غیبت صغری و وکلای اربعه

فهرست مطالب

زمان مطالعه: 13 دقیقه

دوره‌ی غیبت صغری به عنوان دوران گذار از حضور به غیبت امام، از آن رو اهمیت می‌یابد که بخشی از اصول اندیشه امامیه در این دوره پایه‌گذاری شده و در این دوره به دلیل عدم دسترسی عمومی شیعیان به امام، وکلای اربعه به عنوان کانال ارتباطی میان امام و جامعه شیعه معرفی گردیده و بخشی از عناصر کلیدی تفکر امامیه به وسیله این گروه از وکلای امام زمان (عجل‌الله فرجه) به شیعیان منتقل گردیده است.

شبکه وکالت ائمه اطهار علیهم‌السلام

جریان شبکه وکالت ائمه از زمانی شروع شد که امامان علیهم السلام از نظر سیاسی توسط حکومت در انزوا قرار گرفتند و شدیدا تحت فشار بودند. در راه شکل گیری شبکه وکالت امامان علیهم السلام باتربیت شاگردان ممتاز در اعتلای دین اسلام تلاش بسیار زیادی داشتند.

تربیت شاگردان و تشکیل سازمانی بسیار گسترده از وکلا جهت حراست از تشیع همواره از راهکارهای امامان شیعه (علیهم‌السلام) در طول تاریخ حیاتشان بوده است. البته امامان علیهم السلام ازلحاظ فرهنگی و اجتماعی و همچنین سیاسی به شیعیان خود نظر داشتند و سعی در تعلیم صحیح و جلوگیری از انحرافات آنان داشتند. ایشان با گماردن اشخاصی با عنوان راهنما در بین شیعیان‌شان که دست‌پرورده‌ی خود بودند در پی راه گشودن و آماده‌سازی افکار برای غیبت امام زمان (عجل‌الله فرجه) بودند.

بی‌شک راز ماندگاری و پایداری دین اسلام اصیل، مرهون تلاش بی‌وقفه‌ی ائمه در دوران حیاتشان و همچنین ادامه دهندگان راه ایشان یعنی شاگردان شایسته‌ی آن‌ها بوده است.

در دوره‌ی ولادت امام زمان (عجل‌الله فرجه) این فشار تا حدی بالا رفت که حتی جان امام علیه‌السلام را تهدید جدی‌ای می‌کرد و در ابتدای دوران امامت ایشان که مصادف با دوره‌ی غیبت صغری بود، وکلای اربعه نقش ارتباطی بین امام و مردم را برعهده داشتند.

زمینه‌ها و اهداف راه‌اندازی شبکه وکالت

  • گستردگی و پراکندگی جمعیت و مناطق شیعه‌نشین
  • محدود و محصور ساختن امامان
  • جمع‌آوری وجوهات مالی مردم و پخش میان نیازمندان
  • مبارزه امامان با انحرافات و فرقه‌های نوظهور
  • ارتباط میان مردم و ائمه برای پرسش سوالات اعتقادی و کسب تکلیف
  • آموزش معارف ناب شیعی

فرق نائب و سفیر

از واژگان مورد بحث در دوره غیبت صغری، مفهوم وکیل بود که به نمایندگان امام مهدی علیه سلام اطلاق می‌شد. لغت‌شناسان معمولا در معنای این واژه اختلاف زیادی نداشته‌اند. به همین دلیل در آن، تفاوتی چشمگیر دیده نمی‌شود؛ برای نمونه در مفردات الفاظ القرآن به معنای در کاری به دیگری اعتماد کردن و در لسان العرب به معنای کفیل آمده است.

این اصطلاح به طور عمده به برخی از یاران حضرت اطلاق می‌شده که وظایفی خاص داشتند. این گروه از یاران امامان علیهم السلام در قالب نهادی به نام نهاد وکالت فعالیت داشتند.

