تعریف وظیفه پرهیز از وقتگذاری برای فرج و رد مدعیان تعیین زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه
هدف از وظیفهی عدم تعیین زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه و تکذیب وقت گذاران آن است که مؤمن، در برابر این راز پوشیدهی الهی تسلیم باشد و بداند که علم به زمان ظهور، از اسرار اختصاصی خداوند است و از بندگان مستور مانده است. این عدم تعیین وقت سبب میشود که مؤمنان همواره در حال پویایی و انتظار سازنده باقی بمانند و از یأس، اندوه شدید و ناامیدی پیش از موعد در امان باشند.
این وظیفه، شامل پرهیز کامل از هرگونه گمانهزنی و پذیرش ادعای کسانی است که برای ظهور، وقت مشخص میکنند (توقیت)؛ بهگونهای که انسان موظف است این وقت گذاران را تکذیب نماید. حکمت این پوشیدگی، حفظ مصالح تربیتی، استمرار امتحان الهی و غربال شدن انسانها در دوران غیبت است که اگر زمان آن مشخص بود، این امتحان بزرگ ناتمام میماند.
از این رو، مقصود از این وظیفه صرفاً اظهار بیاطلاعی از زمان یک رویداد در آینده نیست، بلکه گردن نهادن به یک لطف و تفضل خاص الهی است؛ تا مؤمنان حقیقی با پنهان ماندن وقت حتمی و بدائی ظهور، از نقض غرض دوران انتظار مصون بمانند و با تعیین زمانهای دور یا نزدیک، در دام سستی، ناامیدی یا ادعاهای دروغین گرفتار نشوند.
مبانی و مستندات عقلی و دینی پرهیز از وقتگذاری برای فرج و رد مدعیان تعیین زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه
برای درک عمیق ممنوعیت تعیین زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه و مصون ماندن از فریب مدعیان و وقت گذاران، نیازمند چارچوبی فراتر از احساسات هستیم. واکاوی همزمان مبانی عقلی و مستندات معتبر دینی، پایههای اعتقادی ما را در این زمینه مستحکم میکند. آگاهی از این دو پشتوانه مهم، به ذهن منتظران کمک میکند تا در برابر هرگونه شبهه و انحرافی نفوذناپذیر شوند.
دلیل عقلی
مؤلف کتاب مکیال المکارم، اسرار و حکمتهای عقلی پنهان بودن زمان ظهور را در چند محور اساسی تحلیل میکند که نشان میدهد افشای این زمان، چه آسیبهای جبرانناپذیری به ساختار فکری و روانی جامعه مؤمنین وارد میسازد:
۱. ناتوانی در تحمل راز (محدودیت ظرفیت ایمانی و روانی)
مؤمنین از نظر درجات و طبقات ایمانی یکسان نیستند. بسیاری از افراد ظرفیت روحی و اعتقادی لازم برای رویارویی با اسرار بزرگ الهی را ندارند. اگر زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه برای افرادی که دچار ضعف ایمان هستند فاش شود (مثلاً مطلع شوند که ظهور صدها سال دیگر رخ خواهد داد)، نمیتوانند سنگینی این خبر را هضم کنند. در این حالت، فرد بهجای آرامش، دچار شکها و شبهه و یاس و ناامیدی میشود و پایههای اعتقادیاش متزلزل میگردد.
آگاهی از طولانی بودن زمان غیبت برای دلی که ظرفیت تحمل ندارد، میتواند به یأس مطلق، اندوه کشنده، بیماری و حتی مرگ ناشی از غصه منجر شود. لذا مخفی نگه داشتن زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه، در واقع رحمتی برای حفظ دین و جان این دسته از بندگان است.
۲. ناتوانی در کتمان و رازداری (عدم صبر بر حفظ سرّ)
حتی اگر فرض کنیم فردی به درجهای از ایمان رسیده باشد که بتواند این راز را درون خود هضم کرده و دچار شک نشود، مانع دوم پدیدار میگردد: فقدان صبر بر رازداری.
حفظ سرّی به این بزرگی و اهمیت، نیازمند ظرفیت فوقالعادهای برای خودداری و کتمان است که بندگان عموماً نمیتوانند بر کتمانش صبر نمایند. اگر این راز در اختیار آنان قرار گیرد، خواسته یا ناخواسته آن را در جامعه افشا میکنند. افشای راز زمان ظهور توسط این افراد، باعث میشود خبر به گوش کسانی برسد که اصلاً ظرفیت شنیدن آن را ندارند؛ در نتیجه، فتنه، آشوب فکری و گمراهی در جامعه گسترش مییابد و ساختار امتحان الهی مختل میشود.
