تعریف وظیفه تکذیب مدعیان نیابت خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در غیبت کبری
هدف از وظیفهی تکذیب مدعیان نیابت خاصه آن است که مؤمن در دوران غیبت کبری، نسبت به اصالت مرجعیت دینی هوشیار باشد و بداند که بر اساس اجماع قطعی شیعه امامیه، سلسلهی نواب چهارگانه با وفات شیخ جلیل علی بن محمد سمری خاتمه یافته است. این وظیفه سبب میشود که جامعهی با ایمان، از نفوذ مدعیان دروغین و سودجویانی که به دنبال انحراف در عقاید مهدوی هستند، مصون بماند و بداند که هرگونه ادعای وکالت یا سفارت مستقیم در این دوران، مردود و باطل است.
این وظیفه، شامل برخورد فعال و تکذیب صریح هر فردی است که ادعای نیابت خاص از جانب حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه را داشته باشد؛ چرا که این موضوع از ضروریات مذهب امامیه است و مخالفت با آن، خدشه به بنیانهای اعتقادی تشیع محسوب میشود. حکمت این مرزبندی قاطع، حفظ انسجام امت حول محور علمای عامل و حافظان احکام الهی است تا در طول غیبت کبری، راهبری شیعیان دچار تشتت و فریب مدعیان پیوند با عالم غیب نگردد.
از این رو، مقصود از این وظیفه صرفاً رد کردن یک ادعای واهی نیست، بلکه گردن نهادن به فرمان صریح امام عصر عجل الله تعالی فرجه در توقیع شریف است؛ تا مؤمنان حقیقی با تمیز دادن میان نیابت عامه (فقها) و نیابت خاصه، از کیان ولایت پاسداری کنند و در دام فتنههایی که با نام ارتباط مستقیم یا سفارت حضرت شکل میگیرد، گرفتار نشوند.
مبانی و مستندات عقلی و دینی تکذیب مدعیان نیابت خاص امام زمان عجل الله فرجه درغیبت کبری
برای فهم عمیق لزوم تکذیب مدعیان نیابت خاصه و مصون ماندن از انحرافات ناشی از این ادعاها، نیازمند چارچوبی مستحکم فراتر از صرف شنیدن ادعاها هستیم. واکاوی مبانی عقلی در کنار مستندات معتبر دینی، پایههای اعتقادی ما را در این زمینه استوار میسازد. آگاهی از این پشتوانه عقلی به ذهن منتظران کمک میکند تا در برابر هرگونه شبهه و انحراف در باب مرجعیت دینی در عصر غیبت، نفوذناپذیر شوند.
دلیل عقلی
برای اینکه در دوران غیبت کبری دچار اشتباه نشویم و بتوانیم راهنمایان واقعی دین را بشناسیم، دلایل عقلی و محکم زیادی وجود دارد که نشان میدهد هرکسی ادعا کند نائب خاص و مستقیم امام زمان عجل الله تعالی فرجه است، دروغ میگوید. این دلایل بسیار روشن و منطقی هستند که در ادامه بررسی میشوند:
۱. فقدان مطلق روایات و اسناد تاریخی با وجود اهتمام گسترده علما
نخستین دلیل عقلی بر بطلان ادعای های نیابت خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه در غیبت کبری، مبتنی بر دقت و سیره علمی حافظان میراث روایی شیعه در طول قرون متمادی است. از دوران حیات ائمه معصومین علیهم السلام تا به امروز، عالمان و محدثان بزرگ که رسالت خطیر حفظ و انتقال آموزههای دینی را بر دوش داشتهاند، حتی یک خبر یا روایت معتبر یا ضعیف، چه به صورت تصریح و چه به صورت اشاره و کنایه، نقل نکردهاند که بر وجود و استمرار نظام نیابت خاص در دوران غیبت کبری دلالت داشته باشد.
هنگامی که مشاهده میکنیم این پاسداران حریم دین، حتی مستحبات بسیار جزئی، آداب روزمره و حکایات تاریخی که ممکن است در طول حیات یک مسلمان به ندرت مورد نیاز واقع شود را با وسواس و دقتی شگرف ثبت و ضبط نمودهاند، عقل سلیم به روشنی قضاوت میکند که اگر مقام شامخ و حیاتی نیابت خاص برای دوران غیبت پیشبینی شده بود، محال بود که در گنجینه عظیم روایات شیعه هیچ اثری از آن به چشم نخورد. بنابراین، این سکوت مطلق تاریخی و روایی با وجود تتبعات گسترده، خود گواهی محکم بر عدم تشریع چنین جایگاهی در این مقطع از زمان است.
۲. حاکمیت قاعده عقلی «نیافتن دلیل در امور عمومی، گواه بر نبودن آن است»
در استمرار منطق پیشین، اندیشمندان و فحول علمای اصول به یک قاعده متقن عقلی استناد میجویند که مقرر میدارد: «نیافتن دلیل در موضوعی که محل ابتلای همهجانبه عموم مردم است، خود محکمترین دلیل بر نبودن آن حقیقت است». مسئله ارتباط با حجت خدا و شناخت راهبر دینی، از اساسیترین نیازهای هدایتی آحاد جامعه اسلامی به شمار میرود. اگر قرار بر وجود نایب خاص در این دوران بود، حکمت الهی اقتضا میکرد که خداوند و پیشوایان معصوم، ادله و نشانههای روشنی برای آن مقرر سازند تا امت در تاریکی و سرگردانی رها نشوند.
