تعریف وظیفه پرهیز از شتابزدگی و پایبندی به تسلیم
هدف از وظیفهی پرهیز از شتابزدگی و پایبندی به تسلیم آن است که مؤمن در دوران غیبت، نسبت به اراده و حکمت الهی در تعیین زمان ظهور هوشیار باشد و بداند که بر اساس روایات متواتر ائمه اطهار علیهم السلام، تعیین وقت و تعجیل خارج از دایرهی ارادهی خداوند در این امر خطیر، مذموم و باطل است. این وظیفه سبب میشود که جامعهی منتظر، از نفوذ یأس، ناامیدی و انحرافات اعتقادی مصون بماند و بداند که هرگونه شتابزدگی که منجر به اعتراض به قضا و قدر الهی شود، موجب هلاکت شخص و خروج او از مسیر حق میگردد. در واقع، ریشه اصلی این مصونیت و آرامش در شناخت حقیقی ولیّ خدا نهفته است؛ چنانکه در حدیث شریف از زراره نقل شده که امام صادق علیهالسلام فرمودند: « اِعْرِفْ إِمَامَكَ فَإِنَّكَ إِذَا عَرَفْتَ لَمْ يَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هَذَا اَلْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ [1]» (امام خود را بشناس، چرا که اگر او را شناختی، تقدم یا تاخر این امر [فرج] هیچ زیانی به تو نخواهد رساند).
بر همین اساس، این وظیفه شامل تسلیم محض در برابر ارادهی پروردگار و پذیرش این حقیقت است که امر ظهور تنها در زمان مقرر و پس از امتحانات، غربالگریها و جدا شدن حق از باطل محقق خواهد شد؛ چرا که شتابزدگی در این عرصه، مفاسد ویرانگری همچون شک، انکار اصل مهدویت، تکذیب روایات، استهزای مؤمنان و پیروی از مدعیان گمراهکننده را در پی دارد. حکمت این مرزبندی و نهی اکید، حفظ ثبات قدم و ایمان شیعیان است تا در طول غیبت طولانی، دچار تزلزل عقیدتی نشده و با اتکا به مقام تسلیم و رضا، از فریب شیاطین در امان بمانند.
از این رو، مقصود از این وظیفه صرفاً پرهیز از یک حالت روانی گذرا نیست، بلکه گردن نهادن به مقام والای بندگی و تسلیم مطلق در برابر اهل بیت علیهم السلام است؛ تا مؤمنان حقیقی با تمیز دادن میان «دعای ممدوح و مستمر برای تعجیل فرج» و «عجلهی مذموم و توأم با بیصبری»، از کیان اعتقادی خود پاسداری کنند و در دام فتنههایی که به واسطهی عدم درک حکمت غیبت و خشم بر خالق شکل میگیرد، گرفتار نشوند.
مبانی و مستندات عقلی و دینی پرهیز از شتابزدگی و پایبندی به تسلیم
تبیین مبانی و مستندات این وظیفه یعنی پرهیز از شتابزدگی و لزوم پایبندی به تسلیم، از ارکان اساسی در حفظ سلامت اعتقادی جامعهی منتظر در دوران غیبت به شمار میرود. در دورانی که طولانی شدن غیبت و دشواریِ ابتلائات میتواند زمینهساز بروز تردیدها و فتنههای گوناگون شود، استواری بر صراط مستقیم نیازمند تکیهگاههای مستحکم معرفتی است. درک عمیق این وظیفه، مؤمنان را از افتادن در دام یأس یا پیروی از مدعیان دروغین مصون میدارد. بر همین اساس، برای تبیین دقیق و ریشهای این موضوع مهم، مستندات و پایههای آن در دو بخش مجزای دلایل نقلی (برگرفته از آیات و روایات) و دلایل عقلی (استوار بر براهین خردورزانه و حکمت الهی) مورد بررسی قرار میگیرد.
دلیل عقلی
شناخت دقیق مرزهای انتظار پویا و شتابزدگی مخرب، برای حفظ سلامت اعتقادی مؤمنان ضروری است. بر اساس روایات وارده، عدم آگاهی به انواع عجلههای ناپسند، عامل اصلی انحراف و هلاکت منتظران در دوران غیبت معرفی شده است. از این رو، تبیین مصادیق این شتابزدگی مذموم، راهگشای مسیر تسلیم و نجات خواهد بود.
بر اساس متن کتاب مکیال المکارم، عجله مذموم و ناپسند دارای نتایج و پیامدهایی است که خرد و شرع ما را از آن برحذر داشتهاند:
۱. افتادن در دام مدعیان دروغین و انحرافات اعتقادی در پی شتابزدگی
شتابزدگی در امر فرج با از بین بردن صبر انسان، زمینه را برای پذیرش کورکورانهی مدعیان دروغین و جریانهای انحرافی فراهم میکند. این فریبکاران از ناآگاهی مردم نسبت به روایات سوءاستفاده میکنند؛ در حالی که ائمه اطهار علیهم السلام با بیان روشن علائم حتمی ظهور، دستور دادهاند هرگونه ادعای نیابت یا ظهور پیش از تحقق این نشانهها تکذیب شود. مصونیت از این فتنهها نیازمند آگاهی، ثبات قدم و پناه بردن به درگاه الهی است.
۲. گرفتاری در دام یأس و تکذیب وعدههای قطعی معصومین علیهم السلام
دومین پیامد مخرب شتابزدگی، ابتلا به یأس و ناامیدی در اثر طولانی شدن دوران غیبت است. این ناامیدی سبب میشود فرد وعدههای قطعی و روایات متواتر پیامبر اکرم و امامان معصوم علیهم السلام درباره حتمی بودن فرج را تکذیب کند. در نتیجه، عجلهای که به یأس بینجامد، انسان را به تقابل با بشارتهای صریح دین کشانده و با انحراف از مسیر صحیح اعتقادی، ضربهای مهلک بر پیکرهی ایمان او وارد میسازد.
3. انکار اصل وجود حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه در اثر شتابزدگی
سومین پیامد شتابزدگی، کشیده شدن به ورطهی انکار اصل وجود مقدس حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه است. این آسیب به مراتب شدیدتر از گونهی پیشین است؛ زیرا در حالت قبل، شخص با وجود ناامیدی از ظهور، همچنان به حیات و امامت ایشان باور دارد. اما در این مرحله، شدت عجله و بیتابی، فرد را به انحرافی عمیقتر میکشاند؛ تا جایی که وجود مقدس آن حضرت را کاملاً منکر شده و با گمانی باطل استدلال میکند که اگر امامی وجود داشت، قطعاً تاکنون ظاهر شده بود.