3. حفظ پویایی انتظار و جلوگیری از نقض غرض
یکی از مهمترین پایههای عقلی در این بحث، مسئلهی نقض غرض است. خداوند متعال بر اساس حکمت خود اراده کرده است که مؤمنان در همه زمانها منتظر ظهور مولایشان باشند (مستند به آیه ۲۰ سوره یونس: پس به انتظار باشید که من هم با شما از منتظرانم).
اگر زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه مشخص بود (مثلاً گفته میشد ظهور ۵۰۰ سال دیگر رخ میدهد)، ماهیت انتظار که عاملی برای پویایی، خودسازی و امیدواری در هر لحظه است، از بین میرفت. در این حالت، افرادی که میدانستند در زمان حیاتشان ظهوری رخ نمیدهد، پیش از رسیدن وقت معین از ظهور مأیوس میشدند.
این یأس عمومی، مصالح متعددی را در جامعه اسلامی از بین میبرد و هدف اصلی غیبت (که امید به اصلاح و آمادهسازی مستمر است) دچار نقض غرض میشد.
4. ضرورت تکامل بستر امتحان و تمحیص
فلسفه و سرّ اصلی دوران غیبت، بررسی، امتحان و تمحیص (غربالگری) انسانهاست. عقل سلیم تأیید میکند که یک آزمون، زمانی ارزش و اعتبار دارد که شرایط آن برای آزموندهنده مبهم و نیازمند تلاش و پایداری باشد.
اگر زمان اتمام غیبت مشخص بود، بستر امتحان نسبت به بسیاری از افرادی که صرفاً به داشتن ایمان تظاهر میکنند، ناتمام و ناقص میماند. پنهان بودن زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه، ابزاری دقیق برای تفکیک انسانهاست تا شتابزدگان (الْمُسْتَعْجِلُونَ) و افراد کمصبر، از مؤمنان صابر و صادق جدا شوند.
مشخص شدن زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه ، ساختار امتحان الهی را مختل میکند و اجازه نمیدهد عیار واقعی ایمان افراد در کوره حوادث غیبت سنجیده شود.
5. مسئله بداء و محافظت از دین مردم در برابر شبهات
این دلیل، یکی از عمیقترین تحلیلهای عقلی است که به ماهیت متغیر زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه اشاره دارد. در روایات تأکید شده است که زمان ظهور از امور بَدائیه است؛ یعنی زمانی است که میتواند به سبب مصالح، حکمتها و تحقق یا عدم تحقق برخی شرایط پنهان، زودتر یا دیرتر شود.
اگر ائمه علیهمالسلام زمان مشخصی را به مردم اعلام میکردند، اما سپس حکمت خداوند اقتضا میکرد که آن زمان تغییر کند و به تأخیر بیفتد (بداء رخ دهد)، یک بحران اعتقادی بزرگ شکل میگرفت. در چنین حالتی، بسیاری از مردم دچار تردید و وسوسه میشدند و گمان میکردند که خداوند خُلف وعده کرده است (همانطور که در قوم بنیاسرائیل این اتفاق افتاد).
در زمان حضور پیامبران یا امامان، اگر در وعدهای بداء و تأخیری رخ میداد، حجت حاضر در میان مردم، سرّ بداء را برایشان توضیح میداد و شبهه رفع میشد. اما در زمان غیبت که مؤمنان از دیدار امام محجوب و از پرسش مسائل محروماند، اگر وقت بدائی اعلام شود و سپس تغییر کند، هیچ راهی برای دفع شبهات و حفظ ایمان عموم مردم وجود نخواهد داشت.
بنابراین، مخفی نگاه داشتن وقت بدائی، یک تفضل کامل و عنایت خاص از سوی خداوند نسبت به مؤمنان عصر غیبت است تا دلهایشان درگیر شک و شبهه نشود و دینشان محفوظ بماند.
دلیل نقلی (روایات)
- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : يَا مُحَمَّدُ مَنْ أَخْبَرَكَ عَنَّا تَوْقِيتاً فَلاَ تَهَابَنَّ أَنْ تُكَذِّبَهُ فَإِنَّا لاَ نُوَقِّتُ لِأَحَدٍ وَقْتاً.
محمّد بن مسلم گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: اى محمّد هر كس به روايت از ما تعيين وقتى را به تو خبر داد هرگز از اينكه او را تكذيب كنى هراس نداشته باش كه ما براى هيچ كس زمانى را (براى ظهور قائم عليه السّلام) تعيين نمىكنيم.
(غیبت نعمانی، جلد ۱، صفحه 289) - عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَتَى خُرُوجُ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لاَ نُوَقِّتُ وَ قَدْقَالَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَذَبَ اَلْوَقَّاتُونَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ قُدَّامَ هَذَا اَلْأَمْرِ خَمْسَ عَلاَمَاتٍ أُولاَهُنَّ اَلنِّدَاءُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ خُرُوجُ اَلسُّفْيَانِيِّ وَ خُرُوجُ اَلْخُرَاسَانِيِّ وَ قَتْلُ اَلنَّفْسِ اَلزَّكِيَّةِ وَ خَسْفٌ بِالْبَيْدَاءِ.