عقلای عالم در تمامی شئون حیات خویش بر این مبنا استوارند که هرگاه خردمندی پس از جستوجوی کامل، همهجانبه و دقیق در یک مسئله حیاتی، به هیچ سند و نشانهای که بر مقصود دلالت کند دست نیابد، بدون کمترین تردیدی به عدم وجود آن حکم خواهد کرد. بر همین اساس، از آنجا که جستوجوهای عمیق در منابع دینی پیرامون استمرار نیابت خاصه به هیچ نتیجهای نرسیده است، خرد آدمی با قاطعیت حکم میکند که اساساً چنین مقامی در دوران غیبت کبری وجود خارجی ندارد.
- 3. انحصار راههای اثبات نیابت خاصه و بسته بودن باب آن در غیبت کبری
سومین استدلال، به معیارهای سختگیرانه عقل و شرع برای پذیرش ادعای مقامات معنوی بازمیگردد. اثبات جایگاه رفیعی همچون نیابت خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه، منحصراً از سه طریق امکانپذیر است: نخست آنکه نص و فرمان صریحی از جانب خود امام معصوم علیه السلام صادر شده باشد؛ دوم آنکه نایب خاص پیشین، جانشین پس از خود را به روشنی معرفی نماید؛ و سوم آنکه فرد مدعی بتواند با ارائه معجزه و کرامتی غیرقابل انکار، پیوند مستقیم خود را با منبع غیبی به اثبات رساند. عقل حکم میکند که اگر این معیارهای دقیق وجود نداشت، مسیر برای سوءاستفاده دنیاپرستان و شیادان هموار میگشت.
نگاهی گذرا به تاریخ نشان میدهد که افرادی همچون «محمد بن نصیر نمیری»، «محمد بن هلال بن بلال» و «سید علیمحمد شیرازی (باب)» با سوءاستفاده از احساسات پاک مردم، دست به چنین ادعاهایی زدند؛ اما از آنجا که فاقد هر سه معیار یادشده بودند، بطلان ادعایشان به سرعت آشکار گشت و حتی توقیع لعن و بیزاری از جانب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در حق آنان صادر شد. با توجه به اینکه در غیبت کبری در نیابت خاص به طور کامل بسته شده است و هیچیک از این نشانهها برای کسی محقق نمیگردد، مرجعیت دینی به حکم متون روایی و اجماع قطعی علما، در قالب نیابت عامه به فقهای پارسا و دینشناس منتقل شده است و طرح هرگونه ادعایی فراتر از این، تکذیب آشکار مبانی دین به شمار میآید.
دلیل نقلی (روایات)
- حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ اَلْحَسَنُ بْنُ أَحْمَدَ اَلْمُكَتِّبُ قَالَ: كُنْتُ بِمَدِينَةِ اَلسَّلاَمِ فِي اَلسَّنَةِ اَلَّتِي تُوُفِّيَ فِيهَا اَلشَّيْخُ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلسَّمُرِيُّ قَدَّسَ اَللَّهُ رُوحَهُ فَحَضَرْتُهُ قَبْلَ وَفَاتِهِ بِأَيَّامٍ فَأَخْرَجَ إِلَى اَلنَّاسِ تَوْقِيعاً نُسْخَتُهُ – بسم الله الرحمن الرحيم يَا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ اَلسَّمُرِيَّ أَعْظَمَ اَللَّهُ أَجْرَ إِخْوَانِكَ فِيكَ فَإِنَّكَ مَيِّتٌ مَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ سِتَّةِ أَيَّامٍ فَاجْمَعْ أَمْرَكَ وَ لاَ تُوصِ إِلَى أَحَدٍ يَقُومُ مَقَامَكَ بَعْدَ وَفَاتِكَ فَقَدْ وَقَعَتِ اَلْغَيْبَةُ اَلثَّانِيَةُ فَلاَ ظُهُورَ إِلاَّ بَعْدَ إِذْنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذَلِكَ بَعْدَ طُولِ اَلْأَمَدِ وَ قَسْوَةِ اَلْقُلُوبِ وَ اِمْتِلاَءِ اَلْأَرْضِ جَوْراً وَ سَيَأْتِي شِيعَتِي مَنْ يَدَّعِي اَلْمُشَاهَدَةَ أَلاَ فَمَنِ اِدَّعَى اَلْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ اَلسُّفْيَانِيِّ وَ اَلصَّيْحَةِ فَهُوَ كَاذِبٌ مُفْتَرٍ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ اَلْعَلِيِّ اَلْعَظِيمِ – قَالَ فَنَسَخْنَا هَذَا اَلتَّوْقِيعَ وَ خَرَجْنَا مِنْ عِنْدِهِ فَلَمَّا كَانَ اَلْيَوْمُ اَلسَّادِسُ عُدْنَا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُودُ بِنَفْسِهِ فَقِيلَ لَهُ مَنْ وَصِيُّكَ مِنْ بَعْدِكَ فَقَالَ لِلَّهِ أَمْرٌ هُوَ بَالِغُهُ وَ مَضَى رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ فَهَذَا آخِرُ كَلاَمٍ سُمِعَ مِنْهُ . [1]