آنچه به عنوان مصداق نهاد وکالت مطرح می‌گردد این است که آن‌ نهاد تحت شرایط و ضرورت اجتماعی و سیاسی آن روز در ابتدای خلافت عباسیان توسط امامان شیعه علیهم السلام شکل گرفت، که به‌طور عمده تفویض امور در عرصه‌هایی همچون جمع‌آوری وجوهات و سامان دادن توده امامیه و همچنین پاسخ‌گویی به سوالات شیعیان و واسطه ارتباط میان شیعیان و امام زمان (عجل‌الله فرجه) و برخی موارد دیگر از جمله کارکرد آنان بود. البته عمده کار این نهاد در دوره غیبت صغری در غالب تقیه و پنهان‌کاری بود.

یکی از کلماتی که برای توصیف این نمایندگان به‌کار رفته، کلمه نائب یا نواب هست؛ نائب شاید در معنا خیلی مناسب مقام نمایندگان ائمه نباشد، زیرا این نمایندگان هیچ‌گاه قرار نیست در مقام جانشینی حضرات باشند و یا در هیچ یک از شئون امامت با حضرات شریک باشند، بلکه این نمایندگان، تربیت شده و پرورش یافته ائمه هستند جهت پرداختن به اموری که از جانب امام به ایشان محول می‌شد و استفاده از کلماتی مثل وکیل و سفیر و کارگذار برای این نمایندگان شایسته‌تر است.

شبکه وکلای امام زمان (عجل‌الله فرجه)

در دوره‌ی غیبت صغری امام زمان (عجل‌الله فرجه)، چهار سفیر خاص وظیفه وساطت بین امام و مردم را بر عهده داشتند. این چهار شخصیت بزرگوار که همگی مورد وثوق و اعتماد امامان بودند و مستقیماً از سوی امام مهدی علیه السلام منصوب می‌شدند، عبارتند از:

  • جناب عثمان بن سعید عَمروی
  • جناب محمد بن عثمان بن سعید عَمروی
  • جناب حسین بن روح نوبختی
  • جناب علی بن محمد سمُری

شیخ طوسی در کتاب الغیبة خود گفتاری در مورد سفیران امام زمان (عجل‌الله فرجه) دارد، که خلاصه آن چنین است:

امامیه معتقدند که جمعی از یاران امام عسکری (علیه‌السلام) در زمان ایشان، فرزندش امام زمان (عجل‌الله فرجه) را دیده‌اند. اینان بعد از وفات امام از اصحاب خاص حضرت حجت و رابط بین آن جناب و شیعیان بودند. همه آن‌ها معروف و سرشناس بودند. آنان احکام دین را از وجود اقدس امام زمان (عجل‌الله فرجه) سؤال می‌کردند و پاسخ آن را دریافت کرده و به شیعیان می‌رساندند. همچنین وجوه شرعی را (با وکالتی که از امام داشتند) از مردم اخذ کرده و به امام می‌رساندند. آنان جمعی بودند که امام عسکری (علیه‌السلام) در زمان حیات خود عدالت آن‌ها را تأیید و به عنوان امین خود معرفی کردند و همچنین آنان را ناظر املاک و متصدی کارهای خود گرداندند. این افراد همه دارای عقل، امانت، وثاقت، درایت، فهم، تحصیل و عظمت بودند. اینان به جهت قدر و منزلت و جلالت شأنشان نزد سلطان وقت نیز مورد احترام بودند و به خاطر امانت‌داری و شهرتشان به عدالت بزرگ داشته می‌شدند.[1]

سیدبن طاووس نیز در همین مورد کلامی دارد:

امام زمان (عجل‌الله فرجه) را بسیاری از اصحاب امام عسکری (علیه‌السلام) دیده و از وی اخبار و احکام شرعی روایت کرده‌اند. از این گذشته حضرت، وکلایی داشته‌اند که اسم و نسب و وطن آن‌ها معلوم و معروف بوده و از آن‌ها معجزات و کرامات و جواب مسائل مشکله و بسیاری از اخبار غیبی را که آن حضرت از جدّش پیامبر اکرم (صلّی‌الله ‌علیه‌ و آله) روایت نموده، نقل کرده‌اند.

