مکتب تربیتی امام عسکری علیهالسلام در دوران خفقان عباسیان شکل گرفت و به یمن وجود امام، برکات ارزندهای را برای جامعه اسلامی تا به امروز به جای گذارد و دانشمندان و کتابهای پرباری را امروز از آن گرامی به یادگار داریم. از جمله دانشمندان و فقهایی که از مکتب علمی و تربیتی ایشان بهره گرفتند و حتی آن حضرت، برخی از آنها را وکیل خویش معرفی فرمود، عبارتاند از:
احمد بن اسحاق اشعری قمی، حسن بن شکیب مروزی، احمد بن ادریس قمی معلم، حفص بن عمرو العمری، حسن بن موسی خشاب، سعد بن عبدالله قمی، سید عبدالعظیم حسنی، علی بن جعفر خزایی، عبدالله بن جعفر حمیری، عثمان بن سعید عمری، محمد بن حسن صفّار، علی بن بلال و فضل بن شاذان نیشابوری[1]
شیخ طوسی رحمهالله نام یکصد و سه نفر از این دانشمندان را در باب اصحاب امام آورده است. با توجه به محدودیت شدید آن حضرت و مراقبت ویژه نظامیان حکومت، اهمیت این آمار روشن میشود و این، غیر از کسانی است که در شهرهای مختلف اسلامی با پیک و نامه و یا به صورت شفاهی از آن بزرگوار استفاده بردهاند.
همچنین افرادی هستند که نامشان در حافظه تاریخ ثبت نشده است. آری، امام عسکری علیهالسلام فقط 6 سال (254 260 قمری) امامت امت را عهدهدار شدند؛ ولی در این مدت کوتاه برای هدایت اندیشههای مسلمانان و سیرابکردن انسانهای تشنهی معارف و معنویت، از هیچ کوششی فروگذار نکرد و با مناطق مختلف جهان اسلام ارتباط برقرار کردند و مردم مشتاق را راهنمایی نمود.
در عصر حضرت عسکری علیهالسلام افراد متعددی از شهرها و مناطقی چون: بغداد، نیشابور، قم، ری، بلخ و سمرقند از رهنمودها و رهبریهای داهیانه آن برگزیده الهی برخوردار بودند و انوار هدایت و تعلیمات امامت آن حضرت، در آن روزگاران در گوشهگوشه جهان اسلام پرتوافشان بود.
فضل ابن شاذان؛ شاگرد ممتاز اهل بیت
ابومحمد فضل ابن شاذان بن خلیل ازدی، فقیه صاحبنظر، مفسّر حاذق، دانشمند شهیر، مؤلف گرانقدر در علوم و فنون اسلامی، از سران متکلّمان شیعه، زبردست در عرصه مناظره با مخالفان اهلبیت علیهمالسلام و از یاران نزدیک امام حسن عسکری علیهالسلام است. فضل ابن شاذان همچنین توفیق خدمت به امام رضا علیهالسلام، امام جواد علیهالسلام و امام هادی علیهالسلام را در کارنامهی خویش دارد. تولد وی را در سال 180 قمری تخمین زدهاند. ظاهراً اصل فضل ابن شاذان از نیشابور بود، اما نسب وی به قبیله عرب اَزْد میرسید.[2]
پدرش شاذان بن خلیل خود از محدّثان امامیّه به شمار میآمد و از راویان احادیث ائمه علیهمالسلام و اصحاب یونس بن عبدالرحمان بود و روایات ارزشمندی از اهل بیت علیهمالسلام نقل کرده است. فضل ابن شاذان نیز تحت تربیت چنین پدری، رشد کرد و به کمالات عالیه نائل شد. فضل ابن شاذان علم قرائت را در نوجوانی از اسماعیل بن عباد در بغداد فرا گرفت و علم حدیث را نیز از فقیه عارف و عابد، حسن بن علی بن فضال آموخت. همچنین علم کلام و سایر علوم را با اشتیاق فراوان نزد اساتید عصر تحصیل کرد.[3]
فضل ابن شاذان؛ مبلغ راستین ولایت
فضل ابن شاذان، این متکلّم فقیه و محدّث سرشناس با نقل روایات کتاب سلیم بن قیس هلالی در کتاب اثبات الرجعة خود، در مقام دفاع از ولایت امام علی علیهالسلام عشق و علاقه خود را به خاندان وحی به منصهی ظهور رسانده[4] و در آثار دیگرش نیز همین شیوه را پیش کشیده است.