ابو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت كرده گويد: به آن حضرت عرض كردم: فدايت شوم خروج قائم كى خواهد بود؟ فرمود: اى ابا محمّد ما خاندانى هستيم كه وقتى را معيّن نميكنيم زيرا محمّد صلى اللّه عليه و آله فرموده است: تعيين وقت كنندگان دروغ ميگويند. اى ابا محمّد، همانا كه پيشاپيش اين كار پنج نشانه هست نخستين آنها ندائى است در ماه رمضان و خروج سفيانىّ و خروج خراسانىّ و كشتن نفس زكيّه و فرو رفتن زمين در بيداء .
(غیبت نعمانی، جلد ۱، صفحه 289) - عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ اَلْقَائِمِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ كَذَبَ اَلْوَقَّاتُونَ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لاَنُوَقِّتُ .
ابو بصير مىگويد: از امام صادق عليه السّلام راجع به قائم عليه السّلام پرسيدم: فرمود:
كسانى كه وقت ظهور آن حضرت را معين مىكنند دروغگو هستند، ما خانوادهاى هستيم كه وقت را معين نمىكنيم.
(الکافی، جلد 1، صفحه 368) - عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ قَالَ:كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ مِهْزَمٌ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنْ هَذَا اَلْأَمْرِ اَلَّذِي نَنْتَظِرُ مَتَى هُوَ فَقَالَ يَا مِهْزَمُ كَذَبَ اَلْوَقَّاتُونَ وَ هَلَكَ اَلْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا اَلْمُسَلِّمُونَ .
عبد الرحمن بن كثير مىگويد: خدمت امام صادق نشسته بودم كه مهزم وارد شد و عرض كرد: قربانت گردم كسى كه در انتظارش هستيم چه وقت خواهد آمد؟ - فرمود: اى مهزم دروغ گفتند آنهايى را كه براى آمدن حضرت وقت گذارى كردند و هلاك گشتند عجلهكنندگان و نجات يافتند تسليمشدگان.
(الکافی، جلد 1، صفحه 368) - اَلْفَضْلُ بْنُ شَاذَانَ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ اَلصَّحَّافِ عَنْ مُنْذِرٍ اَلْجَوَّازِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: كَذَبَ اَلْمُوَقِّتُونَ مَا وَقَّتْنَا فِيمَا مَضَى وَ لاَ نُوَقِّتُ فِيمَا يَسْتَقْبِلُ .
امام صادق عليه السلام: وقتگذاران دروغ میگويند. ما در گذشته، وقت [ظهور] را تعيين نكردهايم و در آينده نيز تعيين نمیكنيم.
(الغیبه شیخ طوسی، جلد 1، صفحه 426) - عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: مَنْ وَقَّتَ لَكَ مِنَ اَلنَّاسِ شَيْئاً فَلاَ تَهَابَنَّ أَنْ تُكَذِّبَهُ فَلَسْنَا نُوَقِّتُ لِأَحَدٍ وَقْتاً .
محمد بن مسلم از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرده كه به وى فرمود: هر كس وقت ظهور را براى تو معين نمود، از تكذيب آن ملاحظه مكن، زیرا كه ما (در اين خصوص) براى كسى وقت معين نمىكنيم.