ابو محمّد حسن بن احمد مكتّب گويد: در سالى كه شيخ علىّ بن محمّد سمرى – قدّس اللّه روحه – در بغداد درگذشت، چند روز قبل از وفاتش در محضرش بودم و توقيعى را براى مردم خارج ساخت كه نسخۀ آن چنين است:بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ اى علىّ بن محمّد سمرىّ! خداوند اجر برادرانت را در عزاى تو عظيم گرداند كه تو ظرف شش روز آينده خواهى مرد، پس خود را براى مرگ مهيّا كن و به احدى وصيّت مكن كه پس از وفات تو قائم مقام تو شود كه دومين غيبت واقع گرديده است و ظهورى نيست مگر پس از اذن خداى عزّ و جلّ و آن بعد از مدّتى طولانى و قساوت دلها و پر شدن زمين از ستم واقع خواهد شدو به زودى كسانى نزد شيعيان من آيند و ادّعاى مشاهده كنند بدانيد هر كه پيش از خروج سفيانى و صيحۀ آسمانى ادعاى مشاهده كند دروغگوى مفترى است و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه العليّ العظيم. گويد: از اين توقيع استنساخ كرديم و از نزد او بيرون آمديم و چون روز ششم فرا رسيد بازگشتيم و او در حال احتضار بود به او گفتند: وصى شما از پس شما كيست؟ گفت: براى خدا امرى است كه خود او رسانندۀ آن است و درگذشت و اين آخرين كلامى بود كه از او شنيده شد. - عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبِي عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا صِرْتُمْ فِي حَالٍ لاَ تَرَوْنَ فِيهَا إِمَامَ
هُدًى وَ لاَ عَلَماً يُرَى وَ لاَ يَنْجُو مِنْهَا إِلاَّ مَنْ دَعَا دُعَاءَ اَلْغَرِيقِ فَقَالَ لَهُ أَبِي إِذَا وَقَعَ هَذَا لَيْلاً فَكَيْفَ نَصْنَعُ فَقَالَ أَمَّا أَنْتَ فَلاَ تُدْرِكُهُ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَتَمَسَّكُوا بِمَا فِي أَيْدِيكُمْ حَتَّى يَتَّضِحَ لَكُمُ اَلْأَمْرُ .[2]
عبد اللّه بن سنان گويد: من و پدرم بر امام صادق عليه السّلام وارد شديم، فرمود: حال شما چون باشد آنگاه كه به حالى درآئيد كه امام هدايت را نبينيد و نشانۀ هدايت رؤيت نشود و هيچ كس نجات نيابد مگر آنكه دعاى غريق را بخواند، پدرم گفت: در آن شب ظلمانى كه چنين امرى واقع شود ما چه كنيم؟ فرمود: امّا تو آن را ادراك نمىكنى و چون آن واقع گردد به آنچه كه داريد متمسّك شويد تا امر برايتان روشن گردد.
- فقیه احمدآبادی، مؤلف کتاب مکیال المکارم، ارتباط حدیث یادشده را با وظیفهی تکذیب مدعیان نیابت خاص امام زمان عجلالله فرجه در غیبت کبری توضیح داده است که خلاصهای از بیان ایشان ارائه خواهد شد:
در این حدیث شریف تأمل میشود که امام صادق علیهالسلام از وقوع غیبت امام و قطع شدن ارتباط و سفیر میان او و مردم در غیبت کبری خبر داده و دستور میدهند مؤمنان تا هنگام ظهور امام عجلالله تعالی فرجه به آنچه در دست دارند تمسک کنند؛ مقصود از آنچه در دست دارند همان اصول و فروع دین، سنتها و پیروی از علمای عامل و حافظان اخبار ائمه طاهرین علیهمالسلام است. شیخ نعمانی نیز به این معنا توجه داده و با استناد به حدیث عبدالله بن سنان توضیح میدهد که زمانی فرا میرسد که مردم امام هدایتگر و نشانه آشکاری را نمیبینند، زیرا سفیران و واسطههای میان امام و شیعیان از دنیا رفته و ارتباط آنان قطع شده است؛ چراکه در دوران غیبت، سفیر همان نشانه میان امام و شیعیان بود و هنگامی که گرفتاری مردم به نهایت رسید این نشانهها برداشته شد و دیگر دیده نمیشود تا زمانی که صاحب حق علیهالسلام ظهور کند. بدین ترتیب حیرتی که از سوی معصومان علیهمالسلام خبر داده شده بود تحقق یافت و امر غیبت دوم (غیبت کبری) استوار شد. - عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ :يَأْتِي عَلَى اَلنَّاسِ زَمَانٌ يَغِيبُ عَنْهُمْ إِمَامُهُمْ فَقُلْتُ لَهُ مَا يَصْنَعُ اَلنَّاسُ فِي ذَلِكَ اَلزَّمَانِ قَالَ يَتَمَسَّكُونَ بِالْأَمْرِ اَلَّذِي هُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ .[3]
زرارة از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود: بر مردم روزگارى درآيد كه امامشان از آنها غايب شود، گفتم: مردم در آن زمان چه مىكنند؟ فرمود: به همان امرى كه بر آن بودهاند متمسّك مىشوند تا آنكه بر ايشان روشن شود. - فقیه احمدآبادی، مؤلف کتاب مکیال المکارم، وجه ارتباط حدیث یادشده را با وظیفهی ردّ و تکذیب مدعیان نیابت خاص امام زمان عجلالله فرجه در غیبت کبری، به شرح زیر بیان کرده است:
ضمیری که در فرموده امام علیه السلام: «حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ» مستتر است به امام علیه السلام برمیگردد، یعنی اینکه تکلیف خلق در زمان غیبت آن است که بر اعتقادی که داشتهاند باقی بمانند، و کسی که مدّعی نیابت خاصّه و وکالت از امام علیه السلام شود را تصدیق ننمایند، تا اینکه امامشان ظاهر گردد، و از اینجا معلوم میشود که منظور امام علیه السلام در حدیث سابق که فرمود: «تا اینکه أمر برایتان صحیح آید» همان أمر ظهور امام علیه السلام است، پس بر مردم واجب است از کسی که مدّعی امامت یا نیابت خاصّه از آن حضرت در زمان غیبت دوم شود پیروی نکنند تا هنگامی که با دلایل و نشانههایی که از پدرانش علیهم السلام روایت گردیده و آثار و معجزاتی که از حضرتش صادر میشود – همچنان که از پدران گرامیش صادر میشد – امر ظهورش درست و معلوم آید.
أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: يَأْتِي عَلَى اَلنَّاسِ زَمَانٌ يُصِيبُهُمْ فِيهَا سَبْطَةٌ يَأْرِزُ اَلْعِلْمُ فِيهَا كَمَا تَأْرِزُ اَلْحَيَّةُ فِي جُحْرِهَا فَبَيْنَمَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ طَلَعَ عَلَيْهِمْ نَجْمٌ قُلْتُ فَمَا اَلسَّبْطَةُ قَالَ اَلْفَتْرَةُ قُلْتُ فَكَيْفَ نَصْنَعُ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ فَقَالَ كُونُوا عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يُطْلِعَ اَللَّهُ لَكُمْ نَجْمَكُمْ .[4]
آبان بن تغلب از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه آن حضرت فرمود: «زمانى بر مردم بيايد كه در آن دچار (سبطه) شوند و علم جمع گردد همچنان كه مار در سوراخ خويش خود را گرد مىكند و به هم مىآورد (چنبر مىزند)، و در اين حال كه آنان چنين به سر مىبرند ناگاه ستارهاى بر آنان مىدمد، عرض كردم: سبطه چيست؟ فرمود: فَترَت است (فاصلهاى زمانى است كه امام حاضر نباشد)، عرض كردم، پس در آن ميان ما چه كنيم؟ فرمود: بر همان چيزى كه بوديد باقى باشيد، تا خداوند ستارۀ شما را برايتان برآورد».
- عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: يَا أَبَانُ يُصِيبُ اَلْعَالَمَ سَبْطَةٌ يَأْرِزُ اَلْعِلْمُ بَيْنَ اَلْمَسْجِدَيْنِ كَمَا تَأْرِزُ اَلْحَيَّةُ فِي جُحْرِهَا قُلْتُ فَمَا اَلسَّبْطَةُ قَالَ دُونَ اَلْفَتْرَةِ فَبَيْنَمَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ طَلَعَ لَهُمْ نَجْمُهُمْ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَكَيْفَ نَصْنَعُ وَ كَيْفَ يَكُونُ مَا بَيْنَ ذَلِكَ فَقَالَ لِي مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَأْتِيَكُمُ اَللَّهُ بِصَاحِبِهَا .[5]
ابان بن تغلب از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: اى ابان جهان دچار سبطه خواهد شد. علم بين مسجدين منزوى مىشود، همچنان كه مار در سوراخ خويش (چنبر) مىشود، عرض كردم: سبطه چيست؟ فرمود چيزى كمتر از فترت، و در چنين وضعى كه مردم قرار گرفتهاند ناگاه ستارۀ ايشان بردمد، عرض كردم: فدايت شوم پس ما چه كنيم و در آن فاصله چه مىشود؟ و آن حضرت به من فرمود: بر همان چيزى كه هستيد باقى باشيد تا خداوند صاحب آن را برساند. - فقیه احمدآبادی، مؤلف کتاب مکیال المکارم، وجه ارتباط دو حدیث فوق را با وظیفهی ردّ و تکذیب مدعیان نیابت خاص امام زمان عجلالله فرجه در غیبت کبری، به شرح زیر بیان کرده است:
مقصود از «طلوع ستاره» در روایات، «ظهور امام علیهالسلام» است. - عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : لِلْقَائِمِ غَيْبَتَانِ إِحْدَاهُمَا قَصِيرَةٌ وَ اَلْأُخْرَى طَوِيلَةٌ اَلْغَيْبَةُ اَلْأُولَى لاَ يَعْلَمُ بِمَكَانِهِ فِيهَا إِلاَّ خَاصَّةُ شِيعَتِهِ وَ اَلْأُخْرَى لاَ يَعْلَمُ بِمَكَانِهِ فِيهَا إِلاَّ خَاصَّةُ مَوَالِيهِ .[6]
امام صادق علیه السلام فرمودند: قائم عليه السّلام دو غيبت دارد يكى كوتاه و ديگرى طولانی، در اولى جز شيعيان خاص كسى جاى او را نداند و در ديگرى تنها خادمين محرم او جاى او را بدانند. - عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ : إِذَا أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَيْتَ لاَ تَرَى إِمَاماً تَأْتَمُّ بِهِ فَأَحْبِبْ مَنْ كُنْتَ تُحِبُّ وَ أَبْغِضْ مَنْ كُنْتَ تُبْغِضُ حَتَّى يُظْهِرَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.[7]
امام صادق عليه السّلام فرمودند: آنگاه كهصبح و شام مىكنى در حالى كه امامى را نمىبينى كه از وى پيروى كنى، آن را كه دوست مىداشتى دوست بدار و آن را كه دشمن مىداشتى دشمن بدار تا خداى تعالى او را آشكار كند. - عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورٍ اَلصَّيْقَلِ عَنْ أَبِيهِ مَنْصُورٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : إِذَا أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَيْتَ يَوْماً لاَ تَرَى فِيهِ إِمَاماً مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ فَأَحْبِبْ مَنْ كُنْتَ تُحِبُّ وَ أَبْغِضْ مَنْ كُنْتَ تُبْغِضُ وَ وَالِ مَنْ كُنْتَ تُوَالِي وَ اِنْتَظِرِ اَلْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً.[8]