فضل ابن شاذان و تأییدهای ویژه امام عسکری علیهالسلام
به گواهی تاریخ، امام عسکری علیهالسلام بیشترین نفوذ را در منطقه خراسان به ویژه شهر نیشابور داشته است.
فضل ابن شاذان هم از شخصیتهای برجسته نیشابور است که پیشوای یازدهم، برخی تألیفات وی را تأیید کرده و فرموده است: «صحیح و شایسته است که به مطالب آنها عمل شود.» همچنین ایشان دربارهی فضل ابن شاذان فرمود: «أَغْبِطُ أَهْلَ خُرَاسَانَ لِمَکَانِ الْفضْلِ بنِ شَاذَانَ وَ کَوْنِهِ بَیْنَ أَظْهُرِهِمْ : من به سبب موقعیت فضل ابن شاذان و حضورش در میان اهل خراسان، به آنها غبطه میخورم. »[5]
در روایت دیگری امام یازدهم علیهالسلام از این شخصیت فرزانه به صراحت دفاع کرده است. در آن روایت، محمّد بن ابراهیم وراق سمرقندی گفته است که سالی به حج رفتم. تصمیم داشتم ضمن سفر، دوستم بورق بوشنجانی را در اطراف شهر هرات ببینم و با او تجدید عهد کنم. وی معروف به راستی، درستی، پرهیزگاری، صلاح و نیکی بود. نزد او رفتم. صحبت از فضل ابن شاذان به میان آمد. دوستم بورق گفت که فضل ابن شاذان به شدت بیمار، و به دل درد جانکاهی مبتلا شده بود.[6]
به تازگی که برای حج رفته بودم، در عراق، نزد محمّد بن عیسی عبیدی رفتم که شخصیتی فاضل بود. دیدم اطرافش را گروهی گرفته و همه محزون و اندوهگیناند.
به آنها گفتم: «شما را چه شده است؟» گفتند: «حضرت عسکری علیهالسلام را زندانی کردهاند.» من از آنان جدا شدم و با نگرانی و ناراحتی تمام، به سرزمین حجاز برای مراسم حج رفتم. وقتی از حج بازگشتم، باز هم در عراق، نزد محمّد بن عیسی رفتم.
دیدم ناراحتی و حزن از ایشان برطرف شده است. پرسیدم: چه خبر؟ گفتند: «امام را آزاد کردند. »
من نیز با شادمانی تمام وارد سامرا شدم و با خود کتاب «یوم و لیله» از فضل ابن شاذان را داشتم. خدمت امام رسیدم و آن کتاب را به ایشان نشان دادم و عرضه داشتم: «فدایت شوم! این کتاب را ملاحظه بفرمایید و نظرتان را درباره آن برایم بگویید.» آن جناب، کتاب را گرفت و صفحه صفحه ورق زد و فرمود: «هذَا صَحِیحٌ یَنْبَغِی أَنْ یُعْمَلَ بِهِ؛ این [کتاب] درست است، شایسته است که به [مطالب] آن عمل شود.» بعد عرض کردم: «آقا! فضل ابن شاذان خیلی بیمار است. مردم شایع کردهاند این ناراحتی او به سبب نفرینی بوده است که شما دربارهاش کردهاید؛ زیرا از وی ناراحت شده بودید که گفته است: وصی و جانشین ابراهیم بهتر از جانشین محمدصلیاللهعلیهوآله بوده است. آیا این درست است؟ یا اینکه چنین حرفی را نزده بود و بر او دروغ بسته بودند؟» فرمود: «نَعَمْ کَذَبُوا عَلَیْهِ وَ رَحِمَ اللَّهُ الْفَضْلَ رَحِمَ اللَّهُ الْفَضْل؛ بله بر او دروغ بسته بودند. و خداوند فضل را رحمت کند. خداوند فضل را رحمت کند. »
پس از سفر عراق از محضر امام به وطنم برگشتم؛ ولی با کمال شگفتی دیدم فضل ابن شاذان در همان روزهایی که امام فرمود: «رَحِمَ اللَّهُ الْفَضْلَ» از دنیا رفته است.[7]
درایت و شایستگی ستودنی فضل ابن شاذان
از دیگر امتیازات این عالم بینظیر، ظرفیت علمی، عقلی و دینی او نزد امامان معصوم علیهمالسلام است. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: «إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُکَلِّمَ النَّاسَ عَلَی قَدْرِ عُقُولِهِمْ؛ ما گروه پیامبران، مأموریم که با مردم به میزان فهم و خردشان صحبتکنیم.[8] پیشوایان معصوم علیهمالسلام نیز که جانشینان پیامبرند، برای هر کس به اندازه عقل و درکشان، از مطالب و معارف میآموزند.