4. ابتلا به شک و تردید در اثر شتابزدگی مذموم
گونه چهارم از پیامدهای هلاکتبار عجله و شتابزدگی، آن است که آدمی را در گرداب شک و تردید گرفتار میسازد. این نوع از استعجال نیز همانند گونهی پیشین، از خطرات بسیار بزرگی برخوردار است که مایه بیرون رفتن فرد از دایرهی نورانی ایمان و داخل شدن وی در شمار یاران و پیروان شیطان میگردد. در تبیین اهمیت حفظ یقین و پرهیز از تردید در دوران غیبت، امامان معصوم ما علیهم السلام در روایات متعددی بر این حقیقت تأکید ورزیدهاند که اگر خداوند متعال میدانست اولیاء و دوستانش بر اثر غیبت به تردید میافتند، حجت خود را حتی به اندازه یک چشم برهم زدن از آنان پوشیده و پنهان نمیداشت.
5. اعتراض به قضا و قدر الهی و اراده امام علیه السلام در اثر شتابزدگی
گونه پنجم از پیامد های شتابزدگی مذموم، رفتاری است که سبب اعتراض به قضا و قدر الهی و خردهگیری بر امام علیه السلام در تأخیر ظهور میگردد؛ مانند زمانی که شخص شتابزده بگوید: «چرا آشکار نمی شود؟». این روحیه اعتراض، در واقع پیروی از شیطان است که در برابر فرمان الهی ایستاد و گفت: «أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طیناً[2]» (آیا سجده کنم برای کسی که او را از گِل آفریدی؟). در مقام نفی این رفتار و لزوم تسلیم محض، خداوند میفرماید: «وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ[3]» (و هیچ مرد و زن مؤمن را نشاید که هرگاه خدا و رسول او در موردی حکم کنند غیر آن را برگزیند [و بر خلاف آن رفتار نماید]). همچنین در مذمت نداشتن روحیه تسلیم، شیخ کلینی به سند صحیحی از امام صادق علیه السلام نقل میکند: «اگر قومی خداوند را عبادت کنند بی آنکه شرک بورزند و نماز را بر پای دارند و زکات را بپردازند و حج بیت الله را به جای آورند، و ماه رمضان را روزه بگیرند، و سپس به چیزی که خداوند کرده یا پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم انجام داده بگویند: آیا [بهتر نبود] خلاف این را انجام می داد؟ یا چنین چیزی در دل داشته باشند، به همین سبب مشرک خواهند بود.» آنگاه حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: «فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً[4]» (هرگز به پروردگارت سوگند ایمان نخواهند داشت تا اینکه تو را در مورد آنچه از نزاعها و خصومتها در میانشان روی می دهد حاکم نمایند سپس از آنچه حکم کرده ای در دل هیچ اعتراضی نداشته باشند و کاملاً تسلیم فرمان تو گردند). در نهایت، امام علیه السلام راهکار مصونیت از این انحراف را بیان کرده و فرمودند: «بر شما باد تسلیم شدن».
6. انکار حکمت غیبت و زیر سؤال بردن عدل الهی
گونه ششم از پیامدهای شتابزدگی مذموم، انکار حکمت نهفته در غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. تعجیل بیمورد در امر ظهور، گاه به دلیل ناتوانی در درک چرایی طولانی شدن این دوران، فرد را به نفی مصلحت الهی میکشاند. این نگرش باطل، در حقیقت به معنای انکار صفت عدل پروردگار و نسبت دادن افعال عبث به ذات اقدس الهی است که از هرگونه نقص و کار بیحکمتی منزه میباشد. اگرچه بخشی از دلایل غیبت در معارف دینی بیان شده، اما حقیقت و اسرار کامل آن تنها پس از ظهور آشکار خواهد شد؛ از این رو، وظیفه خطیر مؤمن در این دوران، پرهیز از شتابزدگی و تکیه بر اعتماد مطلق به علم، حکمت و عدل پروردگار است.
7. سبک شمردن احادیث ائمه معصومین علیهم السلام و پیامدهای کفرآمیز آن
از عواقب شتابزدگی در امر ظهور، سبک شمردن احادیث و روایات ائمه اطهار علیهم السلام است. پیشوایان معصوم علیهم السلام همواره مؤمنان را به انتظار شکیبایانه امر فرمودهاند، اما شخص شتابزده بر اثر بیقراری، ارزش این فرامین را نادیده میگیرد. این رویکرد خطرناک میتواند موجب خروج از دایره ایمان و قرار گرفتن در شمار کافران شود؛ زیرا کوچک شمردن کلام و اوامر معصومین علیهم السلام، در حقیقت استخفاف و سبک شمردن جایگاه والای خود آنان است. از آنجا که ایشان حجج الهی بر زمین هستند، بیاعتنایی به مقامشان، به منزله جسارت به ساحت مقدس خداوند متعال و کفر ورزیدن به او محسوب میشود.
- انکار و رد کردن اخبار فرج بر اثر وسوسههای شیطانی
شتابزدگی در امر ظهور، زمینه را برای نفوذ وسوسههای شیطان فراهم میسازد؛ به گونهای که شخص عجول گمان میکند اخبار فرج از سوی ائمه اطهار علیهم السلام صادر نشده و ساخته دست راویان است. تداوم این پندار باطل، به رد روایات قطعی و هلاکت فرد میانجامد. نپذیرفتن روایاتِ راویانِ معتمد، در حقیقت به معنای رد کردن خود امامان علیهم السلام و کفر ورزیدن به آنان است؛ چنانکه امام صادق علیه السلام صراحتاً فرمودهاند اگر حجت از طریق فردی مورد اطمینان بر کسی تمام شود و او حقایق ما را نپذیرد، کافر محسوب میشود.
9. تأویل و توجیه اخبار بر اساس هواهای نفسانی
شتابزدگی و کمصبری در دوران محنتبار غیبت، موجب میشود برخی افراد روایات صریح امامان علیهم السلام را برخلاف ظاهرشان و بر اساس هواهای نفسانی خود تأویل و توجیه کنند. این رفتار قبیح، فرد را به درّه گمراهی کشانده و در عمل به معنای نسبت دادن «گمراهگری» به حجتهای خداوند متعال است؛ زیرا سخن گفتن برخلاف ظاهر کلام و بدون قرینه روشن، عملی فریبکارانه محسوب میشود. این اشخاص با إعمال سلیقههای فاسد خود در روایات، مصداق آیه شریفه «فَأَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَهِ[5]» قرار میگیرند که با قلبی منحرف و برای فتنهجویی، به دنبال تأویل نصوص الهی بر اساس پندارهای باطل خویش هستند.