محمّد بن منصور صيقل از پدرش منصور روايت كرده كه او گفت: امام صادق عليه السّلام فرمود: بنگر هر گاه روز و شب را گذرانيدى كه امامى در آن از آل محمّد (بر خود) نديدى، پس هر كه را دوست مىدارى همچنان دوست بدار و هر كه را دشمن مىدارى همچنان دشمن بدار، و ولايت هر كه را دارى ولايت همو را داشته باش و شبانه روز منتظر فرج و گشايش باش. - فقیه احمدآبادی، مؤلف کتاب مکیال المکارم، وجه ارتباط دو حدیث فوق را با وظیفهی ردّ و تکذیب مدعیان نیابت خاص امام زمان عجلالله فرجه در غیبت کبری، به شرح زیر بیان کرده است:
این روایات به ما امر میکنند که در زمان غیبت از کسی که ادعای امامت یا بابیّت و نیابت خاصّه را داشته باشد پیروی نکنیم، تا اینکه خدای تعالی ولیّ مُنتَظَرش عجل الله فرجه را ظاهر گرداند، زیرا که فرمایش امام علیه السلام: «پس هر که را پیشتر دوست میداشتی دوست بدار…» کنایه است از وجوب ترک محبّت و پیروی کسی که برای خود مرتبه خاصّی از امامت یا نیابت خاصّه را در زمان غیبت تامّه إدّعا کند، یعنی اگر کسی برای خودش مقام خاصّی إدّعا کند از او پیروی مکن و دعوتش را برای هیچ کاری مپذیر، و این است معنی تکذیب ادعای او، چنانکه بر اهل فهم که با شیوههای سخن آشنا هستند پوشیده نیست. - عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ اَلْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ غَيْبَتَيْنِ إِحْدَاهُمَا تَطُولُ حَتَّى يَقُولَ بَعْضُهُمْ مَاتَ وَ بَعْضُهُمْ يَقُولُ قُتِلَ وَ بَعْضُهُمْ يَقُولُ ذَهَبَ فَلاَ يَبْقَى عَلَى أَمْرِهِ مِنْ أَصْحَابِهِ إِلاَّ نَفَرٌ يَسِيرٌ لاَ يَطَّلِعُ عَلَى مَوْضِعِهِ أَحَدٌ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاَ غَيْرِهِ إِلاَّ اَلْمَوْلَى اَلَّذِي يَلِي أَمْرَهُ.[9]
مفضّل بن عمر جعفىّ از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: «همانا صاحب اين امر داراى دو غيبت است يكى از آن دو چندان به درازا مىكشد كه پارهاى از مردم بگويند: مرده است، و بعضى گويند: كشته شده، و عدّهاى از ايشان مىگويند: او رفته است، و از اصحابش جز افراد اندكى كسى بر امر او باقى نمىماند و از جايگاهش هيچ كس از دوست و بيگانه آگاهى نمىيابد مگر همان خدمتگزارى كه به كارهاى او مىرسد».
شیوههای عملی تکذیب مدعیان نیابت خاص امام زمان عجل الله فرجه در غیبت کبری (راهنمای اقدام)
همانطور که در بخشهای قبل بررسی کردیم و با دلایل عقلی و نقلی ختم نیابت خاصه آشنا شدیم، حالا باید ببینیم این موضوع در عمل و زندگی روزمره ما چه جایگاهی دارد. تکذیب مدعیان نیابت خاص، فقط یک باور قلبی یا بحث تاریخی درباره پایان مأموریت نواب اربعه (و آخرین آنها، جناب علی بن محمد سمری) نیست؛ بلکه باید خودش را در رفتار اجتماعی، واکنش ما به ادعاهای جدید و نحوه انتخاب مسیر هدایت نشان دهد.
برای اینکه بدانیم در مواجهه با اشخاص مدعی ارتباط ویژه و حرفهای بیاساس دقیقاً چه واکنشی داشته باشیم و چگونه این باور را در عمل پیاده کنیم، شیوههای عملی تکذیب مدعیان نیابت خاص امام زمان عجلالله فرجه در غیبت کبری را در قالب یک راهنمای اقدام کاربردی و در چهار محور اصلی مرور میکنیم:
- پذیرش قلبی ختم نیابت خاص و توقف جستوجو برای یافتن رابط ویژه
اولین قدم عملی این است که بپذیریم در دوران غیبت کبری، هیچ مسیر مستقیمی تحت عنوان سفارت یا نیابت خاص برای دریافت پیام از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وجود ندارد. در زندگی روزمره، این یعنی نباید به دنبال پیدا کردن شخص یا مرشدی باشیم که ادعای وساطت مستقیم و اختصاصی با حضرت را دارد. وظیفه عملی ما این است که به جای تمرکز روی یافتن یک شخص خاص و پنهان، مسیر صحیح دینداری را از مجاری معتبر آن پیگیری کنیم و با آرامش بپذیریم که خداوند در این دوران، باب نیابت خاص را به مصلحت بسته است.
