسته در بیش از پنجاه اثرشان روایت کرده‌اند، شک کند؛ مانند ثقة الاسلام کلینی، صدوق محمد بن بابویه، شیخ ابوجعفر طوسی، سید مرتضی، نجاشی، کشی، عیاشی، علی بن ابراهیم، ​​سلیم هلالی، شیخ مفید، کراجکی، نعمانی، صفار، سعد بن عبدالله، ابن قولویه، علی بن عبدالحمید، سید علی بن طاووس و پسرش، صاحب کتاب زوائد الفوائد، محمد بن علی بن ابراهیم، ​​فرات بن ابراهیم، ​​صاحب کتاب التنزیل و التحریف، ابوالفضل طبرسی، ابراهیم بن محمد. الثقفی، محمد بن العباس بن مروان، برقی، ابن شهرآشوب، الحسن بن سلیمان، قطب الراوندی، علامه حلی، سید بهاءالدین علی بن عبدالکریم، احمدبن حمید بن سلیمان، ابوالکریم. الفضل بن شادان و شیخ الشهید محمد بن مکی، الحسین بن حمدان، الحسن بن محمد بن جمهوری العمی (مؤلف کتاب الوحیده)، الحسن بن محبوب، جعفر بن محمد بن مالک کوفی، طاهر بن عبدالله، شدان بن جبرئیل، مؤلف الکتاب، الکتاب الوحده. العتیق، مؤلف کتاب الخطاب، و دیگرانی که کتاب‌هایی را تألیف کرده اند که در اختیار ماست که تألیف آن‌ها را دقیقاً نمی دانیم. بنابراین، ما روایات را به آن‌ها نسبت نداده‌ایم، هرچند برخی از آن‌ها در این کتاب‌ها یافت می‌شوند.

اگر چنین چیزی متواتر محسوب نمی‌شود، پس وقتی همه شیعیان نسل در نسل آن را روایت می‌کنند، چه چیزی را می‌توان متواتر دانست؟

معرفی منابع برای آشنایی با بحث رجعت

در کتب حدیثی و اعتقادی متقدمین بحث‌هایی در مورد رجعت بیان شده، بعنوان مثال شیخ صدوق در کتاب الاعتقادات، شیخ مفید در کتاب اوائل المقالات و بزرگان دیگر نیز بحث‌هایی در مورد رجعت داشته‌اند، لذا مدنظر باشد که رجعت بحث جدید و نوظهوری نیست و در کتب اولیه شیعه در مورد آن مطالب و روایتی نقل شده.

در ادامه کتب‌هایی که مفصل‌تر و بصورت اختصاصی به بحث رجعت پرداخته‌اند معرفی می‌شوند.

نام کتاب

مولف قرن توضیحات
الإیقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة شیخ

حُر عاملی

11 شیخ حر عاملی در این کتاب با استناد آیات و روایات، به اثبات حقانیت باور به رجعت از نگاه امامیه پرداخته است و محتوای آن را در 12 فصل جمع‌آوری کرده است. نویسنده هدف خود از تألیف این کتاب را پاسخ به سه‌ دسته از شیعیان: کسانی که در عقیده به رجعت توقف کرده‌اند، منکران رجعت و کسانی که روایات وارد شده در این موضوع را به تأویل برده‌اند، معرفی کرده است.
رجعت محمد باقر مجلسی 11 کتاب به زبان فارسی نگاشته شده است، علامه مجلسی در این کتاب به ارائه چهارده روایت در زمینه ظهور امام مهدی(عجل الله فرجه) و موضوع رجعت، پرداخته است و ذیل متن روایات مطالبی را بیان کرده‌اند.
الشیعة و الرجعة محمدرضا طبسی نجفی 14 نویسنده در این کتاب، جایگاه رجعت را در قرآن، ادعیه، زیارات، اجماع فقها و سخن عالمان بیان کرده است.
الرجعة أو العودة