10. تعیین زمان و تصمیم به انکار در صورت عدم تحقق فرج
شتابزدگی و بیصبری در امر ظهور گاهی موجب میشود فرد در دل خود زمان خاصی را تعیین کرده و تصمیم بگیرد که اگر فرج مولایمان عجل الله تعالی فرجه تا آن زمان مشخص محقق نشد، اصل آن را انکار نموده و کفر بورزد. این حالت خطرناک، شخص را در زمره شککنندگان هلاکشونده قرار میدهد؛ زیرا ریشه چنین تصمیمی، یا شک در صدق گفتار امامان معصوم علیهم السلام است و یا شک در راستگویی راویان مورد اطمینانی که ائمه اطهار علیهم السلام تصدیق آنان را بر ما واجب دانستهاند. چنانکه در توقیع شریفی که به قاسم بن العلاء رسیده تصریح شده است، «هیچ عذری برای کسی از پیروان ما نیست در اینکه تردید کند در آنچه معتمدان ما از ما روایت می کنند، دانسته اند که ما سرّ خودمان را با آنان در میان می گذاریم و رازمان را به ایشان می گوییم».
- تعمیم شک و تردید به سایر روایات معصومین علیهم السلام
شتابزدگی و بیقراری در فردی که پایههای اعتقادی استواری ندارد، گاهی سبب میشود که او نهتنها در وعده فرج، بلکه در تمامی روایات شک کرده و آنها را رد نماید. شخص عجول وقتی به دلیل ضعف ایمان، اخبار مربوط به فرج و ظهور را نادرست میپندارد – و به راویان یا خود پیامبر و امامان صلوات الله علیهم اجمعین شک میکند – این تردید باطل را به سایر روایات نقلشده از امامان علیهم السلام (مانند اخبار ثواب، عقاب، وعده و وعیدها) نیز تعمیم داده و قیاس میکند. این انحراف خطرناک و شک فراگیر، در نهایت فرد را در زمره گمراهان و کافران قرار میدهد.
12. استهزای مؤمنان منتظر و پیامدهای کفرآمیز آن
یکی دیگر از پیامدهای شوم شتابزدگی مذموم آن است که فرد عجول بر اثر کمصبری، تنگی سینه و گرفتاری در دام شک یا بیاعتقادی، مؤمنان اهل یقین و منتظران واقعی ظهور و فرج مولایمان عجل الله تعالی فرجه را به باد تمسخر و استهزا میگیرد. این رفتار ناپسند در حقیقت به معنای استهزای خداوند عزوجل و اولیای او علیهم السلام است که بدون تردید، کفر و عناد با ذات اقدس الهی را در پی دارد. پروردگار متعال درباره عاقبت این گروه میفرماید: «اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ یَمُدُّهُمْ فی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ[6]» (خداوند به آنها استهزا میکند و آنان را در طغیانشان سرگردان رها میسازد). وضعیت این افراد شباهت بسیاری به کافران قوم حضرت نوح علیه السلام دارد که مؤمنان را به سخره میگرفتند؛ چنانکه خداوند متعال درباره آنان فرموده است: «وَ یَصْنَعُ الْفُلْکَ وَ کُلَّما مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَما تَسْخَرُونَ * فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتیهِ عَذابٌ یُخْزیهِ وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذابٌ مُقیمٌ[7]» (و [نوح] کشتی را میساخت، و هرگاه جمعی از افراد قومش بر او میگذشتند او را مسخره میکردند، میگفت اگر امروز شما ما را مسخره کنید ما هم [روز دیگری] شما را به تمسخر گیریم؛ که بعد از این بدانید کدامیک از ما و شما را عذاب خوارکننده خواهد گرفت و عذاب دائم خواهد رسید).
- خشم بر خالق متعال و عدم رضایت به قضای الهی
یکی دیگر از عواقب خطرناک شتابزدگی مذموم آن است که فرد را به ورطه خشم بر پروردگار و رضا ندادن به قضای الهی در امر غیبت میکشاند؛ صفتی ناپسند که بدون شک مایه هلاکت و تیرهبختی قطعی انسان خواهد بود. به همین دلیل، تسلیم محض بودن و پرهیز از مداخله در تدبیر حکیمانه خداوند اهمیت ویژهای دارد؛ چنانکه در دعای شریف روایت شده از عَمری رضی الله عنه که مستقیماً از حضرت صاحب الأمر عجل الله تعالی فرجه الشریف دریافت شده، به این مقام تسلیم و پرهیز از شتابزدگی اشاره شده و چنین آمده است: «بار خدایا و تویی آن دانای بدون تعلیم به آن وقتی که صلاح است أمر ظهور [حکومت] ولّیت را إذن دهی که خود را آشکار سازد و پرده غیبت از روی برافکند، پس مرا بر آن [امر غیبت] صبر و شکیبایی ده که دوست نداشته باشم آنچه به تأخیر انداخته ای جلو بیفتد، و آنچه را تو تعجیل بخواهی من به تأخیرش مایل نباشم. و هر چه تو در پرده قرار داده ای افشایش را نطلبم، و در آنچه نهان ساخته ای کاوش ننمایم، و در تدبیر امور جهان با تو [که همه مصالح را می دانی] به نزاع نپردازم»
- 14. ترک دعا برای تعجیل فرج در اثر ناامیدی و بیصبری
یکی دیگر از گونههای مذموم شتابزدگی آن است که فرد به دلیل بیصبری و مشاهده تأخیر در امر ظهور، دعا برای تعجیل فرج حضرت صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه را بیتأثیر پنداشته و آن را رها میکند. این شخص با چشمپوشی از این حقیقت که استجابت دعا نیز همانند عباداتی چون نماز نیازمند تحقق شروط و صفات خاصی است، خود را از برکات و نتایج عظیم دعا محروم میسازد. افزون بر این، ترک دعا یکی از موانع متعدد ظهور است و مؤمنان وظیفه دارند با اهتمام به دعا این مانع را برطرف ساخته و همزمان برای رفع سایر موانع نیز مجدانه بکوشند.