(الغیبه شیخ طوسی، جلد 1، صفحه 426) - مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ اَلْكُلَيْنِيُّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ اَلْعَمْرِيَّ رَحِمَهُ اَللَّهُ أَنْ يُوصِلَ لِي كِتَاباً قَدْ سَأَلْتُ فِيهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْكَلَتْ عَلَيَّ فَوَرَدَ اَلتَّوْقِيعُ بِخَطِّ مَوْلاَنَا صَاحِبِ اَلزَّمَانِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ :
أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ أَرْشَدَكَ اَللَّهُ وَ ثَبَّتَكَ وَ وَقَاكَ مِنْ أَمْرِ اَلْمُنْكِرِينَ لِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِنَا وَ بَنِي عَمِّنَا فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ بَيْنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَيْنَ أَحَدٍ قَرَابَةٌ وَ مَنْ أَنْكَرَنِي فَلَيْسَ مِنِّي وَ سَبِيلُهُ سَبِيلُ اِبْنِ نُوحٍ وَ أَمَّا سَبِيلُ اِبْنِ عَمِّي جَعْفَرٍ وَ وُلْدِهِ فَسَبِيلُ إِخْوَةِ يُوسُفَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ أَمَّا اَلْفُقَّاعُ فَشُرْبُهُ حَرَامٌ وَ لاَ بَأْسَ بِالشَّلْمَابِ وَ أَمَّا أَمْوَالُكُمْ فَلاَ نَقْبَلُهَا إِلاَّ لِتُطَهَّرُوا فَمَنْ شَاءَ فَلْيَصِلْ وَ مَنْ شَاءَ فَلْيَقْطَعْ وَ مَا آتَانَا اَللّهُ خَيْرٌ مِمّا آتاكُمْ وَ أَمَّا ظُهُورُ اَلْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اَللَّهِ وَ كَذَبَ اَلْوَقَّاتُونَ
اسحاق بن يعقوب گويد: من از محمّد بن عثمان رحمه اللّه درخواست نمودم نامۀ مرا كه مشتمل بر پارهاى از مسائل مشكل است به ناحيۀ مقدّسه تقديم كند، پس از ارسال آن جوابى در پاسخ به پرسشهاى من به خطّ مبارك حضرت صاحب الزّمان عليه السّلام بدين مضمون بدستم رسيد خداوند تو را هدايت كند و بر اعتقاد حقّ ثابت بدارد، امّا اينكه پرسيده بودى كه برخى از خاندان ما (سادات) و عموزادگان ما منكر وجود من هستند، پس اين را بدان كه بين خداوند و هيچ كسى قرابت و خويشى نيست، و هر كس منكر وجود من باشد از من نيست و راهى كه او مىرود راه پسر نوح است. و امّا راهى كه عمويم جعفر و اولاد او نسبت به من پيش گرفتهاند، راه برادران يوسف است.و امّا فقّاع (آبجو) نوشيدنش حرام است ولى نوشيدن شلماب اشكالى ندارد.و امّا اموالى كه شما به ما مىرسانيد ما آن را براى پاك شدن شما از گناهان قبول مىكنيم، بنا بر اين هر كه مىخواهد بما برساند و هر كه نمىخواهد قطع كند، آنچه خداوند به ما داده است از آنچه شما مىدهيد بهتر است.و امّا ظهور فرج، بسته بخواست خداوند است، و تعيينكنندگان وقت دروغگويند.
(الاحتجاج، جلد 2، صفحه 469)
شیوههای عملی پرهیز از وقتگذاری برای فرج و رد مدعیان تعیین زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه (راهنمای اقدام)
همانطور که در بخشهای قبل بررسی کردیم و با دلایل پنهان بودن زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه آشنا شدیم، حالا باید ببینیم این موضوع در عمل و زندگی روزمره ما چه جایگاهی دارد. پرهیز از تعیین زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه ، فقط یک باور قلبی یا بحث اعتقادی در ذهن ما نیست؛ بلکه باید خودش را در رفتار، واکنش ما به شایعات و نحوه برخوردمان با اخبار فضای مجازی هم نشان دهد.
برای اینکه بدانیم در مواجهه با پیشگوییها و حرفهای بیاساس دقیقاً چه واکنشی داشته باشیم و چگونه این باور را در عمل پیاده کنیم، شیوههای عملی عدم تعیین زمان ظهور امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف را در قالب یک راهنمای اقدام کاربردی و در چهار محور اصلی مرور میکنیم:
پذیرش قلبی و توقف جستوجو برای پیدا کردن زمان دقیق
اولین قدم عملی این است که تلاش برای رمزگشایی از زمان ظهور را کاملاً متوقف کنیم. وقتی میدانیم خداوند بنا به مصلحت ما این زمان را پنهان کرده است، پس کنجکاوی بیش از حد در آن جایز نیست. در زندگی روزمره، این یعنی نباید به سراغ محاسبات پیچیده، حروف ابجد، پیشگوییهای نجومی یا تقویمسازی برویم. همچنین نباید هر اتفاق یا حادثه سیاسی و طبیعی در جهان را با عجله به زمان قطعی ظهور ربط دهیم. وظیفه عملی ما این است که به جای تمرکز روی چه زمانی؟، روی چگونه آماده شدن تمرکز کنیم و با آرامش بپذیریم که خداوند بهترین زمان را انتخاب خواهد کرد.
تکذیب قاطعانه مدعیان، وقت گذاران و مقابله با شایعات در فضای مجازی
وظیفه ما فقط این نیست که در دل خودمان حرف وقت گذاران را باور نکنیم؛ بلکه باید در جامعه و فضای مجازی هم واکنش درستی نشان دهیم. امروزه در شبکههای اجتماعی پُر است از کلیپهای تقطیعشده، ویسها و پیامهایی که با هیجان زیاد، سال یا ماه خاصی را برای فرج پیشبینی میکنند. اقدام عملی ما در اینجا، پاره کردن زنجیره شایعات است. یعنی نه تنها نباید این پیامهای زماندار را برای دیگران بفرستیم، بلکه باید با احترام و قاطعیت به فرستنده یادآوری کنیم که هیچکس جز خدا زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه را نمیداند. با این کار ساده، جلوی فریب خوردن دیگران و بازی با احساسات مذهبی جامعه را میگیریم.
