شناسه حدیث: Q00405903

نشانی: الخرائج و الجرائح ؛ جلد 3 ؛ صفحه 1116

أَنَّهُ وَرَدَ اَلْعِرَاقَ شَاكّاً مُرْتَاباً فَخَرَجَ إِلَيْهِ‌:
قُلْ لِلْمَهْزِيَارِيِّ‌ قَدْ فَهِمْنَا مَا قَدْ حَكَيْتَهُ عَنْ مَوَالِينَا بِنَاحِيَتِكُمْ فَقُلْ لَهُمْ أَ مَا سَمِعْتُمْ قَوْلَ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ يَقُولُ يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اَللّٰهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ‌ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ‌ هَلْ أَمَرَ إِلاَّ بِمَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ أَ وَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اَللَّهَ جَعَلَ لَكُمْ مَعَاقِلَ تَأْوُونَ إِلَيْهَا وَ أَعْلاَماً تَهْتَدُونَ بِهَا مِنْ لَدُنْ آدَمَ إِلَى أَنْ ظَهَرَ اَلْمَاضِي عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌ كُلَّمَا غَابَ عَلَمٌ بَدَا عَلَمٌ وَ إِذَا أَفَلَ نَجْمٌ بَدَا نَجْمٌ فَلَمَّا قَبَضَهُ اَللَّهُ إِلَيْهِ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اَللَّهَ قَدْ قَطَعَ اَلسَّبَبَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ كَلاَّ مَا كَانَ ذَاكَ وَ لاَ يَكُونُ حَتَّى تَقُومَ اَلسَّاعَةُ‌ وَ يَظْهَرَ أَمْرُ اَللَّهِ وَ هُمْ كَارِهُونَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ إِبْرَاهِيمَ‌ لاَ يَدْخُلْكَ اَلشَّكُّ فَإِنَّ اَللَّهَ لاَ يُخَلِّي اَلْأَرْضَ مِنْ حُجَّتِهِ …

ابو جعفر بن بابويه با واسطه نقل مى‌كند كه: محمّد بن ابراهيم بن مهزيار در حال شكّ و ترديد وارد عراق شد، توقيعى از حضرت عجّل اللّٰه تعالى فرجه الشريف براى او رسيد كه: به مهزيارى بگو آنچه از دوستداران ما كه در اطراف شما ساكن هستند حكايت كرده‌اى آن را فهميديم، پس به آنان بگو: آيا نشنيده‌ايد كلام خداى جلّ جلاله را كه مى‌فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! خدا و رسول و صاحبان امرتان را پيروى كنيد». خداوند به چيزى امر نكرده جز آنكه آن چيز تا روز قيامت پا بر جا باشد. آيا نمى‌بينيد كه خداوند براى شما دژها و پناهگاههايى قرار داده است تا به سوى آنها پناه ببريد و علامات و پرچمهايى كه به وسيلۀ آنها هدايت شويد، از زمان حضرت آدم عليه السّلام تا عصر امام حسن عسكرى عليه السّلام هر زمان كه يكى از آن علامات پنهان شود، علامت ديگرى ظاهر مى‌گردد و هر گاه ستاره‌اى غروب كند، ستارۀ ديگرى مى‌درخشد. آيا وقتى خداوند امام حسن عسكرى عليه السّلام را قبض روح فرمود، گمان كرديد كه پروردگار رشتۀ واسطۀ ميان خود و بندگانش را قطع كرده است‌؟! هرگز چنين نبوده و نخواهد بود تا هنگام بر پايى قيامت و روز رستاخيز كه امر خداوند ظاهر مى‌گردد و حال آنكه آنان را خوش نمى‌آيد و او را نمى‌خواهند. اى محمّد بن ابراهيم! شك در تو راه نيابد، بدرستى كه خداوند زمين را خالى از حجتش قرار نمى‌دهد…