بنابراین، میان مأمور بودن به درخواست تعجیل فرج و نهی از شتابزدگی مذموم هیچگونه منافاتی وجود ندارد. عجله نکوهششده، رفتاری برخاسته از عدم تسلیم و تلاش برای پیش انداختن امور قبل از فرارسیدن زمان حکیمانه آنهاست که مایه پشیمانی میشود؛ اما دعای مستمر برای فرج همراه با مقام رضا و تسلیم، عین بندگی، اعتراف به قدرت مطلق پروردگار و اقرار به عجز و بیچارگی انسان است. چنین دعاکنندهای در هر حال رستگار خواهد بود؛ زیرا یا با فراهم شدن شرایط، ظهور مولایش را درک میکند و یا با قرار گرفتن در زمره منتظران و دعاکنندگان واقعی، از آثار و فواید بیشمار معنوی آن بهرهمند میگردد و حقیقت این سخن که «دعا مغز عبادت است» را در وجود خود متجلی میسازد.
دلیل نقلی (روایات)
- عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ مِهْزَمٌ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنْ هَذَا اَلْأَمْرِ اَلَّذِي نَنْتَظِرُ مَتَى هُوَ فَقَالَ يَا مِهْزَمُ كَذَبَ اَلْوَقَّاتُونَ وَ هَلَكَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا اَلْمُسَلِّمُونَ .[8]
عبد الرحمن بن كثير مىگويد: خدمت امام صادق نشسته بودم كه مهزم وارد شد و عرض كرد: قربانت گردم كسى كه در انتظارش هستيم چه وقت خواهد آمد؟ فرمود: اى مهزم دروغ گفتند آنهايى را كه براى آمدن حضرت وقت گذارى كردند و هلاك گشتند عجلهكنندگان و نجات يافتند تسليمشدگان. - عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: ذَكَرْنَا عِنْدَهُ مُلُوكَ آلِ فُلاَنٍ فَقَالَ إِنَّمَا هَلَكَ اَلنَّاسُ مِنِ اِسْتِعْجَالِهِمْ لِهَذَا اَلْأَمْرِ إِنَّ اَللَّهَ لاَ يَعْجَلُ لِعَجَلَةِ اَلْعِبَادِ إِنَّ لِهَذَا اَلْأَمْرِ غَايَةً يَنْتَهِي إِلَيْهَا فَلَوْ قَدْ بَلَغُوهَا لَمْ يَسْتَقْدِمُوا سَاعَةً وَ لَمْ يَسْتَأْخِرُوا .[9]
ابراهيم بن مهزم از پدرش از امام صادق عليه السّلام مىگويد: نزد او ملوك آل فلان (بنى عباس) را نام برديم، فرمود: همانا مردم از شتابزدگى براى اين امر به هلاكت رسيدند، خدا به خاطر شتاب مردم، شتاب نمىكند، براى اين كار زمان معينى است كه بدان مىرسد. اگر مردم به آن برسند، يك ساعت جلو و عقب نمىاندازد. - عَنْ أَبِي اَلْمُرْهِفِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:اَلْغَبَرَةُ عَلَى مَنْ أَثَارَهَا هَلَكَ اَلْمَحَاضِيرُ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا اَلْمَحَاضِيرُ قَالَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ أَمَا إِنَّهُمْ لَنْ يُرِيدُوا إِلاَّ مَنْ يَعْرِضُ لَهُمْ ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا اَلْمُرْهِفِ أَمَا إِنَّهُمْ لَمْ يُرِيدُوكُمْ بِمُجْحِفَةٍ إِلاَّ عَرَضَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمْ بِشَاغِلٍ ثُمَّ نَكَتَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي اَلْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا اَلْمُرْهِفِ قُلْتُ لَبَّيْكَ قَالَ أَ تَرَى قَوْماً حَبَسُوا أَنْفُسَهُمْ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ لاَ يَجْعَلُ اَللَّهُ لَهُمْ فَرَجاً بَلَى وَ اَللَّهِ لَيَجْعَلَنَّ اَللَّهُ لَهُمْ فَرَجاً.[10]
ابو المرهف از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود: غبار بر سر كسى نشيند كه آن را برانگيزد و محاضير هلاك گشتند. عرض كردم: قربانت گردم محاضير كيانند؟ فرمود: شتابكنندگان [در ظهور دولت حق]. همان ايشان قصد سوء نكنند مگر به كسانى كه متعرض آنان شوند. سپس فرمود: اى ابا المرهف! مخالفان براى شما توطئۀ بنياد كنى نچينند، مگر آنكه خداوند عزّ و جلّ مانعى در راه اجراى آن براى ايشان پيش آورد. سپس امام باقر عليه السّلام چيزى را بر زمين كوبيد و فرمود: اى ابا المرهف! عرض كردم: بلى، فرمود: آيا خداوند مردمى را كه خود را وقف راه او كردهاند به فرجى پاداش ندهد؟ آرى بخدا سوگند كه هر آينه خداوند براى آنها گشايشى پديد آورد. - عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَوْماً وَ عِنْدَهُ مِهْزَمٌ اَلْأَسَدِيُّ فَقَالَ جَعَلَنِيَ اَللَّهُ فِدَاكَ مَتَى هَذَا اَلْأَمْرُ اَلَّذِي تَنْتَظِرُونَهُ فَقَدْ طَالَ عَلَيْنَا فَقَالَ يَا مِهْزَمُ كَذَبَ اَلْمُتَمَنُّونَ وَ هَلَكَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا اَلْمُسَلِّمُونَ وَ إِلَيْنَا يَصِيرُونَ .[11]
عبد الرّحمن بن كثير گويد: روزى خدمت امام صادق عليه السّلام بودم و مهزم اسدى نيز نزد آن حضرت بود و گفت: «خداوند مرا فدايت كند اين امر [كه منتظرش هستيد] كى واقع خواهد شد كه [بر ما] بسيار به درازا كشيد، پس آن حضرت فرمود: [اى مهزم] آرزومندان خطا كردند و شتابجويان هلاك شدند و آنان كه در مقام تسليماند نجات يافتند و به سوى ما باز خواهند گشت». - عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هُلَيْلٍ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَاتَ أَبِي عَلَى هَذَا اَلْأَمْرِ وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ اَلسِّنِينَ مَا قَدْ تَرَى أَمُوتُ وَ لاَ تُخْبِرُنِي بِشَيْءٍ فَقَالَ يَا أَبَا إِسْحَاقَ أَنْتَ تَعْجَلُ فَقُلْتُ إِي وَ اَللَّهِ أَعْجَلُ وَ مَا لِي لاَ أَعْجَلُ وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ اَلسِّنِّ مَا تَرَى فَقَالَ أَمَا وَ اَللَّهِ يَا أَبَا إِسْحَاقَ مَا يَكُونُ ذَلِكَ حَتَّى تُمَيَّزُوا وَ تُمَحَّصُوا وَ حَتَّى لاَ يَبْقَى مِنْكُمْ إِلاَّ اَلْأَقَلُّ ثُمَّ صَعَّرَ كَفَّهُ .[12]