مدیریت احساسات و تمرین صبوری و آرامش
یکی از بزرگترین آسیبهایی که منتظران را تهدید میکند، عجلههای بیمورد و احساساتی شدن بیش از حد است. وقتی کسی برای خودش زمان مشخصی را در ذهن تعیین میکند و آن زمان میرسد اما ظهوری اتفاق نمیافتد، دچار یأس، سرخوردگی و حتی گاهی سستی در اعتقادات میشود. راهکار عملی این است که ظرفیت روحی خود را بالا ببریم و تمرین کنیم تا به خواست و زمانبندی خدا راضی باشیم. ما باید از خدا بخواهیم به ما دلی آرام و صبور بدهد تا نه برای آنچه خدا به تأخیر انداخته عجله کنیم و نه از طولانی شدن انتظار خسته شویم. این نگاه باعث میشود انتظار، به جای یک دلهره و اضطراب دائمی، به یک امید همیشگی و سازنده تبدیل شود.
جدا کردن نشانههای ظهور از زمان قطعی ظهور
مطالعه درباره نشانههای ظهور و پیگیری آنها برای حفظ آمادگی کار بسیار خوبی است، اما یک مرز باریک و مهم دارد: ما هرگز نباید این نشانهها را به یک زمانبندی قطعی و یک کرنومتر شمارش معکوس تبدیل کنیم. ممکن است نشانههایی رخ دهد، اما خداوند به خاطر حکمت خودش شرایط را تغییر دهد. پس یک منتظر آگاه، نشانهها را میبیند و آمادگیاش را بیشتر میکند، اما روی آنها برای رسیدن به یک تاریخ دقیق حساب باز نمیکند. ما باید همیشه مثل کسی باشیم که منتظر یک مهمان بسیار عزیز است؛ خانه را همیشه تمیز و آماده نگه میداریم، اما برای رسیدن مهمان شرط و زمان تعیین نمیکنیم.
گام بعدی برای مصونیت فکری:
برای اینکه بتوانیم در برابر افراد سودجو، مدعیان دروغین و کسانی که با تعیین زمان اتمام غیبت به دنبال فریب افکار عمومی هستند محکم بایستیم، نیاز داریم که آگاهی و شناخت خودمان را بالا ببریم. هرچه بیشتر مطالعه کنیم، کمتر فریب شایعات و فرقههای انحرافی را میخوریم. به همین دلیل پیشنهاد میکنیم برای آشنایی با منابع معتبر و خواندنی در این زمینه، حتماً به صفحه معرفی کتاب مراجعه نمایید و با آثار اصیل و کاربردی در حوزه مهدویت بیشتر آشنا شوید.
خطاها و موانع پرهیز از وقتگذاری برای فرج و رد مدعیان تعیین زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه (سوءبرداشتها، افراط و تفریطها و نکات پرهیز)
پنهان بودن زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه ، با وجود اینکه بر اساس حکمتهای عمیق الهی و به عنوان یک سیستم تربیتی برای رشد انسانها طراحی شده است، اما در مسیر طولانی انتظار میتواند برای ذهنهای ناآگاه چالشبرانگیز و لغزشگاه باشد. طبیعت انسان به گونهای است که در مواجهه با یک زمان نامشخص و یک انتظار طولانی، دچار ابهام میشود و ذهن او تمایل دارد این خلأ را به هر شکلی پر کند. همین ویژگی روانشناختی و غفلت از سنتهای الهی، باعث بروز خطاها، سوءبرداشتها و افتادن در دام افراط و تفریطهایی میشود که اگر منتظران نسبت به آنها آگاه نباشند، ممکن است از مسیر اصلی منحرف شوند. در ادامه، این موانع و آسیبها را به شکلی جامع و ساختاریافته بررسی میکنیم.
سوءبرداشت رهاشدگی و غفلت از سنت قطعی غربال
یکی از جدیترین سوءبرداشتهایی که در پی طولانی شدن و نامشخص بودن زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه شکل میگیرد، احساس رهاشدگی است. وقتی جامعه با سختیهای پیدرپی، گسترش فساد و بیعدالتی روبهرو میشود و از سوی دیگر هیچ تاریخ دقیقی برای پایان این رنجها در دست نیست، عدهای تصور میکنند که جهان به حال خود رها شده و ناظری بر آن نیست. این سوءبرداشت باعث میشود با دیدن لغزشها و ریزش اعتقادی برخی افراد حتی مدعیان دینداری، دچار وحشت و تزلزل شوند.