وی سپس نام این چهار بزرگوار را ذکر می‌کند.[2]

آموزه‌های منتقل شده توسط وکلای اربعه

  • غیبت و ارتباط با امام زمان (عجل‌الله فرجه)
  • انتظار و امید به ظهور
  • راهبری شیعیان در امور مذهبی
    • ایجاد هماهنگی‌های درونی شیعیان از سوی وکلای اربعه
    • لزوم پیروی از وکلای اربعه
  • مسائل فقهی و احکام دینی
    • پاسخ به سوالات فقهی
    • استمرار و پویایی فقه شیعه
    • موضوعات مربوط به اموال و خمس
  • مهدویت و ویژگی‌های امام زمان (عجل‌الله فرجه)
    • ویژگی‌های امام زمان (عجل‌الله فرجه)
    • اعتقاد به قدرت ارتباط با امام
  • مسائل اجتماعی و سیاسی
    • مقاومت در برابر ظلم و فساد حکومتی
    • حفظ انسجام و وحدت شیعه
  • آموزه‌های اخلاقی و تربیتی
  • تشویق برای عمل به امور توقیعات
  • مسائل مربوط به پایان دوران غیبت صغری

ابعاد شخصیتی وکلای اربعه

در ادامه به بررسی برخی صفات بارز و ابعاد شخصیتی سفرای اربعه خواهیم پرداخت؛ در این قسمت سعی شده مختصر و کوتاه نقل قول‌هایی در این مورد آورده شود.

وثاقت وکلای اربعه

احمدبن اسحاق قمی می‌گوید:

روزی بر حضرت هادی (علیه‌السلام) وارد شدم و عرض کردم: من همیشه به شما دسترسی ندارم. در این مواقع، گفتار که را بپذیرم و از چه کسی پیروی کنم؟ حضرت هادی صلوات‌اللّه‌علیه فرمودند: «این عثمان بن سعید عمروی است که امین و مورد اعتماد است. هرچه به شما گوید از من است و هرچه به شما ابلاغ کند، به راستی از جانب من است.» چون آن حضرت به شهادت رسید، روزی من به خدمت فرزندش حضرت عسکری (علیه‌السلام) رسیدم و همان سخن را که به پدرشان گفته بودم به ایشان عرضه داشتم. ایشان نیز فرمودند: «این عثمان بن سعید عمروی امین و ثقه امام قبل و ثقه من است، چه زنده باشم و چه از دنیا رفته باشم. پس هرچه برایتان بگوید از من گفته است و هرچه به شما ابلاغ کند، به راستی از جانب من ابلاغ کرده است.»[3]

همچنین در بخش دیگری از کتاب الغیبه شیخ طوسی داریم:

«طایفه شیعه همیشه عثمان بن سعید را به عدالت قبول داشتند. موقعى که وفات یافت، فرزندش محمد بن عثمان او را غسل داد و بر جاى او نشست و تمام امور مربوط به سفارت و نیابت امام زمان (عجل‌الله فرجه) به وى تفویض شد. شیعیان نیز بر عدالت و وثاقت و امانت‌دارى او اتفاق داشتند. هر چه که در زمان امام حسن عسکرى (علیه‌السلام) از طرف ایشان تصریح به امانت و عدالت او شده بود و مردم را امر به رجوع به او فرمودند. بعد از رحلت امام حسن عسکرى (علیه‌السلام) و زمان حیات پدرش، عثمان بن سعید، نیز کسى درباره عدالت او اختلاف نظر نداشت و در خصوص امانت وى تردید نمى‌نمود.