ابراهيم بن هلیل گويد: «به أبى الحسن (امام رضا) عليه السّلام عرض كردم: فدايت گردم پدرم بر اعتقاد به اين امر از دنيا رفت و من نيز به سنّ و سالى رسيدهام كه مىبينى، من مىميرم و تو خبرى به من نمىدهى؟ فرمود: اى ابا اسحاق تو نيز شتاب مىكنى؟ عرض كردم: بلى به خدا قسم شتاب مىكنم و چرا نبايد شتاب كنم در حالى كه (سنّ من بالا رفته و) من از سنّ و سال بدان پايه رسيدهام كه خود مىبينى، فرمود: اى ابا اسحاق آن امر واقع نخواهد شد تا اينكه از يك ديگر باز شناخته شويد و پاكسازى گرديد تا اينكه باقى نماند از شما جز تعدادى هر چه كمتر، سپس كف دست خود را (به نشانۀ بىاعتنائى) برگردانيد». - عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ – أَتى أَمْرُ اَللّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ قَالَ هُوَ أَمْرُنَا أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لاَ تَسْتَعْجِلَ بِهِ حَتَّى يُؤَيِّدَهُ اَللَّهُ بِثَلاَثَةِ أَجْنَادٍ اَلْمَلاَئِكَةِ وَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلرُّعْبِ وَ خُرُوجُهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَخُرُوجِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى – كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ .[13]
عبد الرّحمن بن كثير از امام صادق عليه السّلام روايت كرده در بارۀ اين آيه كه مىفرمايد: «امر خداوند به زودى فرا رسد در آمدنش شتاب نكنيد» آن حضرت فرمود: آن امر ما است، خداى عزّ و جلّ امر فرموده كه در مورد آن شتاب نشود تا آنكه [خداوند] او را با سه [لشكر] يارى فرمايد كه عبارتند از: فرشتگان، مؤمنان و هراس، و خروج آن حضرت همانند هجرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است و اين برابر فرمايش خداى تعالى است كه: «همچنان كه پروردگارت تو را به حق و راستى از خانهات به در آورد» . - عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ أَتى أَمْرُ اَللّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ . قَالَ: «إِذَا أَخْبَرَ اَللَّهُ اَلنَّبِيَّ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) بِشَيْءٍ إِلَى اَلْوَقْتِ فَهُوَ قَوْلُهُ أَتى أَمْرُ اَللّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ حَتَّى يَأْتِيَ ذَلِكَ اَلْوَقْتُ». وَ قَالَ: «إِنَّ اَللَّهَ إِذَا أَخْبَرَ أَنَّ شَيْئاً كَائِنٌ فَكَأَنَّهُ قَدْ كَانَ».[14]
از هشام بن سالم و او از يكى از اصحاب نقل ميكند كه گفت از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم تفسير آيۀ « أَتى أَمْرُ اَللّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ » چيست؟ فرمود: وقتى خداوند چيزى را به پيغمبر خبر داد كه در فلان وقت واقع مىشود، همان امر خدا (امر اللّه) است « فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ » پس در بارۀ آن شتاب مكنيد و هم فرمود: چون خداوند خبر دهد كه كارى شدني است مثل اينست كه شده است. - حَدَّثَنَا اَلصَّقْرُ بْنُ أَبِي دُلَفَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ: إِنَّ اَلْإِمَامَ بَعْدِي اِبْنِي عَلِيٌّ أَمْرُهُ أَمْرِي وَ قَوْلُهُ قَوْلِي وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِي وَ اَلْإِمَامُ بَعْدَهُ اِبْنُهُ اَلْحَسَنُ أَمْرُهُ أَمْرُ أَبِيهِ وَ قَوْلُهُ قَوْلُ أَبِيهِ وَ طَاعَتُهُ طَاعَةُ أَبِيهِ ثُمَّ سَكَتَ فَقُلْتُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ فَمَنِ اَلْإِمَامُ بَعْدَ اَلْحَسَنِ فَبَكَى عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بُكَاءً شَدِيداً ثُمَّ قَالَ إِنَّ مِنْ بَعْدِ اَلْحَسَنِ اِبْنَهُ اَلْقَائِمَ بِالْحَقِّ اَلْمُنْتَظَرَ فَقُلْتُ لَهُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ لِمَ سُمِّيَ اَلْقَائِمَ قَالَ لِأَنَّهُ يَقُومُ بَعْدَ مَوْتِ ذِكْرِهِ وَ اِرْتِدَادِ أَكْثَرِ اَلْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ فَقُلْتُ لَهُ وَ لِمَ سُمِّيَ اَلْمُنْتَظَرَ قَالَ لِأَنَّ لَهُ غَيْبَةً يَكْثُرُ أَيَّامُهَا وَ يَطُولُ أَمَدُهَا فَيَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ اَلْمُخْلِصُونَ وَ يُنْكِرُهُ اَلْمُرْتَابُونَ وَ يَسْتَهْزِئُ بِذِكْرِهِ اَلْجَاحِدُونَ وَ يَكْذِبُ فِيهَا اَلْوَقَّاتُونَ وَ يَهْلِكُ فِيهَا اَلْمُسْتَعْجِلُونَ وَ يَنْجُو فِيهَا اَلْمُسْلِمُونَ .[15]
صقر بن أبى دلف گويد: از امام جواد عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود: امام پس از من فرزندم علىّ است، دستور او دستور من و سخن او سخن من و طاعت او طاعت من است و امام پس از او فرزندش حسن است، دستور او دستور پدرش و سخن او سخن پدرش و طاعت او طاعت پدرش باشد، سپس سكوت كرد. گفتم: اى فرزند رسول خدا! امام پس از حسن كيست؟ او به شدّت گريست و سپس فرمود: پس از حسن فرزندش قائم به حقّ امام منتظر است، گفتم: اى فرزند رسول خدا! چرا او را قائم مىگويند؟ فرمود: زيرا او پس از آنكه يادش از بين برود و اكثر معتقدين به امامتش مرتدّ شوند قيام مىكند، گفتم: چرا او را منتظَر مىگويند؟ فرمود: زيرا ايّام غيبتش زياد شود و مدّتش طولانى گردد و مخلصان در انتظار قيامش باشند و شكّاكان انكارش كنند، و منكران يادش را استهزاء كنند، و تعيينكنندگان وقت ظهورش دروغ گويند، و شتابكنندگان در غيبت هلاك شوند، و تسليمشوندگان در آن نجات يابند.