از فضل ابن شاذان در کتاب «علل الشرایع» بسیاری از علل و فلسفه احکام و اصول شرعی نقل شده و در پایان فضل ابن شاذان هم تصریح دارد که همه را از حضرت رضا علیهالسلام شنیده و حفظ کرده است. این امر، شاهد واضحی بر هوشمندی، قدرت فهم، کسب اعتماد معصوم و ظرفیت بالای اوست که امام رضا علیهالسلام وی را لایق دانسته و بسیاری از فلسفه احکام را به او آموخته است.[9] نقل حدود 700 روایت در کتب اربعه و تألیف 180 کتاب بنا به نوشته آیت الله خوئی، نشان از حجم فعالیت های فضل ابن شاذان دارد .[10]
فضل ابن شاذان در سنگر تقیه
زمانی عبدالله بن طاهر از عوامل حکومت عباسیان در نیشابور، فضل ابن شاذان را از نیشابور اخراج کرد و سپس دوباره وی را به نیشابور دعوت نمود؛ ولی به این شرط که اعتقادات خود را برای فرماندار بنویسد. فضل ابن شاذان نیز مسائل اعتقادی خود را از توحید، عدل و نبوت برای او نوشت و به نظر عبدالله رسانید. او گفت: «این قدر کافی نیست. میخواهم که اعتقاد تو را درباره خلفای سلف بدانم.» پس فضل ابن شاذان نیز گفت: «ابابکر را دوست دارم و از عمر بیزارم.» عبدالله گفت: «چرا از عمر بیزاری؟» گفت: «زیرا عباس را از شورا بیرون کرد و به سبب القای این جواب لطیف که متضمن خوشامد عباسیان بود از دست آن ظالم شقی نجات یافت. »[11]
فضل ابن شاذان از منظر اهل فضل
نجاشی، رجالشناس بزرگ امامیه در ستایش فضل ابن شاذان میگوید: «او ثقه و از بزرگان فقها و متکلّمان شیعه و در این طایفه دارای مقام و جلالتی است. وی مشهورتر از آن است که ما به توصیف او بپردازیم. او دارای دانش بیکران، ناقل روایات فراوان و تألیفات بسیار است.[12] شیخ طوسی نیز در اینباره مینویسد: «وی فقیه، متکلّم و دانشمند جلیل القدر شیعه و دارای تألیفات فراوانی است. »[13]
فضل ابن شاذان سرآمد مهدیپژوهان
در میان موضوعات مختلفی که علمای پیشین به آنها پرداختهاند، موضوع غیبت امام عصر علیهالسلام از جایگاه خاصّی برخوردار بوده است. علمای شیعه، عنایتی خاص به این موضوع داشته و در این زمینه، تألیفات فراوانی ارائه کردهاند تا جایی که طبق نقل کتابشناس بزرگ تشیّع، شیخ آقا بزرگ تهرانی در الذریعة، افزون بر چهل کتاب و رساله با عنوان «الغیبة» از سوی فقها، متکلّمان و محدّثان بزرگ شیعه، طی قرون متمادی به رشته تحریر درآمده است.