توقیعات امام زمان (عجل‌الله فرجه) در امور مهم دینى، در طول حیات وى با همان خطى که در زمان پدرش عثمان بن سعید صادر می‌شد، به دست او نیز صادر می‌گشت و به شیعیان می‌رسید. شیعیان جز او کسى را به وکالت نمى‌شناختند و به دیگرى مراجعه نمى‌نمودند. علائم و کرامات زیادى از وى ظاهر شد. معجزات امام زمان (عجل‌الله فرجه) به دست ایشان آشکار می‌گردید؛ و امور بسیارى را از جانب امام به شیعیان خبر داد که همه باعث بصیرت شیعیان در خصوص وجود امام دوازدهم گردید. این مطلب در نزد شیعه مشهور است.»

زهد و دوری وکلای اربعه از دنیا

از دیگر ویژگی‌های بارز وکلای اربعه، زهد و ساده‌زیستی ایشان است. این بزرگواران علی‌رغم اینکه اموال فراوانی در دست داشتند؛ ولی از آن‌ها برای توسعه زندگی خود بهره‌برداری نمی‌کردند. شواهد متعددی از این نکته در تاریخ زندگی سفرای اربعه وجود دارد. علاوه بر این، تصریح فراوانی بر قابل اعتماد بودن و وثاقت این بزرگواران از سوی موافق و مخالف وجود داشته است.

علی‌رغم وجود این تصریحات، از همان اوایل بودند کسانی که با سوءظن نسبت به سفیران نگاه کرده‌اند؛ لیکن با بروز شواهد بزرگی و جلالت سفرا، حق‌جویان از گمان خود توبه می‌کردند.

به عنوان نمونه یکی از شیعیان در دوران سفیر سوم، جناب حسین بن روح نقل می‌کند که بین دو تن از شیعیان در مورد صحت نیابت حسین بن روح اختلاف بود و آن که منکر بود می‌گفت: این اموالی که نزد او می‌رود، بی‌مورد خرج می‌شود. دیگری او را برحذر می‌داشت و می‌گفت: ای مرد! از خدا بترس که صحت وکالت جناب حسین بن روح مثل صحت وکالت ابی‌جعفر محمدبن عثمان عمری است. پس از بالا گرفتن بحث این دو، آن که به جناب حسین بن روح اعتماد داشت، پیشنهاد می‌کند بر روی برگه سفیدی با قلم بدون مرکب مطالبی نوشته و نزد جناب حسین بن روح بفرستند و منتظر جواب باشند. پس از مدت کوتاهی پاسخ بر روی همان کاغذ با مرکب نوشته شده آمد. این امر باعث تنبّه فرد منکر گردید و به همراه دوستش به خدمت حسین بن روح رسید و با گریه عرضه داشت: ای آقای من! از من بگذر، خداوند از تو بگذرد. ابوالقاسم حسین بن روح گفت: انشاءاللّه خداوند برای ما و شما ببخشاید.[4]

علی‌رغم این شواهد، دشمنان امام زمان (عجل‌الله فرجه) کوشیده‌اند چنین وانمود کنند که امام عسکری (علیه‌السلام) فرزندی نداشته و سفرای اربعه برای جلب اموال شیعیان و دنیاطلبی خود بساط نیابت را برپا کرده‌اند.

در پاسخ به این شبهه باید گفت:

۱. وجود امام زمان (علیه‌السلام) تنها از طریق وکلای اربعه ثابت نشده است که با متهم کردن آن‌ها انکار شود.

۲. این ادعا با توثیقات فراوانی که درباره سفرای اربعه وجود دارد، در تعارض آشکار است.

۳. کرامات جاری شده بر دست سفرای اربعه، علاوه بر توثیقات ایشان، نشان‌دهنده درستی و جلالت مقام ایشان بوده است.