خطای اصلی در این مرحله، فراموش کردن یکی از مهمترین سنتهای الهی یعنی سنت امتحان و غربال است. در واقع، این دوران طولانی و مبهم، بستر یک آزمون بزرگ است. قرار است در کوره همین بیزمانی و سختیها، عیار ایمان انسانها سنجیده شود تا افراد باثبات، خالص و مقاوم، از مدعیان توخالی جدا شوند. بنابراین، راهکار پرهیز از این خطا آن است که ریزشها را نه نشانه رهاشدگی، بلکه بخش طبیعی از فرآیند خالصسازی بدانیم و به جای ترس و تزلزل، تمام تمرکز خود را بر حفظ ثبات قدم و تقویت پایههای ایمانی خود معطوف کنیم.
خطای شتابزدگی (استعجال) و افتادن در دام افراط و تعیین زمان ظهور
در مواجهه با ابهام زمان، گروهی از انسانهای کمصبر تلاش میکنند تا خودشان خلأ زمان اتمام غیبت را پر کنند. این نقطه، دقیقاً محل بروز افراط در مسیر انتظار است. پدیده شتابزدگی یا همان استعجال، باعث میشود فرد هر اتفاق سیاسی، بلایای طبیعی یا تحول اجتماعی را با هیجان کاذب، فوراً به عنوان نشانه قطعی ظهور تفسیر کند. این افراد به دنبال محاسبات پیچیده عددی، خوابگزاریها و تقویمسازی میروند و به دلیل همین عطش کاذب، به راحتی در دام مدعیان دروغین و شیادان فضای مجازی گرفتار میشوند.
آسیب بزرگ این افراط زمانی خود را نشان میدهد که تاریخهای موعود فرا میرسند و هیچ اتفاقی رخ نمیدهد. نتیجه این امر، چیزی جز سرخوردگی شدید، یأس و گاهی از دست دادن اصل ایمان نیست. برای پرهیز از این پرتگاه، انسان منتظر باید بداند که پرسشهای اعتراضی و مداوم مانند چرا نیامد؟ تنها نشاندهنده تداخل در اراده خداوند است. ما نیازمند تمرین صبوری آگاهانه هستیم؛ صبوری به این معنا که ظرفیت روحی خود را چنان وسعت ببخشیم که تسلیم زمانبندی بینقص پروردگار باشیم، نه زمانبندی محدود ذهن خودمان.
تفریط در امید و درک نکردن قانون گشایش پس از ناامیدی
در نقطه مقابل شتابزدگی، عدهای دیگر به دره تفریط سقوط میکنند. وقتی این افراد میبینند که تاریکیها ادامه دارد و هیچ افق زمانی روشنی برای پایان آن تعیین نشده است، به یأس مطلق میرسند. آنها با این سوءبرداشت که دیگر کاری از دست کسی برنمیآید، دست از هرگونه تلاش برای اصلاح خود و جامعه برمیدارند و به انسانهایی منفعل و ناامید تبدیل میشوند.
این تفریط ناشی از عدم درک درست قوانین الهی است. آنها نمیدانند که طبق سنتهای خلقت، گشایش و فرج نهایی، دقیقاً در اوج تاریکی و پس از یک ناامیدی فراگیر رخ میدهد. اما در اینجا یک ظرافت حیاتی وجود دارد که باید به آن دقت کرد: منظور از این ناامیدی، ناامیدی از رحمت خدا نیست که خود گناهی بزرگ است؛ بلکه منظور ناامیدی از اسباب مادی و قدرتهای بشری است. وقتی بشر به این درک برسد که هیچ ایدئولوژی و قدرت انسانی نمیتواند جهان را نجات دهد و از همه آنها مأیوس شود، دقیقاً در همان نقطه، امید به قدرت لایزال الهی شکوفا شده و زمینه برای گشایش فراهم میشود. درک این تفاوت، مانع از افتادن انسان به دام انفعال و افسردگی میشود.
نگاه جبری به ظهور و غفلت از تأثیر رفتار ما در تغییر تقدیرات
یکی دیگر از خطاهای شناختی رایج، داشتن نگاهی کاملاً جبری و مکانیکی به پدیده ظهور است. برخی میپندارند که پنهان بودن زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه ، به این معناست که یک تاریخ از پیش نوشتهشده، خشک و غیرقابل تغییر در جایی ثبت شده و ما هیچ نقشی در آن نداریم جز اینکه بنشینیم و منتظر رسیدن آن روز باشیم. این نگاه منفعلانه باعث میشود منتظران، مسئولیت اجتماعی و فردی خود را فراموش کنند.