از جمله این بزرگان میتوان به ابومحمد فضل ابن شاذان (متوفای 260 قمری)، ابوجعفر محمد بن علی بن العزافر (متوفای 323 قمری)، ابوبکر محمد بن القاسم البغدادی (متوفای 332 قمری)، ابوعبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر النعمانی (متوفای 360 قمری)، ابوجعفر بن علی بن الحسین معروف به شیخ صدوق (متوفای 381 قمری)، ابوعبدالله بن محمد بن النعمان معروف به شیخ مفید (متوفای 413 قمری)، ابوالقاسم علی بن حسن الموسوی، معروف به سید مرتضی علمالهدی (متوفای 436 قمری)، ابوجعفر محمد بن حسن بن علی معروف به شیخ طوسی (متوفای 460 قمری) و… اشاره کرد. حتی برخی از بزرگان شیعه به تألیف یک کتاب و رساله اکتفا نکرده و کتابها و رسالههای متعددی درباره این موضوع تألیف کردهاند.[14] فضل ابن شاذان از پیشتازان عرصه پژوهش در مهدویت است و این امر، از عمق بینش و اعتقاد راسخ او به ظهور منجی عالم بشریت در صحنه گیتی حکایت دارد. کتاب «غیبت» و یا کتاب «قائم» از فضل ابن شاذان نیشابوری است. وی معاصر نعیم بن حماد مروزی از علمای اهل سنت بوده است که او نیز درباره مهدویت تألیف دارد. فضل ابن شاذان، کتاب خویش را پیش از ولادت و غیبت حضرت مهدیعلیهالسلام تألیف کرده است.[15]
بسياری از احاديثی که از فضل ابن شاذان درباره رجعت و يا قائميت و نيز ملاحم روايت شده بوده در سده چهارم و پنجم در اختيار شيخ مفيد و شيخ طوسي بوده و آن دو به طور گسترده از آن متون، احاديث، کتب در الارشاد و الغيبة خود به ترتيب نقل کرده اند. می دانيم که راوی عمده آثار مهدوی فضل ابن شاذان، محدث برجسته قم، احمد بن ادريس اشعري گزارش شده است. بخشی از نقلهای شيخ طوسي به کتاب القائم فضل ابن شاذان بايد مربوط بوده باشد و بخشی نيز به کتاب الرجعة و يا همچنين کتاب الملاحم او. بعد از شيخ مفيد و شيخ طوسي، در اواخر سده هشتم و اول سده نهم، حسن بن سليمان الحلي کتاب القائم فضل ابن شاذان را در اختيار داشته و از آن نقل محدودی کرده است. می دانيم که هم عصر او بهاء الدين علي بن عبد الکريم بن عبد الحميد النيلي هم ظاهراً همين کتاب القائم را در اختيار داشته است. بخش های این کتب هماکنون در کتاب الغیبه شیخ طوسی و کتاب سرور اهل الایمان سید علی بن عبدالکریم نیلی در دسترس است. این احادیث نوعا در موضوعات مهدویت و عصر ظهور و نشانههای آن میگنجد. در کتاب الغیبه شیخ طوسی 61روایت و در کتاب سرور اهل الایمان 63روایت از کتاب فضل بن شاذان نقل شده است. نکته قابل توجه آنکه قول معتبر در تاریخ ولادت امام زمان علیهالسلام سال 255ق است که فضل ابن شاذان روایت کرده و واسطه او شخصیّتی مثل جناب «محمد بن علی بن حمزة بن حسین بن عبیدالله بن عباس بن علی بن ابیطالب» علیهماالسلام است.[16]
در ادامه تعدادی از احادیث فضل ابن شاذان را از کتاب الغیبه شیخ طوسی نقل میکنیم:
الْفَضْلُ بْنُ شَاذَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا قَامَ الْقَائِمُ ع جَاءَ بِأَمْرٍ غَيْرِ الَّذِي كَان[17]
امام صادق علیهالسلام میفرمایند: زمانی که قائم ما قیام کند به غیر از رفتاری که معمول بوده عمل می فرماید. [با تشخیص مصالح و مفاسد واقعی و احکام واقعیه الهی حکومت می کند و رفتار ایشان بدون هرگونه تبعیض و ناعدالتی است].
الْفَضْلُ بْنُ شَاذَانَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي الْأَسْوَدِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ذَكَرَ مَسْجِدَ السَّهْلَةِ فَقَالَ أَمَا إِنَّهُ مَنْزِلُ صَاحِبِنَا إِذَا قَدِمَ بِأَهْلِه[18]
در محضر امام صادق علیهالسلام سخن از مسجد سهله به میان آمد.پس حضرت فرمودند: آن جا اقامت گاه صاحب ما است، هنگامى كه با خانوادهاش قيام كند.
الْفَضْلُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ خَالِدِ بْنِ أَبِي عُمَارَةَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: ذَكَرْنَا الْقَائِمَ ع وَ مَنْ مَاتَ مِنْ أَصْحَابِنَا يَنْتَظِرُهُ فَقَالَ لَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا قَامَ أُتِيَ الْمُؤْمِنُ فِي قَبْرِهِ فَيُقَالُ لَهُ يَا هَذَا إِنَّهُ قَدْ ظَهَرَ صَاحِبُكَ فَإِنْ تَشَأْ أَنْ تَلْحَقَ بِهِ فَالْحَقْ وَ إِنْ تَشَأْ أَنْ تُقِيمَ فِي كَرَامَةِ رَبِّكَ فَأَقِم[19]
امام صادق عليهالسلام میفرمایند: هرگاه قائم ظهور كند، در قبر به مؤمن گفته شود : اى فلان! آقايت ظهور كرده است ، اگر خواهى به او ملحق شوى ، برخيز و ملحق شو و اگر خواهى كه در جوار كرامت پروردگارت بمانى، بمان .
الْفَضْلُ بْنُ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ وَقَّتَ لَكَ مِنَ النَّاسِ شَيْئاً فَلَا تَهَابَنَّ أَنْ تُكَذِّبَهُ فَلَسْنَا نُوَقِّتُ لِأَحَدٍ وَقْتا[20]
امام صادق عليهالسلام میفرمایند: هر كس براى تو وقت تعيين كرد، بى محابا آن را دروغ شمار؛ زيرا ما براى هيچ كس هيچ وقتى تعيين نمىكنيم.
الْفَضْلُ بْنُ شَاذَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ جَنَاحٍ الْجُعْفِيِّ عَنْ حَازِمِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ: قَالَ [لِي] أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا حَازِمُ إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَيْبَتَيْنِ يَظْهَرُ فِي الثَّانِيَةِ إِنْ جَاءَكَ مَنْ يَقُولُ أَنَّهُ نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ قَبْرِهِ فَلَا تُصَدِّقْه[21]
امام صادق علیهالسلام میفرمایند: ای حازم! همانا برای صاحب این امر (امام مهدی علیهالسلام) دو غیبت خواهد بود. در غیبت دوم ظهور خواهد کرد. اگر کسی نزد تو آمد و گفت که او (امام) از دنیا رفته و خودش دستش را از خاک قبرش تکانده (یا خاک قبرش را از دستش افشانده است)، او را تصدیق نکن.
وفات در سال260 هجری
فضل ابن شاذان، پس از عمری خدمت به اهل بیت علیهمالسلام در اواخر عمر خود در روستایی در حوالی بیهق ساکن شده بود. او که زبان برّان اهل بیت علیهمالسلام بود و در مقام دفاع از باورهای حق خود، از هیچ کوششی دریغ نمیکرد، به کینه دشمنان اهل بیت علیهمالسلام دچار شد. آنان که در عرصه منطق نمیتوانستند پاسخ او را بگویند، به ناچار، قصد نابودی و کشتن وی را در سر میپروراندند. وقتی فضل بن شاذان از منظور شوم آنان اطلاع یافت و احساس کرد خوارج برای نابودیاش خروج کردهاند، برای فرار از چنگ آنان بار سفر بست و از آنجا گریخت؛ ولی متأسفانه بر اثر فشار و رنج سفر، سخت بیمار شد و در سال 260 هجری در ایام امامت حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام درگذشت و ابوعلی بیهقی بر وی نماز گزارد.[22]
امروزه بر قبر فضل ابن شاذان در نیشابور، گنبد و بارگاهی ساختهاند و محل زیارت و مطاف شیفتگان علم و فضیلت است.