علاوه بر این موارد، شواهد متعددی نشان می‌دهد که سفیران با آن که از طرف امام مأمور به اخذ و جمع‌آوری وجوهات شرعی شیعیان بودند، حاضر به پذیرش هر مالی و به هر قیمتی (چنان‌که مغرضان می‌گویند) نبوده‌اند؛ بلکه به مناسبت‌های مختلف، برخی از اموال را نمی‌پذیرفتند. به عنوان نمونه، بنا بر نقل مرحوم کلینی، در توقیعی که از سوی امام بر دست محمدبن عثمان صادر گردید، ضمن پاسخ به سؤالات متعدد نویسنده نامه، می‌فرمایند:

«و امّا آنچه را برای ما فرستادی، قبول نمی‌کنیم؛ مگر آن را که پاک و پاکیزه باشد و بهای کنیز خواننده حرام است.»

در بخش دیگری از همین توقیع نوشته شده بود:

«و امّا پشیمانی کسانی که در دین خدا شک کردند و نسبت به آنچه که برای ما فرستادند، تردید نمودند؛ پس یقیناً هر که بخواهد داده خود را از ما پس گیرد، به وی پس می‌دهیم و ما را به صله شکاکان نیازی نیست.»[5]

در مورد دیگری، آورنده اموال، بخشی از آن را در میانه راه گم می‌کند؛ لیکن از باب امانت‌داری از جیب خود معادل اموال گمشده را جایگزین می‌کند و بدون آنکه حرفی بزند، آن‌ها را به وکیل امام تحویل می‌دهد. وکیل، به اشاره امام از این امر مطّلع می‌گردد و بخشی را که او از مال خود جایگزین کرده بود، به او باز می‌گرداند.[6]

کرامات وکلای اربعه

یکی از ویژگی‌های برجسته سفیران اربعه امام عصر (ارواحنافداه)، صدور معجزاتی از سوی آن حضرات می‌باشد. در حقیقت همان‌گونه که ایشان واسطه بین امام و شیعیان در آن دوران بوده‌اند، وجودشان روزنه‌ای بود تا از آن طریق، مردم شاهد وجود مبارک حضرت بقیة الله باشند. یکی از بهترین نشانه‌های ارتباط مستقیم آن بزرگواران با وجود مقدس امام معصوم، همانا بروز جلوه‌هایی از علم و قدرت الهی امام به دست آنان می‌باشد. البته این امر تازگی نداشت و پیش از آن نیز صدور معجزات و امور خارق‌العاده از سوی امامان معصوم، امری رایج بود تا شیعیان از این طریق به امامت ائمه اطمینان یابند.

از سوی دیگر دوره‌ی غیبت صغری دوره‌ای پر تنش و فتنه بوده است و شیعیان برای شناخت امام و سفیران ایشان در حیرت و سرگردانی بوده‌اند. سودجویان نیز از این موقعیت برای اغفال افراد کم‌اطلاع، نهایت سوءاستفاده را به عمل می‌آوردند و ادعای دروغین وکالت امام در این دوره رواج یافته بود. بدین جهت سفیران خاص حضرت مهدی (علیه‌السلام) علاوه بر جلالت شأن و مقام علمی بالا، با بهره‌وری از قدرت الهی امام، معجزات و کراماتی از خود بروز می‌دادند تا وسیله‌ای برای شناخت و امتیاز خودشان نسبت به مدعیان دروغین باشد و شیعیان با اطمینان خاطر سخن آنان را بپذیرند. این امر چنان رایج و عادی بوده است که همه کسانی که می‌خواستند وجوهات و اموالی را به وکیل امام تحویل دهند، ابتدا از وی نشانه و علامتی طلب می‌کردند تا مطمئن شوند او وکیل واقعی است.