در منطق اصیل دینی، زمان ظهور یک پدیده کاملاً منعطف و قابل تغییر است. اراده خداوند بر این قرار گرفته که رفتارها، انتخابها و دعاهای ما بتواند در تقدیرات الهی تغییر ایجاد کند. این همان حقیقتی است که به ما میگوید زمان اتمام غیبت قابلیت جلو افتادن (تعجیل) یا تأخیر را دارد. وقتی انسان متوجه این قانون پویا میشود، دیگر دست روی دست نمیگذارد. او میفهمد که تکتک اعمال خیر، اصلاح رفتار شخصی، قدم برداشتن برای حل مشکلات جامعه و دعاهای خالصانهاش، نه تنها بیتأثیر نیست، بلکه موتور محرکهای برای نزدیکتر شدن آن روز موعود است.
عبور ایمن از میان افراط و تفریط
مسیر انتظار، حرکت بر لبه شمشیر است؛ مسیری که در آن هم شتابزدگی و تعیین وقت ما را به نابودی میکشاند و هم یأس و انفعال. برای اینکه در دوران غیبت و پنهان بودن زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه ، از این موانع به سلامت عبور کنیم، نیازمند ارتقای معرفت و تسلیم قلبی هستیم. ما باید یاد بگیریم که به جای کنجکاویهای بیحاصل برای کشف اسرار زمانبندی خدا، بر وظایف روشن امروز خود تمرکز کنیم. انسانی که خانه دلش را از آلودگیها پاک کرده و وظایف انسانی و الهی خود را در قبال جامعه انجام میدهد، دیگر نیازی به تقویم ندارد؛ او در هر لحظه، آماده پذیرایی از حقیقت است.
آثار و نتایج پرهیز از وقتگذاری برای فرج و رد مدعیان تعیین زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه
آثار معنوی
یکی از عمیقترین و کمتر شناختهشدهترین دستاوردهای معنوی ندانستن زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه ، ارتقای انسان از سطح یک منتظر شتابزده به مقام بنده تسلیم است. انسانی که به دنبال تاریخ دقیق نیست، به نقطهای از کمال روحی میرسد که خواستهاش دقیقاً با اراده خداوند تنظیم میشود.
در این حالت معنوی، مؤمن به چنان بلوغی دست مییابد که از صمیم قلب میگوید: دوست ندارم آنچه را تو به تأخیر انداختهای، من جلو بیندازم و آنچه را تو تعجیل میخواهی، من به تأخیر بیندازم. این یعنی پایان هرگونه درگیری درونی با تقدیرات الهی. در نبود یک تاریخ مشخص، عمل انتظار از یک شمارش معکوس پراسترس، به یک عبادت پیوسته و خالصانه تبدیل میشود؛ عبادتی که در آن، تضرع و دعای فرد، نه از سر بیطاقتی و اعتراض، بلکه از سر بندگی و ارتباط عمیق با خالق سرچشمه میگیرد.
آثار فردی
از زاویه فردی، پنهان بودن زمان ظهور یک لطف و سپر محافظتی بزرگ از سوی پروردگار برای حفظ سلامت روان و بقای ایمان فرد است. تصور کنید اگر زمان دقیق ظهور اعلام میشد و این زمان، صدها سال با عمر نسلهای حاضر فاصله داشت؛ چه اتفاقی میافتاد؟
بسیاری از انسانها توان تحمل این حقیقت را نداشتند. آگاهی از این فاصله طولانی، موجب میشد تا فشار روانی، حسرت درک نکردن آن دوران و ناامیدی از اصلاح جهان، همچون یک اندوه کشنده، سلامت جسم و روان مؤمنان را در هم بشکند و حتی به مرگ روحی یا جسمی آنان منجر شود. بنابراین، پذیرش این پنهانبودگی و پرهیز از کنجکاویهای بیمارگونه برای یافتن زمان، باعث میشود فرد همواره در مرز لطیف بیم و امید زندگی کند؛ امیدی که هر صبح به او انگیزه بیداری و تلاش میدهد، چرا که احتمال میدهد همین امروز، همان روز موعود باشد.
آثار خانوادگی
نگاه درست به مسئله زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه ، کانون خانواده را به یک دژ نفوذناپذیر تبدیل میکند. خانوادههایی که درگیر هیجانات کاذب و تعیین زمان ظهور میشوند، معمولاً فرزندان خود را با وعدههای کوتاهمدت و تاریخدار بزرگ میکنند. وقتی آن تاریخ فرا میرسد و اتفاقی نمیافتد، سهمگینترین ضربه به اعتقادات فرزندان وارد میشود و زمینه برای رویگردانی کامل نسل جدید از دین فراهم میگردد.
اما خانوادهای که اصل پنهان بودن زمان اتمام غیبت را به عنوان یک قانون تربیتی پذیرفته است، به جای تزریق هیجانات مقطعی، امید پایدار را در فرزندان نهادینه میکند. در این خانواده، نسلبهنسل آموخته میشود که وظیفه ما، آمادهسازی مستمر خود و محیط اطرافمان است، فارغ از اینکه نتیجه نهایی فردا رخ دهد یا قرنها بعد. این رویکرد، کانون خانواده را از گزند فرقههای انحرافی و شیادانی که با وعدههای دروغین به دنبال سوءاستفاده از احساسات پاک خانوادهها هستند، کاملاً واکسینه میکند.