شیوههای عملی پرهیز از شتابزدگی و پایبندی به تسلیم (راهنمای اقدام)
در مسیر پرفراز و نشیب انتظار، یکی از لغزشگاههای خطرناک، گرفتاری در دام شتابزدگی و بیقراری است که نقطه مقابل تسلیم و رضا قرار دارد. برای آنکه یک منتظر واقعی بتواند روحیه تسلیم را در خود نهادینه کرده و از آفت عجله مصون بماند، نیازمند تمرین و بهکارگیری شیوههای عملی مشخصی است.
تقویت معرفت به حکمت الهی و تنظیم نگرش توحیدی
ریشه بسیاری از شتابزدگیها، ضعف در شناخت صفات پروردگار، بهویژه صفت «حکمت» و «علم» الهی است. انسان عجول غالباً با عقل محدود خود پدیدهها را میسنجد و چون دلیل تأخیر در یک امر مطلوب (مانند ظهور) را درک نمیکند، دچار اضطراب و بیقراری میشود. گام عملی برای رفع این حالت، مطالعه و تفکر پیوسته در سیره پیامبران گذشته و تاریخ آزمونهای الهی است.
منتظر باید این باور توحیدی را در قلب خود تثبیت کند که خداوند، «عالم مطلق» و «حکیم علیالاطلاق» است و هیچیک از افعال او، از جمله زمانبندی ظهور، بیدلیل و خارج از مصالح عالیه بشریت نیست. وقتی انسان به این درک برسد که تدبیر جهان در دست قدرتی است که خیر و صلاح بندگان را بهتر از خودشان میداند، تلاطمهای درونی او جای خود را به آرامش میدهد. تمرین روزانه برای یادآوری این حقیقت که «خداوند هرگز از روی ناتوانی یا فراموشی در کاری تأخیر نمیکند»، بهترین سپر در برابر وسوسههای شتابزدگی است.
تبدیل انتظار منفعلانه به صبر فعال و تمرکز بر خودسازی
یکی از دلایل اصلی بروز عجله، بیکاری معنوی و انفعال در دوران غیبت است. کسی که صرفاً دست روی دست گذاشته و منتظر وقوع یک معجزه خارجی است، خیلی زود خسته و بیحوصله میشود. راهکار عملی در این زمینه، تغییر رویکرد از «انتظار منفعلانه» به «صبر فعال» است. صبر فعال یعنی انسان تمام انرژی و تمرکز خود را به جای آنکه صرف پیشبینی زمان ظهور یا گلایه از تأخیر آن کند، بر وظایف حال حاضر خود متمرکز سازد.
این وظایف شامل اصلاح نقاط ضعف اخلاقی، انجام وظایف شرعی، خدمت به جامعه اسلامی و گرهگشایی از کار مردم است. وقتی یک منتظر، خود را مأمور به انجام تکالیف فردی و اجتماعی بداند و هر روز برای ارتقای کیفیت بندگی خود تلاش کند، دیگر فرصتی برای بیتابیهای مذموم نخواهد داشت.
مراقبت از ورودیهای ذهن و کنترل زبان در برابر سیاهنمایی و یأس
شتابزدگی در بسیاری از مواقع از طریق شنیدهها و گفتهها در انسان تقویت میشود. پیگیری اخبار غیرموثق، گوش سپردن به تحلیلهای کسانی که برای ظهور زمان تعیین میکنند یا دنبالهروی از مدعیان دروغین، سطح انتظارات کاذبی را در ذهن ایجاد میکند که با عدم تحقق آنها، فرد دچار سرخوردگی، یأس و در نهایت کفرگویی میشود.
گام عملی مهم این است که فرد منتظر، یک رژیم مصرف رسانهای و اطلاعاتی سالم برای خود تعریف کند و تنها به منابع اصیل دینی و علما رجوع نماید. از سوی دیگر، کنترل زبان اهمیت حیاتی دارد. انسان باید تمرین کند که در سختیها و طولانی شدن غیبت، کلمات ناشکری، یأسآور و اعتراضآمیز بر زبان نیاورد. جایگزین کردن ادبیات شکایت با ادبیات شکر و امید، و استفاده از اذکار آرامبخشی که یادآور حضور و تدبیر خداست، ساختار ذهنی انسان را از عجله به سمت تسلیم و طمأنیه تغییر میدهد.
استمرار در دعای آگاهانه با حفظ مقام رضا و تسلیم
دعا برای تعجیل فرج یکی از مهمترین وظایف منتظران است، اما اگر این دعا با معرفت همراه نباشد، خود میتواند به عاملی برای شتابزدگی تبدیل شود؛ به این معنا که فرد پس از مدتی دعا کردن، توقع اجابت فوری داشته باشد و در صورت عدم تحقق، دست از دعا بکشد. راهکار عملی، درک مفهوم «دعای متصل به تسلیم» است.
در این شیوه، منتظر با تمام وجود و اشتیاق برای فرج دعا میکند و آن را از خدا میطلبد، اما در پایان دعای خود، قلباً و زباناً به پروردگار عرضه میدارد: «خدایا، من نیاز و میل خود را به درگاه تو آوردم، اما در نهایت به آنچه تو در زمان مناسب مقرر کنی، راضی و تسلیمم». این نوع دعا، نه تنها رنگ و بوی طلبکاری و تحمیل ندارد، بلکه نشاندهنده اوج عبودیت است.
خطاها و موانع پرهیز از شتابزدگی و پایبندی به تسلیم (سوءبرداشتها، افراط و تفریطها و نکات پرهیز)
مسیر دستیابی به مقام تسلیم و پرهیز از شتابزدگی، با وجود اهمیت بنیادین آن در دوران غیبت، همواره با لغزشگاهها و موانع ظریف شناختی و عملی مواجه است. ناآگاهی نسبت به این آسیبها میتواند مؤمنان را از مدار انتظار حکیمانه خارج ساخته و خواسته یا ناخواسته به ورطه انفعال، ناامیدی و انحرافات فکری بکشاند. از این رو، شناخت دقیق خطاهای رایج در این مسیر، پیششرطی اساسی برای حفظ تابآوری دینی و صیانت از اصالت اعتقادات به شمار میرود.