تقیه شدید و رازداری وکلای اربعه

از دیگر ویژگی‌های مهم و بارز وکلای اربعه، رازداری شدید و رعایت تقیه در حد اعلای آن است و اگر جز این بود نمی‌توانستند در چنان دوران پر خطر و آشوبی که از شمشیر سلطان خون می‌چکید! وظیفه خطیر وکالت خود را در حالی به انجام رسانند که هیچ گزندی به شخص شخیص امام عصر (ارواحنافداه) و جامعه شیعه از سوی حکومت ظلم و جور نرسد. در حکایت‌هایی که از آن دوران سخت به ما رسیده است، موارد متعددی از این سیره و روش عاقلانه و حکیمانه نواب گزارش شده است. به عنوان نمونه:

گزارش‌های تاریخی در مورد سفیر اول و دوم حاکی از آن است که این دو بزرگوار – برای آن‌که توسط مأموران حکومتی شناخته نشوند و بتوانند وظایف وکالت را انجام دهند- از زمان امام عسکری (علیه‌السلام) در پوشش روغن فروش یا زیتون فروش فعالیت می‌کردند. شیخ طوسی درباره سفیر اول جناب عثمان بن سعید می‌نویسد:

و او را «سمّان» هم می‌گویند؛ زیرا به خاطر پنهان داشتن منصب سفارتی که داشت، روغن فروشی می‌کرد. رسم چنین بود که شیعیان اموالی را که برای امام حسن عسکری (علیه‌السلام) می‌آوردند، به وی می‌دادند و او به جهت ناامنی و تقیه، آن‌ها را میان خیک روغن پنهان نموده و بدین گونه به خانه امام می‌رسانید![7]

هنگامی که از ابوسهل نوبختی – که از بزرگان علمای شیعه در آن دوران بوده است – می‌پرسند: چطور شد که حسین بن روح، وکیل امام زمان شد و تو نشدی؟ در جواب گفت:

ائمه طاهرین (علیهم‌السلام) بهتر می‌دانند چه کسی را به این سمت برگزینند. من مردی هستم که دشمنان شیعه را ملاقات نموده و با آن‌ها در امور اعتقادی مناظره می‌کنم. اگر من مانند ابوالقاسم (حسین بن روح) مکان امام زمان (علیه‌السلام) را می‌شناختم، شاید در موقع مناظره که در آوردن دلیلی معطل می‌شدم، برای اثبات مدعا جای او را به دیگران نشان می‌دادم! ولی ابوالقاسم اگر فی‌المثل امام در زیر عبایش باشد و او را با قیچی پاره پاره کنند، آن را نمی‌گشاید که دشمنان او را ببینند![8]

پس از شهادت امام عسکری (علیه‌السلام)، گروهی از اصحاب خاص ایشان نزد جناب عثمان بن سعید، جمع آمده بودند. پس از صحبت درباره جانشین امام عسکری، حاضران از او می‌پرسند: آیا او را دیده‌ای؟ عثمان بن سعید پاسخ مثبت می‌دهد. حاضران از نام و نشان وی جویا می‌شوند. در اینجا جناب عثمان بن سعید می‌گوید:

برای شما حرام است که نام او را سؤال کنید. من این را از پیش خود نمی‌گویم و مرا نشاید که چیزی را حرام یا حلال کنم و این گفته خود آن حضرت است. علت آن این است که … اگر نام حضرت افشا شود به تعقیب وی خواهند پرداخت. پس از خدا بترسید و از پرسیدن نام وی خودداری کنید.[9]

جایگاه علمی و هدایتی وکلای اربعه

وکلای اربعه در دوران خود در بین شیعیان، نقش علمی و هدایتی ویژه‌ای داشته‌اند. با این حال برخی گمان کرده‌اند که وظیفه سفرای اربعه، صرفاً رسیدگی به امور مالی و جمع‌آوری وجوهات شرعی بوده است. اما در موارد ذیل نیز وکلای اربعه نقش پررنگی داشتند:

۱. ارائه توقیعات با محتوای علمی و هدایتی

۲. تألیف نوشته‌های علمی

۳. نظارت بر تدوین کتب فقهی

۴. پاسخگویی به سؤالات و شبهات اعتقادی

در ادامه به شرح مختصری از این موارد می‌پردازیم.

ارائه توقیعات با محتوای علمی و هدایتی

وکلای اربعه علاوه بر سایر وظایف خود، رابط و رساننده توقیعات حضرت ولی‌عصر (ارواحنافداه) نیز بوده‌اند.