- تکذیب قاطعانه مدعیان و مقابله با جریانهای انحرافی در فضای مجازی
وظیفه ما فقط این نیست که در دل خودمان ادعای دروغگویان را باور نکنیم؛ بلکه باید در جامعه و فضای مجازی هم واکنش درستی نشان دهیم. امروزه در شبکههای اجتماعی پر است از صفحات، کلیپها و پیامهایی که با استفاده از کرامتتراشی، نقل خواب و رؤیا، شخصی را به عنوان نماینده خاص، یمانی یا رابط ویژه معرفی میکنند. اقدام عملی ما در اینجا، پاره کردن زنجیره فریب است. یعنی نه تنها نباید محتوای این مدعیان را برای دیگران بفرستیم، بلکه باید با صراحت و استدلال به فرستنده یادآوری کنیم که طبق ضروریات مذهب، هرکس پیش از ظهور ادعای نیابت خاص کند، دروغگوست. با این کار ساده، جلوی فریب خوردن دیگران و بازی با احساسات مذهبی جامعه را میگیریم.
- پرهیز از احساساتگرایی صرف و ارجاع به نیابت عامه (فقهای جامعالشرایط)
یکی از بزرگترین آسیبهایی که منتظران را تهدید میکند، احساساتی شدن بیش از حد و تبعیت کورکورانه از افراد جذاب و کاریزماتیک است. وقتی کسی برای رفع نیازهای معنوی خود منحصراً به دنبال کراماتی عجیب میگردد، به راحتی طعمه مدعیان دروغین میشود. راهکار عملی این است که ظرفیت معرفتی خود را بالا ببریم و عقلانیت را بر احساسات غلبه دهیم. ما باید نیاز به راهنمایی و هدایت دینی را از طریق نیابت عامه یعنی رجوع به فقها و علمای دینشناس و پرهیزکار برطرف کنیم. این نگاه باعث میشود مسیر انتظار، به جای افتادن در دام شیادان، به یک حرکت قاعدهمند و سازنده بر مدار تقلید شرعی و عقلانی تبدیل شود.
- جدا کردن ارتباط معنوی با امام از ادعای نیابت و مأموریت خاص
تلاش برای تزکیه نفس، خواندن ادعیه، توسل به امام عصر و داشتن ارتباط دلی و معنوی با ایشان کار بسیار خوبی است، اما یک مرز باریک و مهم دارد: ما هرگز نباید این ارتباطات معنوی، مکاشفات شخصی یا خوابها را به عنوان دلیلی بر نیابت، مأموریت خاص یا صدور دستور جدید برای جامعه تلقی کنیم. ممکن است شخصی انسان بسیار خوب و باتقوایی باشد، اما این به معنای نماینده ویژه بودن نیست. پس یک منتظر آگاه، ضمن حفظ ارتباط دلی و توسل به امام خود، تفاوت میان تقوای فردی و ادعای باطل سفارت را درک میکند و فریب کسانی را که از عبادات و ظاهر موجه خود پلی برای ادعای نیابت میسازند، نمیخورد.
خطاها و موانع تکذیب مدعیان نیابت خاص امام زمان عجل الله فرجه درغیبت کبری
در مسیر شناخت و عمل به وظیفه تکذیب مدعیان نیابت خاص، گاهی دچار اشتباهاتی میشویم که نه تنها ما را از مسیر صحیح انتظار دور میکند، بلکه ممکن است ناخواسته ما را در دام جریانهای انحرافی بیندازد. بر اساس مفاهیم دقیق کتاب مکیال المکارم ، در اینجا به مهمترین خطاها، موانع و سوءبرداشتهایی که باید از آنها پرهیز کنیم، میپردازیم:
۱. فریب خوردن با ابزار کرامتتراشی و خواب و رؤیا
یکی از بزرگترین خطاهای منتظران، اعتماد به خوابها، مکاشفات ادعایی یا کارهای عجیب و غریب مدعیان است. طبق تأکید مولف کتاب مکیال المکارم، نیابت خاصه تنها با نص امام، نص نایب قبلی یا ظهور معجزه قطعی ثابت میشد که در دوره غیبت صغری نایبان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از این سه راه تشخیص داده میشدند. اما در غیبت کبری، باب نیابت خاصه کاملاً بسته شده است. بنابراین، اگر کسی امروز با نقل خوابهای خاص یا انجام کارهایی که شبیه کرامت یا سحر است، ادعای ارتباط ویژه و سفارت کرد، قطعا دروغگوست. نباید سادگی به خرج داد و مقهور جذابیتهای کاذب و ادعاهای فراطبیعی این دنیاپرستان شد.
۲. تفریط و افراط در موضوع نیابت (نادیده گرفتن نیابت عامه)
یک خطای راهبردی این است که فرد از یک سو مدعیان دروغین نیابت خاص را تکذیب کند، اما از سوی دیگر به مرجعیت قانونی و شرعی دوران غیبت نیز پشت پا بزند. مولف کتاب مکیال المکارم تصریح میکند که هرچند باب نیابت خاص بسته شده، اما با استناد به نصوص پیامبر صل الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام، نیابت عامه برای علمای عامل، فقهای رهیافته و حامیان دین ثابت است. پس، رها کردن فقها و تلاش برای پیدا کردن راهنما از مسیرهای غیرشرعی و مندرآوردی، خطایی است که فرد را بیپناه و طعمه شیادان میکند.