إلی الحیاة الدنیا

بعد الموت

علی‌موسی کعبی معاصر این کتاب به بیان ادله روایی و قرآنی رجعت و بیان امکان وقوع آن پرداخته است
بازگشت به دنیا در پایان تاریخ خدامراد سلیمیان معاصر این کتاب در ده فصل مشتمل بر این مباحث است: بررسی واژگانی رجعت، رجعت از دیدگاه مذاهب اسلامی، زمان رجعت، امکان وقوع رجعت، رجعت در آخرالزمان، اشکال‌ها و نقدها و بررسی آن‌ها، رجعت‌کنندگان، تکلیف در زمان رجعت، مجازات و پاداش در رجعت
رجعت

(انتشارات فروغ فردا)

محمد بیابانی اسکویی معاصر مولف در 12فصل، آیات و روایات مربوط به بحث رجعت را دسته‌بندی کرده و نظرات علما در مورد رجعت را گزارش کرده و در پایان رجعت را در متن ادعیه و زیارات بررسی نموده است.

 

بجز کتب معرفی شده، تعداد زیادی از محققین کتاب یا مقاله‌ای با عنوان اثبات الرجعه تالیف نموده‌اند. بعنوان نمونه چند مورد را معرفی خواهیم کرد.

فضل بن شاذان نیشابوری

آقا جمال خونساری متوفای سال ۱۱۲۵ ق

حسن بن سلیمان حلی صاحب کتاب مختصر البصائر، قرن7

علامه حسن بن یوسف بن مطهر حلی متوفای سال ۷۲۶ ق

شیخ نورالدین علی بن حسین بن عبدالعالی متوفای سال ۹۴۰ ق

میر محمدعباس بن علی‌اکبر موسوی تستری مفتی لکهنو متوفای سنه ۱۳۰۶ ق

شیخ شرف‌الدین یحیی بحرانی شاگرد محقق کرکی و مؤلف کتاب اسامی المشایخ فی ذکر علماء الشیعة

میرزا حسن بن ملا عبدالرزاق لاهیجی قمی مؤلف کتاب شمع الیقین  و زواهر الحکم

شیخ سلیمان بن احمد آل عبدالجبار قطیفی نزیل مسقط متوفای سال ۱۲۶۶ ق

 

 


[1] سوره بقره، آیه243

[2] سوره عنکبوت، آیه57

[3] تفسیر العیاشی، جلد1، صفحه210

[4] باید توجه داشت مطابق متن این روایت و برخی روایات دیگر، بین واژگان قتل و موت تفاوت هست.

[5] بحارالانوار، جلد53، صفحه71

[6] عیون‌الاخبار الرضا علیه‌السلام، جلد2، صفحه201

[7] سوره جن، آیه25

[8] مرآة‌العقول، جلد5، صفحه144 – مختصر البصائر، صفحه161

[9] بحارالانوار، جلد۸۳، صفحه۲۸۴

[10] جواهرالکلام فی شرائع الاسلام، جلد41، صفحه602

[11] این کتاب ترجمه بخش رجعت، جلد53 کتاب بحارالانوار می‌باشد.

[12] در حال مسخره كردن

[13] رجال نجاشى، صفحه326

[14] من لا يحضره الفقيه، جلد3، صفحه458 – الايقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة، صفحه300 – بحارالانوار، جلد53، صفحه92

[15] مراجعه شود به بحار الانوار جلد53

[16] بحارالانوار، جلد 100، صفحه 320

[17] سوره توبه، آیه 111

[18] بحارالانوار، جلد53، صفحه 74

[19] بحارالانوار، جلد53، صفحه 98

[20] تفسیر اهل بیت علیهم‌السلام، جلد۷، صفحه۶۳۴ – تفسیر القمی، جلد۱، صفحه۳۸۵

[21] اصول کافی، جلد1، کتاب الحجة، باب أَنَّ اَلْأَئِمَّةَ عَلَيهِمُ السَّلاَمُ لَمْ يَفْعَلُوا شَيْئاً وَ لاَ يَفْعَلُونَ إِلاَّ بِعَهْدٍ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمْرٍ مِنْهُ لاَ يَتَجَاوَزُونَهُ، صفحه 283