به عنوان مثال می‌توان به گفتار ابونصر هبة الله بن محمد کاتب درباره وکیل دوم اشاره کرد که گفته است: ایشان عهده‌دار این منصب برای مدتی نزدیک به پنجاه سال بود. مردم اموالشان را به او می‌رساندند و وی توقیعاتی را با همان خطی که در زمان امام حسن عسکری (علیه‌السلام) نوشته می‌شد، به مردم می‌رسانید. محتوای این توقیعات امور مهم دینی و دنیایی مردم بود. و نیز پاسخ‌های اعجاب‌انگیز به پرسش‌هایی که مردم (از امام خود) می‌پرسیده‌اند.[10]

با مراجعه به مجموعه توقیعاتی که به دست ما رسیده است، موارد متعددی از مسائل فقهی و اعتقادی را می‌توان مشاهده کرد که درستی این مدعا را نمایان می‌سازد. از جمله آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. پاسخ به سؤالات اعتقادی، فقهی و رجالی اسحاق بن یعقوب

۲. رفع اختلاف شیعه در موضوع تفویض خلق و رزق به ائمه

۳. رد غلات

۴. دو مورد روشنگری و رفع شک برخی شیعیان درباره تداوم امامت پس از امام عسکری (علیه‌السلام)

۵. روشنگری درباره جعفر کذاب و فتنه او

۶. پاسخ به پرسش‌های فقهی محمدبن جعفر اسدی

و مواردی دیگر.

تألیف نوشته‌های علمی

از برخی اخبار بر می‌آید که وکلای اربعه برخی نوشته‌های علمی نیز داشته‌اند. شیخ طوسی به نقل از ابو نصر کاتب می‌نویسد: ابو جعفر محمد بن عثمان کتاب‌هایی داشت که در فقه تصنیف کرده بود. وی روایات این کتاب‌ها را از امام حسن عسکری و امام زمان (علیهماالسلام) و پدرش عثمان بن سعید شنیده بود که او نیز از امام علی‌النقی و امام حسن عسکری (علیهماالسلام) روایت کرده بود. از جمله آن کتاب‌ها، کتاب «الأشربة» بود. ام کلثوم، دختر وی می‌گفت: این کتاب موقع وصیت محمد بن عثمان، به حسین بن روح رسید و در دست او بود. ابو نصر می‌گوید: گمان می‌کنم بعد از آن به شیخ ابوالحسن سمری (رضی الله عنه) رسید.[11]

نظارت بر تدوین کتب فقهی

سرپرستی در تدوین کتب فقهی و رساله عملیه از دیگر شؤونی بوده که وکیل سوم، خود عهده‌دار آن بوده است. کتاب التکلیف -که به قلم شلمغانی از فقهای آن روزگار نوشته شده- به عنوان یک رساله عملی در میان شیعیان رواج داشت. این رساله زیر نظر وکیل سوم تدوین شده بود. بعدها که شلمغانی منحرف شد و عقاید غلوآمیز را منتشر کرد و گرد او را غلات گرفتند، برای شیعیان نسبت به عمل به آثار او تردید ایجاد شد؛ لیکن از آنجا که سطر به سطر کتاب التکلیف با نظر حسین بن روح حل و اصلاح شده بود، این نگرانی از بین رفت. جایگاه حسین بن روح به عنوان راهنما و ناظر علمی یک اثر فقهی، نشانگر موقعیت علمی و ارشادی اوست.