۳. خلط میان ارتباط معنوی و تقوا با منصب نیابت و سفارت خاص
برخی گمان میکنند اگر شخصی انسان خوب، اهل عبادت و دارای نفس پاکی است، حتماً با امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف ارتباط خاص دارد و دستورات مهدوی را مستقیم دریافت میکند. این یک سوءبرداشت خطرناک است. داشتن تقوا و ارتباط قلبی با امام، یک کمال فردی است، اما نیابت خاص یک منصب حقوقی و الهی است که در دوران غیبت کبری به هیچکس داده نمیشود. تاریخ پر است از افرادی (مانند محمد بن نصیر نمیری و محمد بن هلال بن بلال) که ابتدا با چهرهای موجه وارد شدند، اما به دلیل طمع و دنیاطلبی ادعای نیابت کردند و در نهایت مورد لعن امام علیه السلام قرار گرفتند.
۴. سکوت و بیتفاوتی در برابر انحرافات (ترس از قضاوت دیگران)
برخی افراد با وجود اینکه میدانند فلان شخص یا جریان در حال ادعای دروغین ارتباط خاص با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، اما به دلیل ترس از برچسب خوردن، تعارفات دوستانه یا پرهیز از درگیری، سکوت میکنند. تکذیب مدعیان یک وظیفه عملی و ایجابی است. سکوت در برابر این افراد، به معنای باز گذاشتن فضا برای فریب خوردن جوانان و مؤمنان سادهدل است. ما موظفیم با استدلال و قاطعیت، با این ادعاها برخورد کنیم و مرزهای اعتقادی شیعه را پاس بداریم.
نکته کلیدی برای پرهیز:
همیشه به یاد داشته باشیم که مسیر انتظار، مسیری روشن و قاعدهمند است. هر صدایی که در دوران غیبت کبری شما را به جای قرآن، سنت اهل بیت علیهم السلام و فقهای جامعالشرایط، به سمت پیروی محض از یک شخص خاص با ادعای نیابت خاص یا ارتباط مستقیم با امام زمان عجل الله تعالی فرجه فراخواند، قطعا بیراهه است و باید بدون معطلی تکذیب شود.
آثار و نتایج تکذیب مدعیان نیابت خاص امام زمان عجل الله فرجه در غیبت کبری
آثار معنوی
یکی از مهمترین آثار معنوی تکذیب مدعیان دروغین، حفظ سلامت و خلوص ارتباط قلبی با امام عصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف است. زمانی که انسان با قاطعیت دست رد بر سینه مدعیان نیابت خاص میزند، در واقع حریم قدسی امامت را از آلودگی به ادعاهای بشری و شیطانی پاک نگه میدارد. وقتی مؤمن از پیروی این افراد سر باز میزند تا زمانی که نشانهها و معجزات حقیقی ظهور آشکار شود، در حقیقت قطبنمای معنوی خود را مستقیماً روی حجت خدا تنظیم کرده است. این کار باعث میشود تا فرد در دوران تاریک حیرت و غیبت، دچار انحرافات باطنی نشود و انرژی معنوی، عبادی و توسلات خود را خرج کسانی نکند که تنها به دنبال مطامع نفسانی و دنیاپرستی هستند. در نتیجه، انتظار او یک انتظار ناب، توحیدی و کاملاً عاری از بتسازی و شخصپرستی خواهد بود و ارتباط دلی او با امام زمانش در زلالترین حالت ممکن حفظ میشود.
آثار فردی
در سطح فردی، نپذیرفتن مدعیان نیابت خاص باعث ایجاد ثبات فکری و آرامش روانی عمیقی در انسان میشود. با تکیه بر این قاعده استوار عقلی که نیافتن دلیل محکم در یک امر عمومی و مهم، خود دلیل بر نبودن آن است، انسان دیگر عمر، روان و سرمایه خود را در مسیر جستوجوی سرابها هدر نمیدهد و از اضطراب دائمی برای یافتن یک رابط مخفی و ویژه رهایی مییابد. این شناخت صحیح، به مؤمن شخصیتی مستقل، خردورز و مقاوم میبخشد که به راحتی تحت تأثیر ترفندهای روانشناختی، خوابسازیها و ادعاهای واهی شیادان قرار نمیگیرد. چنین فردی دین و سبک زندگی خود را بر پایه استدلال، علم و قواعد اصولی بنا میکند و از نظر شخصیتی به چنان پختگی و بلوغی میرسد که در برابر طوفان شبهات و بازیابیهای احساسی دوران غیبت، کاملاً استوار و نفوذ ناپذیر باقی میماند.
آثار خانوادگی
خانواده، به عنوان مهمترین نهاد تربیتی، همواره یکی از اهداف اصلی جریانهای انحرافی و مدعیان دروغین است. این افراد معمولاً با ادعاهای ماورایی، سعی در نفوذ به حریم خانوادهها، تسلط بر افکار اعضا و حتی اخاذی مالی دارند. تکذیب قاطعانه این مدعیان، اثری مستقیم در حفظ انسجام، امنیت روانی و اقتصاد خانواده دارد. وقتی والدین بر اساس مبانی صحیح دینی، مبنی بر بسته بودن قطعی باب نیابت، اجازه ورود این افکار را به خانه نمیدهند، یک سپر محافظتی مستحکم برای فرزندان خود ایجاد میکنند. این کار مانع از آن میشود که اعضای خانواده در دام فرقههایی بیفتند که غالباً اطاعت کورکورانه از رهبر فرقه را جایگزین محبت و پیوندهای سالم خانوادگی میکنند. در نتیجه، محیط خانواده به جای تبدیل شدن به محفلی برای ترویج خرافات، بستر امن و سالمی برای تربیت دینی فرزندان بر مدار عقلانیت باقی میماند.