[22] تفسیر نمونه، آقای مکارم شیرازی، جلد۱۵، صفحه۵۵۹

[23] بحارالانوار، جلد۵۲، صفحه۳۲۱

[24] سوره طور، آیه47

[25] تفسیر اهل بیت علیهم السلام، جلد۱۵، صفحه۲۱۲ –  بحارالانوار، جلد۵۳، صفحه۱۱۷

[26] سوره غافر، آیه51

[27] تفسیر اهل‌بیت علیهم‌السلام، جلد۱۳، صفحه۴۲۸ – بحارالانوار، جلد۱۱، صفحه۲۷

[28] بحارالانوار، جلد52، صفحه 284

[29] مؤلف: لات و عزى دو بت قريش بود و در اينجا مقصود خلفای غاصب اول و دوم هست. (این قسمت از ترجمه مرحوم دوانی استخراج شده)

[30] الایقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة، صفحه 246

[31] آیات 38-40 سوره نحل

[32] بحارالانوار، جلد53، صفحه 71

[33] سوره طه، آیه124

[34] تفسیر اهل بیت علیهم السلام جلد ۹، صفحه۳۰۴ –  بحار الانوار، جلد ۵۳، صفحه 51- القمی؛ جلد۲، صفحه ۶۵

[35] سوره غافر، آیه51

[36] بحارالانوار، جلد23، صفحه351

[37] بحارالانوار، جلد11، صفحه27 – مختصر البصائر، صفحه92

[38] بحارالانوار، جلد99، صفحه 116-119

[39] الغیبة، مرحوم شیخ طوسی، صفحه459

[40] سوره یس، آیه51

[41] الکافی، جلد8، (کتاب روضه کافی) صفحه 247

[42] سوره نحل، آیه38

[43] تفسیر اهل بیت علیهم السلام، جلد ۷، صفحه ۶۳۲ – الکافی، جلد ۸، صفحه ۵۰ – بحارالأنوار، جلد ۵۳، صفحه ۹۲

[44] سوره سجده، آیه21

[45] بحارالانوار، جلد53، صفحه1

[46] سوره نمل، آیه83

[47] سوره کهف، آیه47

[48] سوره انبیاء، آیه95

[49] سوره آل‌عمران، آیه81

[50] سوره نور، آیه55

[51] سوره قصص، آیه5

[52] سوره قصص، آیه85

[53] سوره بقره، آیه243

[54] سوره اعراف، آیه155

[55] بحارالانوار، جلد53، صفحه118

[56] سوره ق، آیه41

[57] تفسیر اهل بیت علیهم السلام ، جلد15، صفحه ۹۲ –  بحارالانوار، جلد۵۳، صفحه۶۵

[58] بحارالانوار، جلد53، صفحه39

[59] بحارالانوار، جلد53، صفحه42

[60] سوره نمل، آیه83

[61] سوره کهف، آیه47

[62] سوره انبیا، آیه95

[63] تفسیر اهل بیت علیهم السلام، جلد۹، صفحه۵۲۸ – القمی، جلد۱، صفحه۲۴

[64] دلائل الامامة، صفحه484

[65] بحارالانوار، جلد53، صفحه90

[66] وسائل‌الشیعة، جلد4، صفحه386

[67] مصباح‌المجتهد، شیخ طوسی، صفحه 788

[68] بحارالانوار، جلد۸۳، صفحه۲۸۴

[69] کامل‌الزیارات، صفحه 256

[70] اعتقادات الامامیة شیخ صدوق، باب18، صفحه64

[71]  سوره آل عمران، آيه ۴۸

[72]  وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً – سوره كهف، آيه ۴۵

[73]  وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا – سوره نمل، آيه ۸۵

[74]  وَ أَقْسَمُوا بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اَللّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلى وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَ اَلنّاسِ لا يَعْلَمُونَ‌ – سوره نحل، ۴۰

[75] وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ‌

[76] تفسیر مجمع البیان، جلد7، صفحه 366

[77] الایقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة، فصل2، صفحه33

[78] بحارالانوار، جلد53، صفحه122