آثار اجتماعی
در بُعد اجتماعی، جامعهای که تکذیب وقت گذاران را به عنوان یک اصل قطعی پذیرفته است، از بالاترین سطح مصونیت اجتماعی و سیاسی برخوردار میشود. در طول تاریخ، بسیاری از جریانهای انحرافی و قدرتطلبان، با سوءاستفاده از اشتیاق مردم و تعیین زمانهای جعلی، جوامع را به آشوب کشیده و سرمایههای اجتماعی را غارت کردهاند.
جامعهای که میداند هرکس وقتی را تعیین کند قطعاً دروغگوست، دیگر فریب این موجسواریها را نمیخورد و انرژی اجتماعی خود را صرف سراب نمیکند. علاوه بر این، چنین جامعهای میتواند با موفقیت از دل سنت تاریخی غربال عبور کند. طولانی شدن زمان غیبت و مشخص نبودن زمان اتمام غیبت، کورهای است که ناخالصیهای جامعه را میسوزاند. جامعهای که درگیر تقویمسازی نیست، در این کوره ذوب نمیشود، بلکه انسجام خود را حفظ کرده و با تمرکز بر پیشرفت، عدالتخواهی و اصلاح ساختارها، زمینهساز واقعی آن تحول بزرگ میگردد.
آثار اخروی
از منظر معاد و پاداشهای اخروی، کسانی که در این مسیر مهآلود و طولانی، بر مدار درست حرکت میکنند و از تعیین زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه میپرهیزند، دستاوردهای بینظیری خواهند داشت. مهمترین این آثار، دریافت پاداش مضاعف است. خداوند در آخرت، به این افراد دو پاداش مجزا عطا میکند: یکی پاداش به خاطر اصل حفظ ایمان در شرایط پرشبهه، و دیگری پاداشی ویژه برای صبر جمیل در برابر طولانی شدن زمان غیبت و تسلیم بودن در برابر اراده الهی.
علاوه بر این، گاهی افراد عجول تصور میکنند که اگر ظهور در زمان حیات آنها رخ ندهد، تمام دعاها، گریهها و تلاشهایشان برای زمینهسازی بیثمر بوده است. اما نتیجه اخروی پرهیز از این شتابزدگی، رسیدن به این یقین است که هیچیک از این اعمال گم نمیشود. حتی اگر فرد پیش از رسیدن آن روز از دنیا برود، تکتک دعاهای خالصانه و تعبدهای او، به عنوان اعمال قطعی و بیبازگشت در کارنامه اخرویاش ثبت شده و عالیترین درجات بهشت را برای او به ارمغان میآورد؛ گویی که خود او در رکاب آن حضرت شمشیر زده و پیروز شده است.
جمعبندی پرهیز از وقتگذاری برای فرج و رد مدعیان تعیین زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه
پرهیز از تعیین زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه و تکذیب قاطعانه وقت گذاران، از حیاتیترین وظایف منتظران به شمار میآید و نقشی تعیینکننده در حفظ سلامت اعتقادی و مصونیت از انحرافات ایفا میکند. این پرهیز عالمانه، فراتر از یک سکوت ساده است و با هدف تسلیم محض در برابر اراده پروردگار، بستن راه بر مدعیان دروغین و جلوگیری از یأس و ناامیدی مؤمنان شکل میگیرد. منطق عقل و براهین نقل، هر دو بر ضرورت این اصل تأکید دارند و روایات متعدد، توقیت (وقتگذاری) را عاملی برای تزلزل ایمان، شتابزدگی ویرانگر و افتادن در دام فتنهها و تاریکیهای دوران غیبت معرفی کردهاند.
پایبندی به اصل عدم تعیین زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه ، هنگامی به ثمر مینشیند که با توقف جستوجو برای تاریخ دقیق، مدیریت احساسات و تفکیک هوشمندانهی نشانههای ظهور از زمان قطعی همراه باشد و فرد را از هرگونه افراط، تفریط و عجله بازدارد. چنین رویکردی، نهتنها بنیان فکری انسان را در برابر شبهات استوار میسازد، بلکه کانون خانواده را از آسیب شیادان حفظ کرده و انتظار را از یک شمارش معکوس پراضطراب، به حرکتی پویا، سازنده و مسئولانه در سطح جامعه تبدیل میکند. در نهایت، این تسلیم آگاهانه، زمینهساز آرامش عمیق قلبی، عبور موفق از غربال تاریخ و برخورداری از پاداش مضاعف صابران در پیشگاه خداوند خواهد بود.