تصور اشتباه از اینکه «تسلیم» یعنی نداشتن پرسش
یکی از آسیبهای ظریف در مسیر انتظار، خلط میان «پرسشگری برای کشف حقیقت» و «اعتراض به تقدیر الهی» است. برخی به اشتباه گمان میکنند که تسلیم بودن در برابر اراده پروردگار، به معنای تعطیل کردن عقل، نداشتن هیچگونه سؤال و سرکوب کنجکاویهای فکری درباره حکمت غیبت است. در حالی که پرسشگری روشمند و طرح سؤال برای فهم عمیقتر معارف مهدوی، نه تنها منافاتی با تسلیم ندارد، بلکه ابزاری برای رشد ایمان و استحکام پایههای عقیدتی است. آنچه با مقام تسلیم در تضاد است و به شتابزدگی مذموم میانجامد، پرسشی است که با لحن شکوه، بیصبری و زیر سؤال بردن عدل و تدبیر الهی مطرح شود؛ بنابراین، سرکوب پرسشهای عقلانی به بهانه تسلیم، تنها به شکلگیری ایمانی سطحی و شکننده منجر میگردد.
برداشت نادرست از مقام تسلیم و توجیه بیعملی
آسیب جدی دیگر، کجفهمی در قبال مفهوم والای تسلیم و تنزل آن به انفعال، رکود و دست روی دست گذاشتن است. برخی به اشتباه گمان میکنند که تسلیم بودن در برابر اراده و زمانبندی خداوند، به معنای ترک وظایف اجتماعی، اخلاقی و عبادی و رها کردن تلاش برای اصلاح فرد و جامعه است؛ در حالی که تسلیم واقعی ترکیبی هماهنگ از اعتماد مطلق به تدبیر پروردگار و پویایی در عمل است. یک منتظر حقیقی در عین حال که زمان ظهور را به علم و حکمت بینهایت الهی واگذار میکند، لحظهای از انجام تکالیف شرعی و انسانی خود غافل نمیشود و تسلیم را نه بهانهای برای بیعملی، بلکه بستری برای ادای صحیح و پرنشاط تکالیف امروز خود میداند.
نادیده گرفتن نقش دعا و عبادت در آرامسازی دل
غفلت از کارکرد آرامبخش دعا و مناجات، یکی از موانع مهم در حفظ تابآوری روانی منتظران است. در دوران طولانی غیبت که هجوم شبهات و سختیها میتواند موجبات اضطراب و بیقراری را فراهم آورد، دعا تنها یک ابزار برای درخواست تعجیل فرج نیست، بلکه بستری برای اتصال به منبع بینهایت آرامش الهی است. رها کردن دعا و عبادت به دلیل طولانی شدن زمان غیبت، موجب میشود تا فرد در برابر فشار حوادث و گذر زمان بیدفاع مانده و تحمل شرایط برای او دشوار و طاقتفرسا جلوه کند. در واقع، پیوند مستمر قلبی با خداوند از طریق نیایش، ظرفیت روحی انسان را برای پذیرش حکیمانه تقدیر الهی بسط داده و مانع از بروز شتابزدگی و اضطراب درونی میشود.
فرسایش آرام ذهنی: عادت به مقایسه و ناامیدی تدریجی
یکی از خطاهای شناختی فرساینده در دوران غیبت، عادت به مقایسه مداوم شرایط موجود با آرمانشهر ظهور و تمرکز بیش از حد بر طولانی شدن زمان است. این نگاه کمّی به مسئله زمان و مقایسه پیوسته طول عمر فردی با گستره تاریخ غیبت، به تدریج نشاط معنوی را از بین برده و به یک فرسایش خاموش ذهنی منجر میشود. فردی که مدام درگیر محاسبه زمان از دست رفته است، از درک تکالیفِ زمان حال بازمیماند و امید او به شکلی تدریجی و نامحسوس تحلیل میرود. این دلسردی آرام، در نهایت انسان را به نقطه انفعال کامل رسانده و او را از دایره پویایی، پایداری و تسلیم مشتاقانه خارج میسازد.
آثار و نتایج پرهیز از شتابزدگی و پایبندی به تسلیم
آثار معنوی
پایبندی به مقام تسلیم و پرهیز از عجله، پیش از هرچیز، یک تعالی روحی و ارتقاء در مراتب توحیدی را به ارمغان میآورد. این رویکرد، ایمان انسان به حکمت، علم و قدرت مطلق خداوند را از سطح نظری به مرتبه شهود قلبی رسانده و او را به مقام والای رضا به قضای الهی نزدیک میسازد. در پرتو چنین نگرشی، اضطراب و بیقراری ناشی از عدم قطعیتها، جای خود را به آرامش و سکینهای عمیق میدهد که ریشه در اعتماد به تدبیر ربانی دارد. منتظرِ صبور، ارتباطی خالصانهتر و عمیقتر با امام زمان عجل الله تعالی فرجه برقرار میکند، چرا که انتظار او از یک خواستهی شخصی برای رهایی از مشکلات، به یک همراهی همدلانه با اراده و غربت حجت خدا بدل میشود. این تسلیم آگاهانه، نفس را از وساوس شیطانی و اعتراضهای پنهان در برابر تقدیر پاک ساخته و خودِ انتظار را به یکی از عالیترین مصادیق عبادت و بندگی خالصانه مبدل میسازد که ثمرهی آن، قرب به پروردگار و اولیای اوست.
آثار فردی
در سطح فردی، تسلیم و دوری از شتابزدگی به ساخت یک شخصیت متعادل، باثبات و دارای تابآوری روانی بالا منجر میشود. فضیلت بنیادین «صبر» در وجود انسان نهادینه شده و ظرفیت او برای تحمل سختیها و عبور از بحرانهای دوران غیبت به شکل چشمگیری افزایش مییابد. فردی که از آفت عجله مصون مانده است، در تصمیمگیریهای زندگی خود نیز از هیجانات کاذب و اقدامات نسنجیده پرهیز کرده و به بصیرت و دوراندیشی دست مییابد. این آرامش درونی، به او اجازه میدهد تا به جای تمرکز بر آیندهای نامعلوم و فرسایش روانی ناشی از آن، تمام انرژی خود را صرف خودسازی، تهذیب نفس و انجام دقیق وظایف شرعی و انسانی در زمان حال نماید. در نتیجه، چنین فردی نه تنها از خطر یأس و سرخوردگی در امان میماند، بلکه به یک منتظر واقعی و همیشه آماده بدل میشود که شخصیت او بر پایههای محکم عقلانیت و ایمان استوار گشته است.