آثار اجتماعی
در بعد کلان، تکذیب مدعیان نیابت اثری شگرف در جلوگیری از تشتت، تفرقه و فرقهسازی در جامعه اسلامی دارد. اگر قرار بود جامعه شیعه به هرکس که ادعای ارتباط ویژه دارد روی خوش نشان دهد، امروز با هزاران فرقه متخاصم و سرگردان روبهرو بودیم. با توجه به اینکه در دوران غیبت کبری باب نیابت خاصه کاملاً بسته است، جامعه باید هدایت خود را از طریق نیابت عامه یعنی فقهای جامعالشرایط و راویان احادیث دریافت کند. اثر اجتماعی تکذیب مدعیان، انتقال صحیح، منسجم و امن مرجعیت جامعه به سوی علمای دینشناس است. این امر باعث حفظ یکپارچگی جامعه منتظران شده و دست شیادان را از ایجاد آشوبهای اجتماعی، سوءاستفاده از احساسات پاک تودههای مردم و ایجاد تقابل و کینهتوزی میان گروههای مختلف مذهبی، کوتاه میکند.
آثار اخروی
نهاییترین و مهمترین ثمره این تکذیب، در سرای آخرت و در پیشگاه خداوند متعال آشکار میشود. پیروی از کسی که به دروغ خود را نماینده ویژه امام جا میزند، شراکتی مستقیم در دروغ بستن به خدا و ولیّ خداست که عذابی دردناک در پی دارد. تاریخ گواه است که اشخاصی به دلیل همین ادعاهای باطل، صریحاً از سوی امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف مورد لعن و برائت قرار گرفتند. تکذیب این افراد، در حقیقت فرار از غضب و لعنت قطعی امام معصوم است. اثر اخروی این ایستادگی، آن است که مؤمن در روز قیامت به عنوان مسلمانی وفادار، آگاه و ثابتقدم محشور میشود که از سختترین فتنههای آخرالزمان سربلند بیرون آمده و شایسته دریافت پاداش عظیم استقامت در دوران تاریک غیبت خواهد بود.
جمعبندی تکذیب مدعیان نیابت خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در غیبت کبری
در یک نگاه جامع، وظیفه خطیر تکذیب مدعیان نیابت خاص در دوران غیبت کبری، دژی مستحکم برای صیانت از مرزهای عقیدتی مذهب تشیع و حفظ اصالت فرهنگ مهدویت به شمار میرود. با پایان یافتن دوران نواب اربعه و صدور توقیع شریف مبنی بر ختم نیابت خاص، هرگونه ادعای ارتباط ویژه، نمایندگی انحصاری و دریافت مأموریت مستقیم از جانب امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف مردود و باطل اعلام شده است. این تدبیر الهی، راه را بر نفوذ شیادان، دنیاطلبان و فرقهسازانی که قصد دارند از احساسات پاک و اشتیاق منتظران سوءاستفاده کنند، به طور کامل مسدود میسازد. در این مقطع حساس از تاریخ، هدایت و مرجعیت فکری جامعه شیعه به راویان احادیث و فقهای جامعالشرایط در قالب نیابت عامه سپرده شده است تا مؤمنان در گرداب شبهات و حیرت آخرالزمان سرگردان نمانند.
منتظر واقعی و خردمند کسی است که با تکیه بر استدلال، عقلانیت و پیروی از علمای دینشناس، شور و اشتیاق مهدوی خود را در مسیر صحیح هدایت کند. او با ایستادگی شجاعانه در برابر ادعاهای واهی و تکذیب قاطعانه مدعیان دروغین، نه تنها امنیت روانی، خانوادگی و اجتماعی خود را تضمین میکند، بلکه خلوص ارتباط قلبی خویش با حجت خدا را از هرگونه آلودگی و شخصپرستی مصون میدارد. در نهایت، عمل به این وظیفه، جامعه منتظران را از انحرافات باطنی، تشتت و گرفتاری در دام فرقههای نوظهور نجات داده و آنان را به عنوان یارانی وفادار، بیدار و ثابتقدم برای روز باشکوه ظهور آماده میسازد. از این رو، هوشیاری در برابر این مدعیان، شرط اساسی وفاداری به پیمان ولایت در عصر غیبت است.
[1] کمال الدین و تمام النعمه، جلد 2، صفحه 516
[2] کمال الدین و تمام النعمه، جلد 2، صفحه 348
[3] کمال الدین و تمام النعمه، جلد 2، صفحه 350
[4] غیبت نعمانی، جلد ۱، صفحه 159
[5] غیبت نعمانی، جلد ۱، صفحه 160
[6] الکافي، جلد ۱، صفحه ۳۴۰
[7] كمال الدين و تمام النعمه، جلد ۲، صفحه ۳۴۸
[8] غیبت نعمانی، جلد ۱، صفحه 159
[9] غیبت نعمانی، جلد ۱، صفحه 171