پاسخگویی به سؤالات و شبهات اعتقادی

یکی دیگر از شؤون مهم وکلای اربعه در دوران وکالت‌شان، پاسخگویی به سؤالات و اشکالات اعتقادی شیعیان بوده است، که نمونه‌های آن را می‌توان در توقیعات مشاهده کرد. برای کسب اطلاعات بیش‌تر در این زمینه می‌توانید مطالعاتی در مورد توقیعات امام زمان (عجل‌الله فرجه) داشته باشید. (بعنوان نمونه توقیع حضرت به جناب احمد ابن اسحاق قمی)

اعتماد مالی مردم به وکلای اربعه

گزارش‌های عصر غیبت صغری به خوبی نشان می‌دهد که شیعیان در این دوره وجوه شرعی و عایدی موقوفات خود را با طیب خاطر به وکلای اربعه تحویل می‌دادند.

مخالفان وجود امام زمان (عجل‌الله فرجه)، نقش پررنگ سفرای اربعه را در اخذ اموال بهانه‌ای ساختند تا عقیده به امام غایب را دستاویزی برای سرکیسه کردن شیعیان نشان دهند. قبل‌تر ذیل عنوان زهد و ساده‌زیستی وکلای اربعه، شواهدی بر نادرستی این پندار اقامه کردیم.

در این قسمت از منظری دیگر به این موضوع می‌پردازیم و خواهیم یافت که تعاملات مالی مزبور، نه تنها نشان‌گر ساختگی بودن عقیده به امام غایب نیست؛ بلکه شاهدی راستین و دلیلی محکم بر وجود امام گرامی تلقی می‌گردد.

با آغاز دوره غیبت، حیرتی عقیده‌سوز در میان شیعیان نسبت به وجود فرزندی برای امام عسکری (علیه‌السلام) پدید آمد. طبیعی است که شیعیان در معرض آزمونی سخت قرار گیرند و هر گونه شائبه تردید در وجود امام را بهانه کنند تا از پرداخت وجوهات شرعی و دل کندن از مال دنیا طفره روند.

اینکه آیا مدعیان نیابت، راستگو یا دروغگویند و اینکه در پس پرده امامی هست یا نیست، پرسش گزنده‌ای بود که عاقل را مجبور می‌کرد تا در پرداخت وجوهات احتیاط کند. طبیعی است که هر کس با خود چنین فکر کند که اگر اینان وکلای امام معصوم نباشند، با پرداخت وجوهات به آنان هم دنیا را باخته‌ایم و هم سودی اخروی نبرده‌ایم.

به همین دلیل شیعیان در تحویل دادن اموال به کسانی که ادعای وکالت داشتند، بسیار سخت‌گیر بودند و در عموم موارد از ایشان توقع ارائه معجزه داشته‌اند.

جالب آن‌که به نظر می‌رسد سنّت علامت‌خواهی قبل از اعطای وجوهات، در دوره امامان قبل و به ویژه از دوره امام عسکری (علیه‌السلام) و قبل از آغاز غیبت تثبیت شده بود و امام پیش از آن که از شیعیان اموالی را که به نزد ایشان آورده بودند، تحویل بگیرند، به آن‌ها درباره فرستنده اصلی اموال و مبالغ دقیق آن‌ها خبر می‌دادند. شاید تثبیت این رسم از زمان امام عسکری (علیه‌السلام)، خود نوعی بسترسازی برای شیعه بود تا از امام بعدی (و سفیر او) نیز چنین توقعی داشته باشند و از این طریق از افتادن به دام مدعیان دروغین حفظ شوند.

[1] کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص ۱۵۸ و ۱۵۱

[2] الطرائف فی معرفة مذهب الطوائف، ج ۱، ص ۱۸۰ و ۱۸۷

[3] کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص ۳۵۴

[4] کتاب الغیبت شیخ طوسی، صفحه315

[5] کتاب الغیبت شیخ طوسی، صفحه290

[6] کتاب کمال‌الدین، جلد2 ، صفحه516

[7] کتاب الغیبة، شیخ طوسی ص ۳۵۴

[8] کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص ۳۹۱

[9] الکافی ج ۱ ص ۳۳۳ باب فی تسمیة من رآه علیه‌السلام

[10] کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص ۳۶۲

[11] کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص ۳۶۳