آثار خانوادگی
آثار این فضیلت به سرعت در کانون خانواده نیز تجلی مییابد و محیط خانه را به پناهگاهی امن و آرام در برابر امواج متلاطم اجتماعی و فتنههای آخرالزمان تبدیل میکند. والدینی که به مقام تسلیم آراستهاند، این آرامش و اعتماد به حکمت الهی را به فرزندان خود نیز منتقل کرده و فرهنگ انتظار صحیح، به دور از هیجانات زودگذر و زمانسازیهای موهوم، را در نسل بعد نهادینه میسازند. چنین خانوادهای در مواجهه با شایعات و ادعاهای دروغین، دچار تزلزل و اضطراب نمیشود، بلکه با تکیه بر معیارهای عقلانی و دینی، انسجام و هویت خود را حفظ میکند. این رویکرد، روابط میان اعضای خانواده را بر پایه صبر، گفتگو و درک متقابل استوار کرده و از تنشها و نگرانیهایی که ریشه در بیصبری و نگاه مضطربانه به آینده دارد، جلوگیری میکند. در نتیجه، خانواده به جای آنکه قربانی بحرانهای بیرونی شود، به کانون تربیت منتظران حقیقی و زمینه ساز ظهور بدل میگردد.
آثار اجتماعی
در مقیاس کلان، ترویج فرهنگ تسلیم و پرهیز از عجله، جامعه منتظر را از آسیبهای مهلکی همچون هرجومرج، تفرقه و ناامیدی عمومی مصون میدارد. جامعهای که از شتابزدگی پرهیز میکند، در دام مدعیان دروغین و جریانهای انحرافی که از احساسات پاک دینی مردم سوءاستفاده میکنند، گرفتار نمیشود. این رویکرد، به جای ایجاد هیجانات مقطعی و سرخوردگیهای پس از آن، به شکلگیری یک حرکت عمیق، پیوسته و مبتنی بر بصیرت برای زمینهسازی ظهور میانجامد. چنین جامعهای، انرژی خود را به جای صرف کردن در مجادلات بیثمر پیرامون زمان و علائم ظهور، بر اصلاحات ساختاری، مبارزه با فساد، ترویج عدالت و تقویت بنیانهای اخلاقی و علمی متمرکز میسازد. این صبر فعال اجتماعی، وحدت و انسجام امت اسلامی را تقویت کرده و جامعه را به سطحی از رشد و آمادگی میرساند که شایستگی میزبانی حکومت جهانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه را داشته باشد.
آثار اخروی
مهمترین و پایدارترین ثمره پایبندی به تسلیم و صبر در دوران غیبت، در حیات جاودان اخروی آشکار میشود. بر اساس روایات متعدد، چنین منتظرانی از بالاترین پاداشها برخوردار بوده و در زمره برترین مؤمنان در طول تاریخ قرار میگیرند. کسی که با وجود طولانی شدن غیبت، در ایمان خود ثابتقدم مانده و به حکمت الهی رضا دهد، در پیشگاه خداوند اجر شهیدی را دارد که در رکاب حجت خدا عجل الله تعالی فرجه به شهادت رسیده است. این تسلیم، خود یک آزمون بزرگ الهی است و موفقیت در آن، نیل به درجات عالی بهشت و همنشینی با پیامبران و ائمه اطهار علیهم السلام را در پی خواهد داشت.
جمعبندی پرهیز از شتابزدگی و پایبندی به تسلیم
پایبندی به مقام تسلیم و دوری از شتابزدگی، یکی از حیاتیترین ارکان انتظار پویا و معرفتمحور در دوران غیبت کبری به شمار میآید. انتظار حقیقی، پیوندی ناگسستنی با درک و پذیرش حکمت الهی دارد؛ منتظر واقعی با تکیه بر مبانی عقلی و نقلی درمییابد که تأخیر در امر فرج، نه از سر ناتوانی یا بیتوجهی، بلکه بر اساس تدبیر، علم مطلق پروردگار، نیاز به آمادهسازی جهانی و ضرورت تمحیص (آزمایش و خلوصسنجی) مؤمنان است. در این مسیر پرفرازونشیب، «عجله مذموم» همچون آفتی ویرانگر عمل کرده و انسان را به سمت فرسایش روانی، افتادن در دام انحرافات و مدعیان دروغین، یأس، اعتراض به مقدرات الهی و در نهایت خروج از جاده ایمان میکشاند.
در نقطه مقابل، تسلیم هرگز به معنای انفعال، رکود و شانه خالی کردن از بار مسئولیتها نیست؛ بلکه تبلور عالیترین سطح از صبر فعال است. انسانی که به مقام تسلیم دست یافته، با آرامشی برخاسته از یقین، به جای تلاشِ بیهوده برای تعیین زمان ظهور یا بیقراری آمیخته با شک، تمام تمرکز و توان خود را بر انجام دقیق تکالیف شرعی، تهذیب نفس، و زمینهسازی فردی و اجتماعی معطوف میدارد. او پیوسته و مشتاقانه برای تعجیل فرج دعا میکند و از این طریق پیوند قلبی خود را با حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه زنده نگه میدارد، اما استجابت نهایی و تحقق این وعده بزرگ را با رضایت کامل به زمانبندی حکیمانه خداوند واگذار مینماید.
در نهایت، میتوان گفت پرهیز از شتابزدگی، لنگرگاه ثبات و ضامن سلامت عقیدتی فرد و جامعه در برابر طوفان شبهات و فتنههای آخرالزمان است. این رویکرد متعالی، انسان را به چنان مقامی از بندگی و رشد معنوی میرساند که چه طلوع خورشید ظهور را در حیات دنیوی خویش نظارهگر باشد و چه پیش از آن رخ در نقاب خاک کشد، در پیشگاه خداوند متعال از پاداش عظیم منتظران ثابتقدم برخوردار گشته و در زمره یاران راستین و وفادار حجت خدا عجل الله تعالی فرجه قرار خواهد گرفت.
[1] الکافي، جلد ۱، صفحه ۳۷۱
[2] آیه ۶۱ سوره اسراء
[3] آیه ۳۶ سوره احزاب
[4] آیه 65 سوره نساء
[5] آیه 7 سوره آلعمران
[6] آیه 15 سوره بقره
[7] آیات 38 و 39 سوره هود
[8] الکافي، جلد ۱، صفحه 368
[9] الکافي، جلد ۱، صفحه 369
[10] الکافي، جلد 8، صفحه 273
[11] غیبت نعمانی، جلد ۱، صفحه 197
[12] بحار الأنوار، جلد ۵۲، صفحه ۱۱۳
[13] غیبت نعمانی، جلد ۱، صفحه 198
[14] البرهان في تفسير القرآن، جلد ۳، صفحه ۴۰۵
[15] كمال الدين، جلد ۲، صفحه ۳۷۸