محدّث قمی در اینباره مینویسد: «قبر فضل ابن شاذان در سرزمین نیشابور قدیم که خارج از بلد نیشابور این زمان است، به فاصله یک فرسخ تقریباً، با بقعه و صحنی مشهور است. بر سنگ قبر او نوشتهاند:
«هذا ضَریحُ النَّحْریرِ المُتَعالِ الرّاوی مِنَ الاِمامَینِ اَبی الْحَسَنَ عَلِیِّ بنِ موسی و ابی جعفرٍ الثّانی علیهم السّلام زُبْدَةُ الرُواةِ وَ نُخْبَةُ الهُداةِ وَ قُدْوَةُ الاَجلّاءِ المُتکلّمین و أسوَةُ الفقَهاءِ المتقدّمینَ الشیخُ العلیمُ الجَلیلُ الفَضْلُ بْن شاذانِ بْنِ الخَلیلِ طاب اللهُ ثَراهُ قَدْ وَصَلَ بِلِقاءِ رَبِّهِ فی سَنَةِ 260»[23]
این، آرامگاه دانشمند بزرگ، راوی بلندمرتبه از دو امام، امام علی بن موسی الرضا و امام محمد تقی (امام جواد) علیهماالسلام است؛ برگزیده راویان، نخبه هدایتگران، پیشوای متکلمان بزرگ، الگوی فقیهان پیشین؛ شیخ دانشمند و بزرگوار، فضل بن شاذان بن خلیل خداوند خاک او را پاک و خوشبو گرداند که در سال 260 هجری قمری به دیدار پروردگارش شتافت.[24]
العلما باقون ما بقی الدهر[25]
[1] رجال الشیخ، محمد بن حسن طوسی، نشر اسلامی، صفحه 395 و قصص الأنبیاء، سید نعمت الله جزایری، نشر کتابخانه آیت الله مرعشی، صفحه 852.
[2] رجال نجاشی ، صفحه 306
[3] رجال نجاشی، ابوالعباس نـجاشی، نـشر اسلامی، صفحه 307 و موسوعه طبقات الفقهاء، جلد3، صفحه 430 و 431
[4] اسرار خاندان آل محمدعلیهمالسلام، سلیم بن قیص هلالی، نشر ارمـغان یـوسف، صفحه 58
[5] رجـالکشی، جلد2، صفحه820؛ وسـائل الشیعه، جلد27، صفحه 101، باب وجوب العمل بأحادیث النبیصلیاللهعلیهوآله
[6] البته این بیماری فضل، احتمالاً به سبب همان سفر اجباری او بـوده اسـت که دشمنان اهلبیتعلیهمالسلام به منزل مسکونیاش در بیهق حمله کردند و او برای رهایی از دست خـوارج بـه کـوه و صحرا پناه برد و متأسفانه این بیماری، به وفاتش منجر شد.
[7] رجالکشی، صفحه 537 و بحارالانوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفا، جلد50، صفحه 300
[8] الکافی، مـحمد بـن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیة، جلد1، صفحه23
[9] علل الشرائع، شیخ صدوق، نشر ائمه، جلد1، صفحه 273، باب 182، حدیث9
[10] موسوعه طـبقات الفـقهاء، جعفر سبحانی، مؤسسه امام صادق(، قـم، 1418قمری، جلد3، صفحه 430 و 431
[11] همان، صفحه 313
[12] رجال نجاشی، صفحه 307
[13] الفهرست، شیخ طـوسی، نـجف، مکتبة مرتضویه، صفحه 124
[14] الذریـعه الی تصانیف الشیعه، شیخ آقا بزرگ طهرانی، نشر دارالاضواء، جلد 16، صفحه 83
[15] عصر ظهور، علی کورانی، چاپ و نشر بینالملل، صفحه 393
[16] منتخبالاثر، لطف الله صافی گلپایگانی، فصل سوم، باب اول، صفحه 320 ـ 347
[17] الغيبة (للطوسي) ؛ صفحه 473
[18] همان، صفحه 471
[19] همان، صفحه 458
[20] همان، صفحه 426
[21] همان، صفحه 423
[22] معجم رجالالحدیث، سید ابوالقاسم خوئی، جلد14، صفحه 315
[23] منتهی الآمال، جلد2، صفحه 356
[24] برگرفته از مقالات: منبع شناسی روایات علائم ظهور در کتاب الغیبه شیخ طوسی ، فضل بن شاذان از خواص یاران امام عسکری علیه السلام ، نسخه ای از کتاب القائم فضل بن شاذان؛ استفاده از احادیث کتاب الغیبه شیخ طوسی
[25] نهجالبلاغه، حکمت147

